آسیاامنیت و دفاع

افزایش تهدید دوگانه هسته‌ای در شرق آسیا؛ درس‌هایی از دو مانور شبیه‌سازی‌شده گاردین تایگر

به گزارش اطلس دیپلماسی، با استناد به یادداشت منتشرشده در آتلانتیک کنسول (Atlantic Council) با عنوان «افزایش تهدید دوگانه هسته‌ای در شرق آسیا؛ درس‌هایی از دو مانور شبیه‌سازی‌شده گاردین تایگر یک و دو» نوشته‌ مارکوس گارلاوسکاس (Markus Garlauskas)، لورن دی. گیلبرت (Lauren D. Gilbert) و کیوکو ایمای (Kyoko Imai)، این مقاله به بررسی چالش‌های آمریکا در مواجهه هم‌زمان با دو بحران امنیتی در شرق آسیا می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه رقبا می‌توانند با استفاده از ضعف‌های ساختاری و راهبردی آمریکا، بازدارندگی آن را در برابر تهدیدهای چندلایه تضعیف کنند. در ادامه خلاصه این مطلب را میخوانید.


در دو سناریوی شبیه‌سازی‌شده تحت عنوان گاردین تایگر یک و دو، گروهی متشکل از متخصصان نظامی و غیرنظامی با هدف بررسی چگونگی واکنش آمریکا به بحران هم‌زمان در شبه‌جزیره کره و تنگه تایوان گرد هم آمدند. این مانورها به‌ویژه بر مدیریت هم‌زمان دو درگیری بزرگ متمرکز بودند که در آن‌ها آمریکا باید میان حفظ بازدارندگی و جلوگیری از گسترش جنگ هسته‌ای در کره‌شمالی و جلوگیری از تصرف تایوان توسط چین، توازن برقرار کند. هر دو مانور نتایج نگران‌کننده‌ای به همراه داشتند و در آن‌ها نشان داده شد که آمریکا در شرایطی قرار می‌گیرد که مجبور است میان گزینه‌های بسیار پرهزینه انتخاب کند.

در سناریوی اول، کره‌شمالی حمله‌ای محدود با تسلیحات متعارف به کره‌جنوبی انجام داد، در حالی که چین به‌تدریج کنترل جزایر اطراف تایوان را به‌دست گرفت. در پاسخ، آمریکا با تقویت حضور نظامی در منطقه، نیروی بازدارنده‌ای برای جلوگیری از تشدید درگیری ایجاد کرد. با این حال، کره‌شمالی حملات متعارف خود را به سئول و تأسیسات نظامی در کره‌جنوبی گسترش داد و چین نیز محاصره‌ای هوایی و دریایی علیه تایوان آغاز کرد. آمریکا برای مقابله با هر دو تهدید، به بسیج کامل نیروهای خود پرداخت.

با تشدید هم‌زمان هر دو درگیری، بازدارندگی در برابر کره‌شمالی شکننده‌تر شد. در این سناریو، کره‌شمالی یک حمله هسته‌ای محدود علیه تأسیسات نظامی آمریکا در گوام انجام داد و سپس تهدید کرد که در صورت واکنش، به خاک آمریکا نیز حمله خواهد کرد. این وضعیت، آمریکا را با معضل بازدارندگی مواجه کرد: پاسخ‌ندادن می‌توانست خطر استفاده بیش‌تر کره‌شمالی از سلاح هسته‌ای را افزایش دهد، اما پاسخ‌دادن نیز احتمال درگیری هسته‌ای گسترده را بالا می‌برد. چین هم در این شرایط از فرصت استفاده کرده و عملیات نظامی خود را برای تسلط بر تایوان شدت بخشید.

در سناریوی دوم، چین با یک حمله سایبری بزرگ آغاز کرد، ارتباطات و زیرساخت‌های تایوان و آمریکا را مختل ساخت و سپس با تصرف جزایر اطراف تایوان و آغاز محاصره، فشار نظامی را افزایش داد. کره‌شمالی نیز به‌طور هم‌زمان چندین حمله متعارف علیه مواضع نظامی آمریکا و کره‌جنوبی انجام داد و تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای کرد. آمریکا در مواجهه با این بحران دوگانه، تلاش کرد با مانورهای نظامی و بیانیه‌های دیپلماتیک، هر دو جبهه را مهار کند. با این حال، زمان کافی برای آماده‌سازی پاسخ مؤثر وجود نداشت و هر دو رقیب از این وضعیت بهره‌برداری کردند.

شرکت‌کنندگان در مانورها در هر دو سناریو متوجه شدند که موفقیت در یک جبهه می‌تواند به قیمت شکست در جبهه دیگر تمام شود. اگرچه آمریکا توانست بازدارندگی در تایوان را تا حدی حفظ کند، اما در کره‌شمالی به دلیل تهدید هسته‌ای فوری‌تر، با محدودیت‌های بیش‌تری روبه‌رو شد. به‌ویژه، قابلیت کره‌شمالی برای تهدید به حمله هسته‌ای علیه خاک آمریکا، دست فرماندهان آمریکایی را در استفاده از قدرت نظامی بازدارنده بست. از سوی دیگر، مداخلات بازدارنده در برابر چین، به دلیل هزینه سیاسی و نظامی کم‌تر، سهل‌الوصول‌تر بود. این امر چین را تشویق کرد تا از طریق روش‌های غیرمستقیم، به‌ویژه جنگ اطلاعاتی، عملیات خاکستری و حملات سایبری، به هدف خود یعنی تسلط بر تایوان نزدیک شود.

این شبیه‌سازی‌ها همچنین نقش تعیین‌کننده مدیریت ائتلاف‌ها را برجسته ساختند. در هر دو سناریو، عدم هماهنگی فوری و مؤثر میان واشنگتن، سئول و توکیو، موجب تأخیر در پاسخ مشترک و تضعیف بازدارندگی شد. کره‌جنوبی در برخی موارد تمایل به کاهش سطح تنش داشت، در حالی که ژاپن خواهان موضعی سخت‌تر بود. این اختلافات به کره‌شمالی و چین اجازه داد تا از شکاف‌های سیاسی بهره‌برداری کنند. همچنین، عدم ارتباط مؤثر میان فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی در سطوح بالای آمریکا، تصمیم‌گیری‌ها را پیچیده و کُند ساخت.

یکی از نکات کلیدی مانورها، دشواری در تعریف اهداف راهبردی روشن و قابل دستیابی بود. آمریکا در برابر دو رقیب با ابزارها و راهبردهای متفاوت قرار گرفته بود: چین از قدرت نظامی متعارف، ابزارهای اقتصادی و عملیات اطلاعاتی استفاده می‌کرد، در حالی که کره‌شمالی از تهدیدهای هسته‌ای فوری و حملات موشکی بهره می‌برد. در این شرایط، آمریکا نتوانست به‌طور هم‌زمان اهداف مشخصی برای بازدارندگی و پاسخگویی در هر جبهه تعریف کند. این ابهام در راهبرد، موجب تردید در سطح بین‌المللی و تضعیف موقعیت بازدارنده واشنگتن شد.

از سوی دیگر، این مانورها نشان دادند که تمرکز بیش از حد بر یک تهدید می‌تواند فرصت‌هایی برای تهدید دیگر ایجاد کند. اگر آمریکا منابع خود را برای مقابله با چین بسیج کند، ممکن است کره‌شمالی موقعیت را برای حمله هسته‌ای یا متعارف مناسب ببیند. همچنین، تأخیر در پاسخ به کره‌شمالی ممکن است موجب گسترش استفاده از سلاح‌های هسته‌ای شود و خطراتی جدی برای خاک آمریکا، گوام و متحدانش ایجاد کند.

مانورها همچنین به محدودیت‌های راهبردی آمریکا در «بازدارندگی در دو جبهه» اشاره داشتند. ساختار فعلی نیروهای مسلح، توانایی آمریکا برای اداره دو بحران هم‌زمان با شدت بالا را محدود می‌سازد. شرکت‌کنندگان به این نتیجه رسیدند که نیاز به افزایش آمادگی، انعطاف‌پذیری و هماهنگی میان شاخه‌های مختلف نظامی و دستگاه دیپلماسی وجود دارد. افزون بر این، ضرورت سرمایه‌گذاری بیش‌تر در سامانه‌های دفاع موشکی، پدافند هوایی و توانمندی‌های بازدارنده غیرهسته‌ای مورد تأکید قرار گرفت.

در مجموع، این شبیه‌سازی‌ها نشان دادند که آمریکا در مواجهه با تهدیدهای هم‌زمان از سوی چین و کره‌شمالی، با معضلات راهبردی پیچیده‌ای روبه‌روست. موفقیت در یک جبهه به‌سادگی می‌تواند منجر به شکست در جبهه دیگر شود، مگر آن‌که بازدارندگی به‌گونه‌ای طراحی شود که در هر دو جبهه، پاسخ‌هایی فوری، قاطع و هماهنگ ارائه دهد. برای رسیدن به این هدف، آمریکا باید به اصلاح ساختار فرماندهی، ارتقاء هماهنگی با متحدان، افزایش توانمندی‌های غیرهسته‌ای و بازتعریف راهبردهای بازدارندگی در برابر هر دو دشمن بپردازد. / منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا