آیا هنوز نجات اروپا ممکن است؟
آیا هنوز نجات اروپا ممکن است؛اروپا به دلایل مختلفی مانند مهاجرت و یهودستیزی درگیر بحرانهای مختلفی است که باید برای آنها راهکارهای مفیدی پیدا کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا هنوز نجات اروپا ممکن است؟» نوشته گی میلییر (Guy Millière) در مؤسسه گیتاستون (Gatestone Institute) منتشر شده است که بحران سیاسی، جمعیتی، فرهنگی و امنیتی اروپا را بررسی میکند و افزایش یهودستیزی، مهاجرت گسترده، تضعیف هویت فرهنگی و رشد نارضایتی سیاسی را نشانههای افول تمدنی غرب اروپا میداند. ظهور جریانهای سیاسی ملیگرا و محدودکننده مهاجرت بهعنوان واکنشی به این تحولات است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
اروپا درگیر بحران عمیق سیاسی، جمعیتی، فرهنگی و امنیتی است که آینده بلندمدت این قاره را با ابهام مواجه ساخته است. افزایش ناامنی در میان جوامع یهودی غرب اروپا، بهویژه در انگلیس، آشکارترین نشانه این بحران است. پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، موارد یهودستیزی بهشدت افزایش یافته و هزاران حادثه در سال ثبت شده است. حملات به افراد یهودی، کنیسهها، مدارس و نهادهای اجتماعی بیشتر شده و بسیاری از یهودیان برای جلوگیری از تهدید، نشانههای هویتی خود را پنهان میکنند یا حتی به ترک اروپا میاندیشند.
وضعیت انگلیس در این میان نگرانکنندهتر توصیف میشود. جوامع یهودی احساس میکنند رهبران سیاسی اگرچه یهودستیزی را محکوم میکنند، اما از اشاره مستقیم به عوامل اصلی آن خودداری دارند. حملات به کنیسهها، نیروهای امدادی داوطلب یهودی و اعضای جامعه یهودیان نگرانیها درباره امنیت شخصی را تشدید کرده است. انتقادها همچنین متوجه کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، است که واکنشهای او از سوی منتقدان بیشتر نمادین تا عملی ارزیابی میشود.
فضای سیاسی اروپا بهطور فزایندهای نسبت به اسرائیل خصمانه شده است. دولتهای اروپایی از جمله انگلیس مواضعی اتخاذ کردهاند که سیاستهای اسرائیل را بهشدت نقد میکند و به سمت بهرسمیتشناختن دولت فلسطین حرکت کردهاند. این اقدامات به تقویت گروههایی مانند حماس منجر میشود و نوعی اشتباه راهبردی و اخلاقی بهشمار میرود. افزایش یهودستیزی و گسترش احساسات ضداسرائیلی بهطور مستقیم به یکدیگر مرتبطاند و این گرایشها از سطح گروههای فعال سیاسی فراتر رفته و وارد جریان اصلی سیاست در غرب اروپا شدهاند.
مهاجرت یکی دیگر از محورهای اصلی این تحول معرفی میشود. جمعیت مسلمانان در کشورهای اروپای غربی طی دهههای اخیر بهدلیل مهاجرت قانونی و غیرقانونی بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است. روند ادغام اجتماعی همگام با این تغییرات جمعیتی پیش نرفته و بسیاری از جوامع مهاجر هویت و نهادهای جداگانه خود را حفظ کردهاند. نگرشهای یهودستیزانه در بخشهایی از این جوامع همچنان گسترده است و دولتها نیز از ترس متهمشدن به تبعیض یا نژادپرستی، تمایلی به مقابله مستقیم با این مسئله ندارند.
تضعیف بنیانهای فرهنگی اروپا قابل توجه است. سنتهای یهودی-مسیحی، هویت ملی، آزادی بیان و ارزشهای تاریخی، تحت تأثیر چندفرهنگگرایی، سیاست هویتی و فشارهای ایدئولوژیک تضعیف شدهاند و این روند به چندپارگی اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی به نهادهای ملی انجامیده است. مشکلات اقتصادی نیز این وضعیت را تشدید کردهاند. باوجود پایینبودن نرخ رسمی بیکاری در برخی کشورها، وابستگی به کمکهای رفاهی، رکود رشد اقتصادی و کاهش سهم اروپا از اقتصاد جهانی رو به افزایش است. همزمان، کاهش نرخ زادولد و پیرشدن جمعیت بر نگرانیها افزوده است.
کاهش نرخ تولد در اروپا را در برابر نرخ باروری بالاتر برخی جوامع مهاجر عامل مهم تغییرات آینده است. این روند میتواند طی چند دهه آینده ماهیت فرهنگی و سیاسی اروپا را دگرگون کند. فرانسه، بلژیک و آلمان نیز بهعنوان نمونههایی از افزایش حملات و آزارهای یهودستیزانه معرفی میشوند. در واکنش به این شرایط، جریانهای سیاسی جدیدی در اروپا ظهور کردهاند که خواهان کنترل سختگیرانه مهاجرت، تقویت حاکمیت ملی و حفظ هویت سنتی هستند. حزب Reform UK در انگلیس نمونهای از این روند معرفی میشود. همچنین کشورهای اروپای مرکزی مانند مجارستان، لهستان، اسلواکی و جمهوری چک بهعنوان الگوهایی متفاوت توصیف میشوند که با سیاستهای مهاجرتی محدودتر و جمعیت مسلمان کمتر، تنشهای اجتماعی و یهودستیزی کمتری تجربه کردهاند. آینده اروپا وابسته به توان نیروهای سیاسی مدافع هویت غربی، کنترل مهاجرت و مقابله با یهودستیزی است و ادامه روندهای کنونی، بازگشت به ثبات را دشوارتر خواهد کرد./ منبع



