اختصاصی اطلس

اردک لنگ

ده ماه پس از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری، دونالد ترامپ با سرعتی بی‌سابقه در تاریخ سیاست مدرن آمریکا، به سمت وضعیت «رئیس‌جمهور ناتوان» (اصطلاحاً اردک لنگ) می‌لغزد. او هنوز پوشش رسانه‌ای شبانه‌روزی، پایگاه هوادارانِ متعصب و بلندترین تریبون جهان را در اختیار دارد؛ اما آنچه دیگر در دستش نیست، اهرم‌های حکومت است. کنگره او را نادیده می‌گیرد. حزب خودش بی سروصدا در حال نوشتن آگهی ترحیم سیاسی اوست. نامزدهای کابینه‌اش زیر بارِ وزنِ خودشان در حال فروپاشی‌اند. ریاست‌جمهوری در حال تبدیل شدن به یک تئاتر است؛ پرزرق‌وبرق، پرسروصدا، اما به‌طور فزاینده‌ای بی‌اثر.

نشانه‌های این وضعیت، در هفته‌ای نفس‌گیر در نوامبر ۲۰۲۵ آشکار شد؛ شواهدی که با داده‌های نظرسنجی—که حاکی از ریزش شدید محبوبیت در میان جمعیت‌های آماری کلیدی بود—تقویت شد.

فرسایش نهادی

رئیس‌جمهور ایالات متحده برای حکمرانی به سه چیز نیاز دارد: یک قوه مجریه فعال، یک کنگره‌ی مطیع (یا حداقل اهل همکاری)، و حسن‌نیت عمومیِ کافی برای همراه کردن قانون‌گذاران. ترامپ هر سه را به‌طور هم‌زمان از دست می‌دهد.

تاریخ هیچ سابقه‌ای برای فروپاشی‌ای به این سرعت سراغ ندارد. جورج دبلیو بوش تا زمان شکست طرح تأمین اجتماعی در سال پنجم ریاست‌جمهوری‌اش به بن‌بستِ قانون‌گذاری نخورد. بیل کلینتون از استیضاح جان سالم به در برد و محبوب باقی ماند. اما ترامپ در کمتر از دوازده ماه به فرسودگی کاملِ کارکردی رسیده است.

با نبرد بر سر تأمین بودجه دولت که در ۲۰ نوامبر به پایان رسید شروع کنیم. ترامپ از جمهوری‌خواهان خواست افزایش سقف بدهی را رد کنند و دموکرات‌ها را با تعطیلی دولت به چالش بکشند. جمهوری‌خواهانِ مجلس نمایندگان او را نادیده گرفتند، یک لایحه بودجه موقت و «پاک» (بدون تبصره‌های اضافی) را با آرای دموکرات‌ها تصویب کردند و به سنا فرستادند؛ جایی که با ۸۷ رأی موافق در برابر ۱۱ رأی مخالف به‌راحتی تأیید شد.

رئیس‌جمهوری که زمانی لاف می‌زد به تنهایی می‌تواند همه مشکلات را حل کند، اکنون نظاره‌گرِ حزبی بود که بدون او، اوضاع را سامان داد.

در همان هفته، مت گیتس—گزینه شخصی ترامپ برای دادستانی کل—پس از اینکه مشخص شد حتی سناتورهای جمهوری‌خواه حاضر به برگزاری جلسه استماع برای او نیستند، از نامزدی کناره‌گیری کرد. پیت هگست (وزیر دفاع) و تولسی گبرد (مدیر اداره‌ی اطلاعات ملی) لنگ‌لنگان به سوی جلسات تأیید صلاحیت می‌روند، در حالی که چندین سناتور جمهوری‌خواه از هم‌اکنون چراغ قرمز نشان داده‌اند. کش پاتل و رابرت اف. کندی جونیور در راهروهای کنگره آشکارا مورد تمسخر قرار می‌گیرند.

در داخل کاخ سفید، جابه‌جایی نیروها شدت گرفته است. مقامات ارشد به‌صورت غیررسمی به خبرنگاران می‌گویند که زمان بیشتری را صرف مدیریتِ خلق‌وخوی رئیس‌جمهور می‌کنند تا مدیریت کشور. در رده‌های پایین‌ترِ زنجیره فرماندهی، نوعی رفتار کارشکنانه شکل گرفته است. کارمندانِ رسمی و باسابقه—همان «دولت پنهانی» که ترامپ قسم خورده بود نابودش کند—صرفاً با تاکتیک صبر، او را زمین‌گیر کرده‌اند. دستورالعمل‌ها به‌کندی اجرا می‌شوند، یادداشت‌ها در مرحله بازبینی «گم» می‌شوند و اجرا توسط بوروکرات‌هایی به تاخیر می‌افتد که می‌دانند با این حجم از تغییرات مدیریتی، هیچ‌کس آن‌قدر دوام نمی‌آورد که کار آن‌ها را بازرسی کند.

حمایت عمومی نیز در حال سقوط است. میزان محبوبیت کلی ترامپ در چندین نظرسنجی ماه نوامبر به حدود ۴۱ درصد کاهش یافته و نارضایتی بین ۵۵ تا ۵۸ درصد در نوسان است. این افتی ۴ تا ۵ درصدی نسبت به اکتبر است و رکوردهای پایینِ جدیدی برای دوره دوم او ثبت کرده—حتی پایین‌تر از برخی مقاطع دوره اولش. در میان مستقل‌ها، نارضایتی با رشدی ۷ درصدی اخیراً به ۵۱ درصد رسیده است. رضایت جمهوری‌خواهان از رئیس‌جمهور خودشان ۶ تا ۱۲ درصد کاهش یافته و به ۷۹ تا ۸۶ درصد رسیده است. نارضایتی اسپانیایی‌تبارها با جهشی ۱۵ درصدی به ۵۴ درصد رسیده است. این تغییرات، در میانه انتشار پرونده‌های اپستین و تبعات تعطیلی دولت، مخالفان را جسورتر و متحدان را محتاط‌تر کرده است.

جایگزینی سیاست‌گذاری با نمایش

به پست‌های «تروث سوشال»ِ شخصِ ترامپ در ده روز آخر نوامبر ۲۰۲۵ نگاه کنید و بشمارید:

•          ۹ پست درباره موهای گوین نیوسام

•          ۷ پست درباره رتبه‌بندی تلویزیونی لیگ NFL و تیلور سوئیفت

•          ۵ حمله به مسابقات دوشیزه جهان برای ووک شدن(گرفتاری در فرهنگ بیداری چپ‌گرا)

•          ۳ تهدید خبرنگاران با ذکر نام

•          ۱ پست درباره بودجه واقعی فدرال (که ارقامش اشتباه بود)

ابتکارات بزرگ قانون‌گذاری؟ صفر. رونمایی دقیق از سیاست‌ها؟ صفر. وعده امضای تعرفه‌های ۱۰ درصدی سراسری، همین حالا منجر به نامه‌های عمومی ابراز نگرانی از سوی ۱۸ سناتور و فرماندار جمهوری‌خواه در ایالت‌های مرزی شده است. فرامین اجرایی هنوز صادر می‌شوند، اما محدود، به‌راحتی قابل برگشت و به‌طور فزاینده‌ای توسط آژانس‌هایی نادیده گرفته می‌شوند که می‌دانند رئیس‌جمهور بعدی تنها سه سال دیگر از راه می‌رسد.

در زمینه اقتصاد، رضایت عمومی به‌سرعت در حال افول است. اکنون ۷۶ درصد از رأی‌دهندگان وضعیت اقتصاد ملی را منفی ارزیابی می‌کنند (افزایش نسبت به ۶۷ درصد در ماه ژوئیه)، و ۶۲ درصد مستقیماً سیاست‌های ترامپ را مقصر می‌دانند. نظرسنجی رویترز/اپسوس محبوبیت کلی را در اواسط نوامبر تنها ۳۸ درصد نشان داد، در حالی که CNN/SSRS با ۳۷ درصد، به پایین‌ترین حد دوره رسید. خود ترامپ در مجمعی در ۱۹ نوامبر به این لغزش اعتراف کرد: «اعداد نظرسنجی من همین الان افت کرد.»

شورش جمهوری‌خواهان

هیچ‌چیز بهتر از ماجرای مارجری تیلور گرین این فروپاشی را به تصویر نمی‌کشد.

برای چهار سال، او بزرگترین حامی ترامپ بود—هر توطئه‌ای را بزرگ‌نمایی می‌کرد، هر گله‌ای را بازتاب می‌داد و خود را به عنوان مجریِ MAGA جا می‌زد. سپس، در فاصله یک هفته، پستی منتشر کرد مبنی بر اینکه لفاظی‌های ترامپ در حال دامن زدن به «بستری داغ از تهدیدها» علیه اوست و اینکه او اکنون «درک کوچکی» از ترسی که قربانیان جفری اپستین احساس می‌کردند، پیدا کرده است.

بگذارید عمق این موضوع روشن شود. زنی که زمانی پیشنهاد می‌کرد لیزرهای فضاییِ یهودی آتش‌سوزی‌های کالیفرنیا را آغاز کرده‌اند، اکنون آشکارا ارتش سایبریِ دونالد ترامپ را با ماشینِ ارعابِ جفری اپستین مقایسه می‌کند. وقتی طلسم برای مارجری تیلور گرین می‌شکند، یعنی برای همه شکسته است.

او تنها نیست. ران دی‌سانتیس، نیکی هیلی، گلن یانگ‌کین، برایان کمپ و نیمی از نامزدهای احتمالی ۲۰۲۸ هم‌اکنون در حال ساخت برندهای جداگانه هستند. ساعات پربیننده فاکس نیوز اکنون به‌طور منظم بخش‌هایی را پخش می‌کند که می‌پرسند آیا «ترامپیسم بدون ترامپ» آینده حزب است یا خیر. طبقه حامیان مالیِ کلان (Donor class) بی سروصدا پول‌های خود را به «سوپرپک‌هایی» (Super PACs) منتقل کرده‌اند که با جنبش MAGA ارتباطی ندارند.

اهمیت این موضوع در چیست؟

رئیس‌جمهوری که نمی‌تواند بودجه تصویب کند، کابینه را تأیید کند یا حزب خود را در یک خط نگه دارد، فقط ضعیف نیست، او خطرناک است. آژانس‌ها سرگردان می‌شوند. متحدان خارجی خود را کنار می‌کشند. دشمنان دست به آزمون می‌زنند. پدیده «نادیده گرفته شدن» (Ghosting) در صحنه جهانی نیز در حال رخ دادن است. هیئت‌های خارجی بی سروصدا دفتر بیضی (کاخ سفید) را دور می‌زنند تا در عوض با فرمانداران و رهبران کنگره دیدار کنند. وقتی رهبران اروپایی نشست‌های خود را با فرمانداران ایالتی تنظیم می‌کنند نه با کاخ سفید، پیام روشن است: جهان از همین حالا به دنبال فردِ بعدی در اتاق بیضی‌شکل است.

انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ از هم‌اکنون حول این سؤال برنامه‌ریزی می‌شود که «چگونه از ترامپ جان سالم به در ببریم؟» نه اینکه «چگونه دستور کار او را پیش ببریم؟»

با این حال، تاریخ هشدار می‌دهد که این مرحله اغلب بی‌ثبات‌ترین مرحله است. یک رئیس‌جمهور که در کنج گیر افتاده و از قدرت قانون‌گذاری محروم شده، اغلب به معدود حوزه‌هایی عقب‌نشینی می‌کند که کنگره نمی‌تواند به‌راحتی مسدود کند: عفوهای بی‌حساب‌وکتاب و تحرکات نظامی. نظریه «حیوان زخمی» در ریاست‌جمهوری پیشنهاد می‌کند که هرچه نفوذ داخلی ترامپ کاهش یابد، انگیزه او برای ایجاد آشوب در خارج از کشور افزایش می‌یابد.

مدافعان اعتراض خواهند کرد: «او هنوز پایگاه رأی را دارد! فرامین اجرایی! وتوها!» درست است، اما پایگاه مردمی، صلاحیت قضات را تأیید نمی‌کند و بودجه دولت را تأمین نمی‌کند. فرامین اجرایی را می‌توان با چرخش یک قلم در سال ۲۰۲۹ لغو کرد. و وتوها فقط زمانی کار می‌کنند که کنگره به امضای شما نیاز داشته باشد—که پس از ۲۰ نوامبر، مشخصاً نیازی ندارد.

دونالد ترامپ برای باقی‌مانده دوره‌اش بر صفحه‌های تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی مسلط خواهد بود. او گردهمایی‌های عظیم برگزار خواهد کرد، القاب بی‌رحمانه ابداع خواهد کرد و نیمی از کشور را در حالت دائمی خشم یا وجد نگه خواهد داشت.

اما اینکه بلندگو هنوز کار می‌کند، به معنای کار کردنِ اهرم‌های قدرت نیست. ده ماه پس از شروع، دومین ریاست‌جمهوری ترامپ عملاً با باکِ خالی حرکت می‌کند. سروصدا کرکننده است اما قدرت در حال محو شدن است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا