سومالیلند و ژئوپلیتیک نوین شاخ آفریقا؛ از بندر بربره تا معادلات دریای سرخ
در دهههای اخیر، شاخ آفریقا به یکی از کانونهای نوظهور رقابت ژئوپلیتیکی میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شده است. در این میان، سومالیلند بهعنوان واحدی سیاسی که از سال ۱۹۹۱ بهطور دوفاکتو خودگردان اداره میشود، جایگاهی ویژه در معادلات امنیتی و اقتصادی این منطقه یافته است. هرچند جامعه بینالمللی همچنان این منطقه را بخشی از سومالی میداند، اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که سومالیلند بهتدریج در حال ایفای نقش یک بازیگر مؤثر در نظم در حال شکلگیری شاخ آفریقاست.
سومالیلند در ساحل جنوبی خلیج عدن واقع شده؛ منطقهای که در مجاورت یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان، یعنی تنگه بابالمندب، قرار دارد. این تنگه مسیر عبور بخش قابلتوجهی از تجارت جهانی، بهویژه انتقال انرژی میان آسیا و اروپا، محسوب میشود. از این منظر، هرگونه ثبات یا بیثباتی در سواحل جنوبی خلیج عدن، پیامدهایی فراتر از سطح منطقهای خواهد داشت. افزون بر این، سومالیلند از منظر ژئواقتصادی نیز اهمیت فزایندهای یافته است. اتیوپی، بهعنوان پرجمعیتترین کشور محصور در خشکی جهان، برای دسترسی به آبهای آزاد وابستگی شدیدی به بندر جیبوتی دارد. بندر بربره در سومالیلند، در این چارچوب، بهعنوان یک گزینه جایگزین و مکمل برای کاهش این وابستگی مطرح شده است.
امارات از نخستین بازیگرانی بود که ظرفیت ژئوپلیتیکی سومالیلند را شناسایی کرد. سرمایهگذاری ابوظبی در این منطقه، بهویژه از طریق توسعه بندر بربره توسط شرکت DP World، صرفاً یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان امارات برای ایجاد شبکهای از بنادر و زیرساختهای لجستیکی در امتداد مسیرهای حیاتی دریایی است. توسعه بندر بربره، همراه با مشارکت امارات در زیرساختهای فرودگاهی و لجستیکی، به این کشور امکان میدهد تا حضور خود را در معادلات امنیت دریایی خلیج عدن و دریای سرخ تثبیت کند. در کنار این موضوع، همکاریهای کشاورزی و تأمین منابع غذایی نیز بهعنوان یکی از ابعاد کمتر دیدهشده این رابطه، پیوندهای اقتصادی دو طرف را تقویت کرده است.
اگرچه سومالیلند بهطور رسمی در هیچیک از ترتیبات سیاسی نوظهور غرب آسیا، از جمله پیمان ابراهیم، عضویت ندارد، اما جهتگیری سیاست خارجی آن بهگونهای است که همسویی فزایندهای با محور امارات و متحدان غربی این کشور نشان میدهد. این رویکرد، در تضاد با سیاستهای دولت مرکزی سومالی در موگادیشو قرار دارد که طی سالهای اخیر بیشتر تحت نفوذ ترکیه و قطر بوده است. در همین چارچوب، تلاش سومالیلند برای گسترش روابط خارجی خاص، از جمله برقراری مناسبات رسمی با تایوان، را میتوان بخشی از راهبرد این منطقه برای کسب مشروعیت بینالمللی و معرفی خود بهعنوان یک بازیگر باثبات در منطقهای پرآشوب دانست.
با وجود برخورداری از نهادهای حکومتی، نظام انتخاباتی، نیروهای امنیتی و پول ملی، سومالیلند همچنان از سوی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته نشده است. نگرانی از ایجاد الگوی تجزیهطلبی در سایر نقاط آفریقا، مهمترین مانع در این مسیر محسوب میشود. این وضعیت، دسترسی سومالیلند به منابع مالی بینالمللی نظیر صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را محدود کرده است. با این حال، همین محدودیت موجب شده این منطقه بهطور فزاینده به سمت همکاریهای دوجانبه با بازیگران منطقهای، از جمله امارات و اتیوپی، حرکت کند؛ همکاریهایی که در عمل نوعی شناسایی غیررسمی و کارکردی را به همراه داشتهاند.
تحولات سومالیلند نشان میدهد که شاخ آفریقا وارد مرحلهای تازه از رقابت ژئوپلیتیکی شده است؛ مرحلهای که در آن، بازیگران غیردولتیِ بهرسمیتنشناختهشده نیز میتوانند به کنشگرانی تأثیرگذار بدل شوند. بندر بربره و حضور امارات در سومالیلند، نمونهای روشن از تقدم واقعیتهای امنیتی و اقتصادی بر چارچوبهای رسمی دیپلماسی بینالمللی است؛ روندی که میتواند در سالهای آینده، معادلات دریای سرخ و خلیج عدن را بیش از پیش دستخوش تغییر کند.



