اختصاصی اطلس

بازتعریف معادله واشنگتن–ریاض: آیا دیدار بن‌سلمان و ترامپ سرآغاز یک اتحاد راهبردی جدید است؟

دیدار محمد بن سلمان با دونالد ترامپ در کاخ سفید، نقطه عطفی در تعاملات راهبردی غرب آسیا و بازتعریف نقش عربستان در نظم جهانی است. این دیدار نه‌تنها یک حرکت دیپلماتیک برای نشان‌دادن حسن نیت طرفین نسبت به یکدیگر، که نمایانگر شکل‌گیری آرایش جدیدی از روابط اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی بین ریاض و واشنگتن بود که اهداف بلندمدت و منافع ملی هر دو کشور را با هم ادغام می‌کند. برای بن سلمان، این دیدار فرصتی بود تا جایگاه عربستان را به‌عنوان یکی از شرکای کلیدی ایالات متحده تثبیت کند و همزمان مسیرهایی را برای تنوع‌بخشی اقتصادی از «صرفا فروش نفت» به «مشارکت فعال در پروژه‌های بزرگ فناوری و امنیتی جهانی» باز کند؛ برای ترامپ نیز، فرصتی بود تا ضمن نمایش موفقیت‌های سیاست خارجی خود، تقویت بیشتر امنیت منطقه‌ غرب آسیا در راستای منافع آمریکا و ایجاد شبکه‌ای از متحدان راهبردی با توانمندی در سرمایه‌گذاری و قابلیت‌های فناوری را تحقق بخشد.

در طول این جلسه، اعلام تقریباً یک تریلیون دلار سرمایه‌گذاری عربستان در عرصه فناوری، انرژی و زیرساخت‌های ایالات متحده، در کنار اعطای لقب و جایگاه «متحد اصلی غیر ناتو» و توافق‌نامه‌هایی در مورد فروش جنگنده‌های پیشرفته  اف-۳۵، ترکیبی از آرمان‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی را آشکار کرد که می‌تواند چشم‌اندازهای منطقه‌ای و بین‌المللی را برای چند سال آینده شکل دهد. این ترکیب وعده‌های سرمایه‌گذاری عظیم با همکاری دفاعی و قصد ایجاد بلوک‌های راهبردی مشترک، منعکس‌کننده یک چشم‌انداز مشارکتی است که اهداف اقتصادی، امنیتی و سیاسی را در هم می‌آمیزد و می‌تواند به یک اتحاد طولانی‌مدت و تأثیرگذار منجر شود. اما باید در نظر داشت که موفقیت این چشم‌انداز تنها در صورت تحقق اجرای واقعی تعهدات طرفین که با چالش‌های جدی روبروست و مستلزم تحقق وعده‌های اقتصادی، مدیریت حساسیت امنیتی و تاب‌آوری سیاسی است، ممکن می‌شود.

در بعد اقتصادی، بن سلمان افزایش سرمایه‌گذاری‌های عربستان در ایالات متحده را از حدود شش‌صد میلیارد دلار به یک تریلیون دلار اعلام کرد. طبق برگه اطلاع‌رسانی کاخ سفید، این توافق‌نامه‌ها شامل سرمایه‌گذاری در فناوری، زیرساخت‌ها، صنایع انرژی و پروژه‌های نوآورانه است. اگر این اتفاق واقعاً رخ دهد، چنین سرمایه‌گذاری نشان‌دهنده عزم عربستان برای تنوع‌بخشی عمیق اقتصادی، فاصله‌گرفتن از وابستگی به نفت و ادغام در زنجیره ارزش جهانی فناوری خواهد بود. با این حال، تحلیلگرانی چون تحلیلگران اندیشکده کارنگی هشدار دادند که در پس پرده این تعهدات بلندپروازانه، اهداف سیاسی و امنیتی نهفته است: آنها استدلال کردند که بن سلمان احتمالاً به‌دنبال تثبیت مشروعیت بین‌المللی خود به‌عنوان یک متحد راهبردی برای ایالات متحده است، و نه صرفاً در پی منافع اقتصادی. در عرصه معدن نیز، دو کشور یک چارچوب راهبردی جدید برای همکاری در زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی، از جمله اورانیوم و فلزات ضروری، امضا کردند که طبق تحلیل مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، می‌تواند امنیت عرضه را برای ایالات متحده و درآمد راهبردی را برای عربستان ایجاد نماید. این امر در متن و مفهوم جهت‌گیری مشترک به‌سمت «اقتصاد راهبردی» قرار می‌گیرد که در آن منابع معدنی و فناوری در هم تنیده‌ شده‌اند و بیشتر در سرمایه‌گذاری قابل‌توجه عربستان منعکس می‌شود.

بعد امنیتی رابطه آمریکا و عربستان نیز به‌طور ملموس و راهبردی تقویت شده است. ترامپ با تأیید فروش جنگنده اف-۳۵ به عربستان و یک توافق دفاعی جدید، سطح همکاری نظامی را بالا برد. با این حال، طبق تحلیل مؤسسه خاورمیانه، فروش اف-۳۵ اگرچه نمادی قدرتمند به‌شمار می‌آید، اما هنوز در مراحل اولیه به‌سر می‌برد و زمان قابل‌توجهی برای تحویل، امر آموزش و نگهداری مورد انتظار است. در همین حال، برخی تحلیلگران نظامی معتقدند که با آنکه اتصاف لقب و جایگاه «متحد اصلی غیر ناتو» به عربستان می‌تواند مزایایی مانند انتقال آسان‌تر تسلیحات، پتانسیل ذخیره‌سازی تسلیحات ایالات متحده در خاک عربستان و همکاری لجستیکی را در بر داشته باشد، اما تضمین‌های دفاعی متقابل همسان با ناتو را فراهم نمی‌کند.

در بعد دیپلماتیک و از منظر ژئوپلیتیک، بن سلمان نشانه‌هایی از تمایل برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل تحت «پیمان ابراهیم» از خود بروز داده است، اما در عین حال روشن کرده است که هرگونه حرکت به‌سمت عادی‌سازی، باید با «مسیری شفاف به‌سمت تشکیل کشور فلسطین» همراه باشد؛ که این نشان می‌دهد هدف ولیعهد عربستان فراتر از عادی‌سازی روابط با اسرائیل، بیشتر در مورد تحکیم یک تفاهم امنیتی بلندمدت راهبردی با ایالات متحده است که از انتخابات آینده در آن کشور تاثیر نپذیرد و دستخوش تزلزل نشود. اندیشکده کارنگی نیز معتقد است که بن سلمان در آن دیدار، کمتر به عادی‌سازی روابط با اسرائیل پرداخت و بیشتر خواهان مشروعیت سیاسی و تثبیت جایگاه کشورش به‌عنوان یک شریک راهبردی برای ایالات متحده بود. در همین حال، نگرانی‌های حقوق بشری همچنان برجسته است؛ بن سلمان خود را به‌عنوان «متحد کلیدی ایالات متحده» توصیف می‌کند و منتقدان معتقدند ولیعهد عربستان از خلال این نزدیکی راهبردی به‌دنبال اهرمی است تا پاسخگویی در مورد قتل «جمال خاشقجی» که ذیل مسائل حقوق بشری قرار می‌گیرد را تضعیف کند.

از منظر قدرت نرم و مشروعیت سیاسی، این دیدار ارزش نمادین مهمی برای بن سلمان داشت: او صرف این واقعیت که در کاخ سفید مورد استقبال قرار گرفت و با استقبال رسمی ترامپ روبرو شد، پیام مهمی را به بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی در مورد قصد عربستان برای ایفای نقش محوری در نظم نوظهور منطقه‌ای -نه صرفاً به‌عنوان تأمین‌کننده نفت، که به‌عنوان یک شریک امنیتی و فناورانه راهبردی- ارسال کرد. با این حال، اندیشکده چتم هاوس به‌درستی خاطرنشان می‌کند که تحقق این هدف قویا نیازمند و مستلزم ارائه تضمین‌هایی است که طی آن‌ها بتواند فراتر از دوران ترامپ عمر کند و تبدیل به یک چارچوب راهبردی پایدار شود.

در عین حال، برخی از تحلیلگران مانند تحلیلگران اندیشکده «مرکز عربی واشنگتن‌ دی‌سی» معتقدند که این توافقات بزرگ چیزی بیش از یک بیانیه نیستند و اطمینان از اجرای کامل اینگونه توافقات بسیار دشوار خواهد بود. این اندیشکده بر اساس تحلیل خود خاطرنشان می‌کند که اگرچه فروش جنگنده‌های اف-۳۵ و وضعیت متحد نظامی مهم است، اما نمی‌توان انتظار داشت که بدون ضمانت‌های حقوقی قوی و امکانات لجستیکی کافی، تحول راهبردی بلندمدت به‌همراه بیاورد.

برآیند

دیدار بن سلمان و ترامپ در کاخ سفید، نقطه آغاز آرایشی جدید در روابط آمریکا و عربستان است؛ آرایشی که هدف آن ادغام منافع اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی دو کشور در یک چارچوب راهبردی بلندمدت است. وعده سرمایه‌گذاری یک تریلیون دلاری، همکاری در زنجیره ارزش فناوری و مواد معدنی، فروش جنگنده‌های اف-۳۵ و اعطای جایگاه «متحد اصلی غیر ناتو» نشان می‌دهد که دو طرف به‌دنبال ساخت مدلی فراتر از همکاری‌های گذشته‌اند؛ مدلی که عربستان را از یک بازیگر عمدتاً نفت‌محور به شریک راهبردی آمریکا در اقتصاد، فناوری، امنیت منطقه‌ای و زنجیره‌های تأمین جهانی ارتقا دهد.

اما موفقیت این چشم‌انداز بیش از هرچیز به امکان‌پذیری اجرای آن بستگی دارد. حجم تعهدات اعلام‌شده، پیچیدگی همکاری دفاعی و امنیتی، و حساسیت‌های سیاسی -چه در واشنگتن و چه در ریاض- می‌تواند سرعت و عمق این همکاری را محدود کند. همچنین، تمایل مشروط عربستان به عادی‌سازی روابط با اسرائیل و تلاش بن سلمان برای تثبیت مشروعیت بین‌المللی خود، یادآور این واقعیت است که این نزدیکی راهبردی تنها در صورتی پایدار خواهد بود که از تغییرات سیاسی آمریکا مصون شود و با تضمین‌های نهادی همراه گردد.

در نهایت، این دیدار بیش از آنکه نقطه پایان باشد، آغاز آزمونی است برای سنجش ظرفیت اجرایی و سیاسی دو طرف در تبدیل این بلندپروازی‌ها به یک اتحاد پایدار و قابل اتکا، یا اینکه این طرح جاه‌طلبانه در سطح پیام‌های نمادین و وعده‌های دشوار برای اجرا باقی بماند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا