تضعیف پایگاه طرفداران ترامپ در حزب جمهوریخواه
در ماههای اخیر، طبق یکسری نظرسنجیهایی که انجام شده است، این پرسش جدی مطرح شده است که چه عواملی باعث شده پایگاه وفاداران دونالد ترامپ در میان جمهوریخواهان تضعیف شود و چرا بخشی از حامیان سرسخت او اکنون نسبت به رهبری او تردید دارند؟ این سؤال وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم ترامپ سالها توانسته بود یکی از منسجمترین و شورانگیزترین جریانهای سیاسی در جناح راست آمریکا را حول خود شکل دهد. اما اکنون، مجموعهای از تحولات سیاسی، اختلافات درونی، فشارهای اقتصادی و جنجالهای شخصی، شکافهایی را در میان حامیان او ایجاد کرده که نشانهای از کاهش نفوذ و محبوبیت او در حزب جمهوریخواه است. در ادامه، با مرور اتفاقات ماههای گذشته، روشن میشود که چگونه هر یک از این عوامل به تدریج پایههای جنبش MAGA را سست کرده و حمایتهای پیشین را به چالش کشیده است.
در ماههای اخیر، پایگاه هواداران ترامپ ــ بهویژه در میان جمهوریخواهان ــ با شکافهای محسوسی روبهرو شده است. این وضعیت نشان میدهد که قدرت سیاسی او رو به کاهش است و حمایتهای تند و یکپارچه گذشته بهتدریج در حال فروکش کردن است. هرچند ترامپ از زمان شروع کارزار سیاسیاش توانسته بود خود را بهعنوان یک عامل برهمزننده (disruptor) معرفی کند، اکنون به نظر میرسد این حرکتهای غیرمنتظره و بعضاً متناقض او، موجب شدهاند که برخی از وفادارانش نسبت به او دچار تردید شوند.
یکی از مهمترین عوامل این تضعیف، واکنشهای تازهای است که به سیاستهای اقتصادی و خارجی ترامپ شکل گرفته است. پس از پیروزیهای چشمگیر دموکراتها در انتخابات میاندورهای در ایالتهایی مانند نیوجرسی و ویرجینیا، نگرانیهایی در میان چهرههای نزدیک به ترامپ پدید آمد؛ نگرانی از اینکه او بیش از حد بر مسائل خارجی متمرکز شده است. نمونههایی مانند پیشنهاد برای افزایش واردات گوشت از آرژانتین یا حمایت پررنگ از خاویر میلی، رئیسجمهور جدید آرژانتین، این تصور را ایجاد کرده که ترامپ از بحرانها و مطالبات داخلی آمریکا فاصله گرفته است. این رویکرد، علاوه بر دامنزدن به نارضایتیهای اقتصادی، انتقادهایی را از سوی بخشهایی از پایگاه اصلی خود او نیز به همراه داشته است. بهویژه تصمیم اخیر ترامپ برای حمایت از برنامه ویزای H-1B، با واکنش تند برخی از چهرههای جریان MAGA روبهرو شده؛ کسانی که این سیاست را مغایر با اصول اقتصادی ملیگرایانه و حتی نوعی عدول از شعار محوری «اول آمریکا» تلقی میکنند.
یکی دیگر از دلایل افول حمایتها، مسائل شخصی و جنجالهای پیرامون ترامپ است. افشای ایمیلهای جدید مربوط به جفری اپستین، سرمایهدار پرآوازه که به جرایم جنسی متهم شد، بار دیگر نام ترامپ را در رسانهها مطرح کرده است. برخی از نمایندگان جمهوریخواه همچون مارجری تیلر گرین، که بهطور سنتی از حمایتکنندگان پروپاقرص ترامپ به شمار میرفت، بهدلیل ممانعت ترامپ از انتشار اسناد اپستین شروع به فاصلهگیری از او کردهاند. در نتیجه این اختلافات، ترامپ که بهطور معمول بر وفاداریهای شخصی تأکید داشت، حالا شاهد شکافهای جدید در میان حامیان نزدیک خود است.
افزایش بیاعتمادی در بین حامیان ترامپ، بهویژه در میان جمهوریخواهان، به این دلیل است که او دیگر بهطور کامل با ائتلاف قدیمی خود همراستا نیست. شکافهایی که در پی انتشار اسناد اپستین و تغییرات در سیاستهای مهاجرتی ترامپ بوجود آمدهاند، این تصور را تقویت میکنند که ترامپ دیگر نتوانسته آنطور که باید به مطالبات تندروانه جناح راست پاسخ دهد. حتی رسانههای محافظهکار، که زمانی حمایتهای بیچونوچرایی از او داشتند، اکنون شروع به انتقاد از رویکردهای اقتصادی ترامپ کردهاند، بهویژه هنگامی که نرخ تورم و قیمتهای بالا در بسیاری از بخشهای اقتصادی باعث نارضایتی عمومی شده است.
در این میان، تغییر رویکردها در سیاستگذاری و فشار روزافزون برای پاسخگویی، همزمان با بحرانهای اقتصادی، تأثیر قابل توجهی بر میزان حمایت از ترامپ گذاشته است. ترامپ در گذشته با تکیه بر رسانهها و روشهای تهاجمی توانسته بود چهرهای قدرتمند و ایستاده از خود بسازد، اما اکنون بهنظر میرسد این شیوهها دیگر در برابر موج گسترده انتقادات و مشکلات داخلی کارایی سابق را ندارند. این مسئله بهویژه در حوزههای اقتصادی و اجتماعی محسوس است؛ جایی که وعدههای او برای بهبود وضعیت زندگی مردم، بهخصوص اقشار کمدرآمد، تحقق نیافته و همین امر نارضایتی بیشتری ایجاد کرده است.
در نهایت، این روند نشان میدهد که جنبش MAGA بهعنوان یک جریان سیاسی در مسیر انشقاق و ضعف قرار گرفته است. در حالی که ترامپ همچنان بر سلیقهها و وفاداریهای شخصی تکیه دارد، بخش قابل توجهی از هوادارانش احساس میکنند او دیگر توانایی نمایندگی خواستهها و اهدافشان را ندارد. با توجه به اینکه زمان زیادی تا انتخابات ۲۰۲۴ باقی نمانده، این شکافها میتوانند تأثیر چشمگیری بر شانس پیروزی او بگذارند و حتی آینده سیاسیاش را با چالشهای جدی روبهرو کنند.
در این مرحله، پرسش اصلی فقط جمعبندی اتفاقات نیست، بلکه درک مسیر آینده ترامپ است. او اکنون با کاهش حمایت درونی، اختلافات فزاینده در میان جمهوریخواهان و نارضایتی بخشی از پایگاه سنتی خود روبهروست؛ وضعیتی که میتواند برای سیاستمداری که همواره بر قدرت بسیج هواداران تکیه داشته، هشداردهنده باشد.
در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که ترامپ چه مسیری را انتخاب خواهد کرد:
آیا برای احیای پایگاه وفادار و بازسازی حمایتهای سالهای گذشته، به بازگشت به همان رویکردهای سابق روی میآورد؟
یا اینکه ترجیح میدهد در همین مسیر فعلی به کار خود ادامه دهد؛ مسیری که او را بهتدریج از حلقه اصلی حامیان سابقش دور کرده و نوعی انزوا سیاسی را رقم زده است؟
پاسخ ترامپ به این دو راهی، تعیین میکند که آیا میتواند شکافهای ایجادشده را ترمیم کند یا این روند به تضعیف بیشتر جایگاه او در حزب و میان هوادارانش منجر خواهد شد.



