آسیاآمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

آمریکا یا چین: کدام‌یک در حال پیروزی است؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «آمریکا یا چین: کدام در حال پیروزی است؟» که به‌قلم دینا اوکتاویا (Dina Octavia) در پایگاه خبری-تحلیلی مدرن دیپلماسی (Modern Diplomacy) منتشر شده است، به این نکته اشاره دارد که در حالی که ایالات متحده در قرن بیستم به‌عنوان هژمون جهانی شناخته می‌شد، چین در قرن بیست و یکم در حال صعود سریع و تبدیل به رقیب اصلی آمریکا است و با برنامه‌ها، راهبردها و پیشرفت‌های خود در عرصه‌های مختلف توانسته خود را به‌عنوان یک قدرت جهانی برجسته معرفی کند. در عین حال، ایالات متحده با تسلط دلار و قدرت نظامی خود همچنان پیشرو است، اما چین با تکیه بر اقتصاد خود و برنامه‌ریزی استراتژیک به‌طور جدی تهدیدی برای موقعیت جهانی آمریکا به‌شمار می‌آید. در ادامه چکیده این مقاله را می‌خوانید.


قرن بیستم شاهد ظهور قطعی ایالات متحده به‌عنوان هژمون جهانی بود؛ کشوری که پس از جنگ جهانی دوم و ویرانی‌های اروپا قدرت را به‌دست گرفت. این دوره که غالبا به‌عنوان Pax Americana شناخته می‌شود، تسلط آمریکا را در تقریبا هر حوزه‌ای -نظامی، اقتصادی، فناوری و فرهنگی- شاهد بود. نهادهایی مانند سازمان ملل، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی تحت رهبری ایالات متحده شکل گرفتند و نظم بین‌المللی لیبرالی را که برای تامین ثبات و رفاه طراحی شده بود، تحکیم بخشیدند. با این حال، قرن بیست و یکم داستان متفاوتی را روایت می‌کند. در حالی که ایالات متحده با قطب‌بندی‌های داخلی، چالش‌های اقتصادی و فرسودگی استراتژیک دست و پنجه نرم می‌کند، چین به‌آرامی و البته نه‌چندان آرام، جایگاه جهانی به‌دست آورده است. در عرض تنها چهار دهه، چین از یک جامعه عمدتا کشاورزی‌محور به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شده است. برخی پیش‌بینی‌ها حتی نشان می‌دهند که چین در دهه آینده ممکن است از نظر تولید ناخالص داخلی (GDP)  ایالات متحده را پشت سر بگذارد. بحث دیگر این نیست که آیا چین در حال صعود است یا نه، بلکه سخن این است که آیا آمریکا می‌تواند با دنیایی که دیگر تنها ابرقدرتش نیست، سازگار شود.

در بطن بحث رقابت چین با آمریکا، تسلط این کشور بر زنجیره‌های حیاتی تامین، به‌ویژه عناصر خاکی کمیاب (REEs)  قرار دارد. این مواد معدنی که برای باتری خودروهای برقی، انرژی سبز و کاربردهای نظامی ضروری هستند، به‌طور عمده در چین استخراج و فرآوری می‌شوند. طبق گزارش سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده (۲۰۲۳)، چین بیش از ۷۰ درصد از تولید جهانی عناصر خاکی کمیاب را به خود اختصاص داده و تقریبا بر ظرفیت تصفیه تسلط دارد. این توانایی، تبدیل به اهرم استراتژیک پکن در بحبوحه تنش‌های ژئوپلیتیکی خواهد شد. چین این اهرم را از طریق راهبرد «جداسازی گزینشی» پیش برده است. برخلاف تلاش‌های ایدئولوژیک غرب برای «فاصله‌گیری راهبردی»، پکن با دقت به کاهش وابستگی‌ها در نقاط آسیب‌پذیر می‌پردازد و در عین حال تسلط خود را بر بخش‌هایی که می‌تواند در آن‌ها غالب باشد، تقویت می‌کند. نتیجه یک نوع واقع‌گرایی ژئوپلیتیکی جدید است که در آن چین می‌تواند وابستگی متقابل را به ابزار مقابله تبدیل کند و در عین حال اقتصادی مستحکم بسازد که قادر به مقاومت در برابر شوک‌های خارجی باشد.

محور مرکزی چشم‌انداز چین برای رهبری جهانی، سیاست صنعتی بلندپروازانه‌ای به نام «ساخت چین ۲۰۲۵» (MIC 2025)  است. این برنامه که در سال ۲۰۱۵ راه‌اندازی شد، هدفش ارتقای چین به جایگاه‌ ابرقدرت‌های دارای فناوری‌ پیشرفته با هدف‌گیری ده بخش استراتژیک است. در عین حال، چین به‌شدت در حال توسعه صنعت خودروی الکتریکی است و شرکت‌هایی مانند BYD و NIO نه‌تنها با رقبای غربی رقابت می‌کنند، که از آن‌ها پیشی می‌گیرند. چین اکنون بزرگترین بازار خودروهای الکتریکی در جهان را داراست و بیش از ۶۰ درصد از فروش جهانی در سال ۲۰۲۴ را به‌خود اختصاص می‌دهد.

علاوه بر این، پکن به‌طور فعال در حال ایجاد الگویی جایگزین برای نظم جهانی تحت تسلط ایالات متحده از طریق ابتکار «کمربند و جاده» (BRI) است. این ابتکار که از سال ۲۰۱۳ آغاز شده، اکنون شامل بیش از ۱۴۰ کشور و پروژه‌های زیرساختی به ارزش تریلیون‌ها دلار است. کشورهایی که در ابتکار BRI قرار دارند، غالبا از نظر اقتصادی به چین وابسته می‌شوند و این وابستگی می‌تواند منجر به خلق یک شبکه ژئوپلیتیکی شود که نفوذ این کشور را در آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و حتی بخش‌هایی از اروپا تقویت می‌کند.

با وجود پیشرفت‌های چین، هنوز یک مانع بزرگ باقی مانده است: سیطره دلار آمریکا. دلار به‌عنوان ارز ذخیره بین‌المللی، بیش از ۸۰ درصد از تجارت جهانی و تراکنش‌های ارزی خارجی را شامل می‌شود. تسلط دلار به ایالات متحده قدرت بی‌نظیری می‌بخشد: از جمله توانایی تحمیل تحریم‌های سخت و کنترل جریان‌های مالی. چین با آگاهی از این آسیب‌پذیری ساختاری، اقداماتی را برای «جداسازی مالی» آغاز کرده است. راه‌اندازی یوان دیجیتال (e-CNY) تلاشی جسورانه برای ایجاد ارز دیجیتال مستقلی است که می‌تواند سیستم دلار را دور بزند.

در نهایت، این پرسش که « آمریکا یا چین: کدام‌یک در حال پیروزی است؟»، پاسخ دوگانه‌ای را طلب می‌کند، اما واقعیت بسیار پیچیده‌تر است. ایالات متحده هنوز قدرت نظامی برتر جهان است، اما چین با ترکیب پویایی اقتصادی با انضباط استراتژیک، خود را به‌عنوان نیرویی جدی در سطح جهانی معرفی کرده است. برای قدرت‌های متوسطی مانند اندونزی، این انتقال هم ریسک‌ها و هم فرصت‌ها را به‌همراه دارد. اندونزی باید وابستگی‌های اقتصادی خود را به‌دقت ارزیابی کند و به‌دنبال یک نقش استراتژیک در نظم جهانی جدید باشد.

در مجموع، صعود و پیشرفت پایدار چین نتیجه‌ای از برنامه‌ریزی بلندمدت و جسورانه است. با تسلط بر زنجیره‌های تامین استراتژیک، سرمایه‌گذاری در صنایع فناوری‌ پیشرفته و ساخت یک نظم جهانی جایگزین، چین به‌خوبی در موقعیتی قرار دارد که آمریکا را به‌چالش بکشد و ممکن است ایالات متحده را به‌عنوان قدرت غالب جهانی پشت سر بگذارد. این فرایند بدون تلاطم نخواهد بود و تحت تاثیر تعارضات ایدئولوژیک، وابستگی‌های اقتصادی و فرسایش نهادهای موجود قرار خواهد گرفت. /منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا