آفریقاخارجیسیاست داخلی و جامعه

بحران اقتصادی و سیاسی آفریقای جنوبی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بحران اقتصادی و سیاسی آفریقای جنوبی» به قلم نیلز آ. هاوگ (Nils A. Haug) در مؤسسه گیتاستون (Gatestone Institute) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آفریقای جنوبی می‌پردازد و نشان می‌دهد که این کشور در سه دهه پس از آپارتاید با فساد، بیکاری گسترده، نابرابری و سیاست‌های ایدئولوژیک مواجه شده و آینده آن به‌شدت تحت تأثیر تصمیمات حکومت و تعامل با غرب قرار دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


آفریقای جنوبی طی سه دهه پس از پایان آپارتاید با بحران‌های اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای مواجه شده است که شامل فساد، بیکاری گسترده، فقر و ناکارآمدی سیستماتیک در سطح محلی، دولتی و ملی می‌شود. نرخ رسمی بیکاری بیش از ۳۳ درصد است و بیکاری میان جوانان به بیش از ۶۰ درصد می‌رسد که نشان‌دهنده محدودیت شدید فرصت‌های شغلی در کشور است. قوانین سخت‌گیرانه کار و کاهش صنایع سبب شده بسیاری از شرکت‌های مهم ورشکسته شوند و میلیون‌ها شغل از بین برود، به‌طوری که بیش از هفتاد هزار شرکت طی ۲۵ سال گذشته با تعطیلی مواجه شده‌اند و بیش از ۲.۸ میلیون شغل از دست رفته است. این روند موجب افزایش وابستگی شهروندان به کمک‌های دولتی و تقویت کنترل حزب حاکم، کنگره ملی آفریقا (ANC)، شده است.

برخی احزاب رادیکال مانند مبارزان آزادی اقتصادی (EFF) نیز با وجود انتقاد از فروپاشی صنایع، سیاست‌های خودشان سهمی در کاهش صنعتی شدن و بحران اقتصادی کشور داشته‌اند. رهبری این حزب از شعارهای تند علیه اقلیت سفیدپوست حمایت کرده و طرح‌های تصرف زمین بدون غرامت را پیگیری می‌کند. هم‌زمان، حزب حاکم به‌رغم تهدید تحریم‌ها و تعرفه‌های تجاری آمریکا، به سیاست‌های ایدئولوژیک خود پایبند مانده و برنامه انقلاب دموکراتیک ملی (NDR) را برای هدایت کشور به سمت سوسیالیسم و سپس کمونیسم دنبال می‌کند.

زیرساخت‌های کشور به‌طور قابل‌توجهی فرسوده شده و با کاهش رتبه از C به D و پیش‌بینی سقوط به E، ناکارآمدی اقتصادی را تشدید می‌کند. خصوصی‌سازی محدود و افزایش دخالت دولت و اتحادیه‌های کارگری ایدئولوژیک، شرایط استخدام در بخش خصوصی را سخت کرده و به تشدید بیکاری دامن زده است. شرکت‌های بزرگی مانند Ford، ArcelorMittal و Murray & Roberts با کاهش تولید و تعطیلی کارخانه‌ها مواجه شده‌اند و هزاران کارگر شغل خود را از دست داده‌اند که اثرات مستقیم و غیرمستقیم گسترده‌ای بر صنایع وابسته و جوامع محلی دارد.

وابستگی روزافزون دولت به شهروندان و کنترل متمرکز آن، سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده و امکان اصلاح سریع یا بهبود اقتصادی را محدود می‌کند. روابط نزدیک با کشورهای چین، روسیه و ایران و هم‌سویی با گروه بریکس، موقعیت آفریقای جنوبی را در تعامل با کشورهای غربی پیچیده کرده و باعث کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری خارجی شده است. تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی موجب کاهش حمایت داخلی از کنگره ملی آفریقا شده و قدرت این حزب از حدود هفتاد درصد در سال ۲۰۰۴ به حدود ۳۰ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. تضعیف حزب حاکم می‌تواند به تشکیل ائتلاف‌های سیاسی موقت منجر شود، اما این ائتلاف‌ها احتمالا پایدار نخواهند بود و شکاف‌های قومی و قبیله‌ای ممکن است تشدید شود. افزایش بیکاری و فقر گسترده، خطر بروز ناآرامی‌های اجتماعی را افزایش داده و احتمال دخالت نظامی برای حفظ قدرت حزب حاکم را تقویت می‌کند. اقدامات اخیر ارتش در زمینه دیپلماسی و همکاری نظامی با ایران، بدون هماهنگی با دولت، نشان‌دهنده تمایل نیروهای مسلح به نقش سیاسی مستقل است و می‌تواند ساختار دموکراتیک کشور را به‌خطر اندازد.

با توجه به شرایط کنونی، آینده آفریقای جنوبی تا حد زیادی به اصلاحات داخلی، تغییر سیاست‌های اقتصادی و تعامل با کشورهای غربی بستگی دارد و ادامه روند فعلی می‌تواند وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور را وخیم‌تر کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا