آسیاامنیت و دفاع

آیا چین می‌تواند صلح را بین آمریکا و ایران برقرار کند؟

چین به عنوان یک قدرت جهانی در تلاش است تا بین ایران و آمریکا میانجیگری ‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «آیا چین می‌تواند صلح را بین آمریکا و ایران برقرار کند؟» نوشته محمد قاِئدی در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. احتمال نقش‌آفرینی چین به‌عنوان میانجی بین آمریکا و ایران با تأکید بر محدودیت‌های تلاش‌های دیپلماتیک منطقه‌ای پیشین و نفوذ فزاینده پکن، موضوع بسیار مهمی است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

امکان میانجیگری چین بین آمریکا و ایران را با توجه به محدودیت‌های تلاش‌های دیپلماتیک منطقه‌ای گذشته و نفوذ راهبردی فزاینده پکن موضوع بسیار مهمی است. آتش‌بس شکننده بین واشنگتن و تهران، همراه با اختلالات مداوم در مسیرهای دریایی حیاتی مانند تنگه هرمز، بی‌ثباتی اقتصادی جهانی را تشدید می‌کند. در این میان، نقش احتمالی چین به عنوان میانجی، به دلیل اهرم اقتصادی، دسترسی دیپلماتیک و روابط موجودش با هر دو طرف و سایر بازیگران منطقه‌ای، اهمیت فزاینده‌ای یافته است.

موضع مذاکراتی ایران در دورهای اخیر بحث‌ها، بلندپروازانه و گسترده توصیف شده است. خواسته‌های گزارش‌شده از سوی مقامات ایرانی شامل پایان خصومت‌های نظامی در جبهه‌های مختلف منطقه‌ای، لغو تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدود شده، غرامت خسارات جنگی و شناسایی رسمی حاکمیت ایران بر تنگه هرمز است. این خواسته‌ها به نظر می‌رسد اهداف راهبردی متعددی را دنبال می‌کنند: نمایش انعطاف‌پذیری پس از درگیری، گسترش فضای چانه‌زنی برای مذاکرات آینده و افزایش فشار بر میانجی‌ها با بالا بردن آستانه هرگونه توافق.

نقش پیشین پاکستان به عنوان تسهیل‌کننده گفتگو، به دلیل محدودیت‌های ساختاری، محدود توصیف شده است. در حالی که اسلام‌آباد نزدیکی منطقه‌ای و تعامل دیپلماتیک با تهران دارد، فاقد ظرفیت اقتصادی، نفوذ سیاسی جهانی و اهرم لازم بر سایر بازیگران کلیدی برای شکل‌دهی به یک راه‌حل جامع است. توانایی آن در ارائه مشوق‌های معنادار یا تضمین‌های قابل اجرا در مذاکرات نیز محدود است که اثربخشی آن را در مدیریت یک درگیری پیچیده و چندلایه کاهش می‌دهد.

در مقابل، چین به عنوان دارای ابزار گسترده‌تری برای میانجیگری معرفی شده است. نفوذ اقتصادی آن، از جمله سرمایه‌گذاری بالقوه در مقیاس بزرگ در زیرساخت‌ها، انرژی و بخش‌های صنعتی ایران، اهرمی را ایجاد می‌کند که میانجی‌های کوچکتر فاقد آن هستند. این روابط اقتصادی می‌تواند به پکن اجازه دهد تا پیشرفت دیپلماتیک را با فرصت‌های توسعه بلندمدت پیوند دهد و در نتیجه انگیزه ایران را برای مصالحه بر سر خواسته‌های کلیدی افزایش دهد. علاوه بر این، جایگاه چین در نهادهای جهانی، به ویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد، لایه اضافی از نفوذ دیپلماتیک را فراهم می‌کند که می‌تواند محیط بین‌المللی پیرامون هرگونه توافق را شکل دهد.

نقش چین با توانایی آن در تأثیرگذاری بر نتایج دیپلماتیک از طریق کانال‌های نهادی تقویت می‌شود. عضویت دائم آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد به آن اجازه می‌دهد تا قطعنامه‌های مربوط به ایران را شکل دهد یا مسدود کند و درجه‌ای از حمایت دیپلماتیک را برای تهران فراهم کند. این جایگاه قدرت چانه‌زنی پکن را تقویت می‌کند، زیرا هم حمایت و هم خویشتنداری در نهادهای بین‌المللی می‌تواند به عنوان ابزاری در مذاکرات مورد استفاده قرار گیرد.

از دیدگاه پکن، میانجیگری موفقیت‌آمیز منافع راهبردی قابل توجهی خواهد داشت. این امر تصویر جهانی چین را به عنوان یک قدرت تثبیت‌کننده قادر به مدیریت درگیری‌های پیچیده در مناطق حساس ارتقا می‌دهد. همچنین فرصت‌هایی برای گسترش حضور اقتصادی آن در ایران و احتمالاً تأمین شرایط مطلوب برای سرمایه‌گذاری و دسترسی به انرژی ایجاد می‌کند. علاوه بر این، ایفای نقش دیپلماتیک مرکزی، جاه‌طلبی گسترده‌تر چین را برای دیده شدن به عنوان یک مرکز جایگزین نفوذ در حکمرانی جهانی تقویت می‌کند.

به طور کلی، مقایسه ظرفیت میانجیگری محدود پاکستان با اهرم راهبردی گسترده‌تر چین، نشان‌دهنده تغییری در انتظارات مربوط به دخالت خارجی در درگیری‌های غرب‌آسیا است. محیط ژئوپلیتیکی در حال تحول نشان می‌دهد که هرگونه ترتیب دیپلماتیک پایدار نه تنها به کانال‌های ارتباطی، بلکه به حمایت اقتصادی و نهادی قابل توجهی نیز نیاز خواهد داشت. در این زمینه، چین به عنوان یکی از معدود بازیگرانی با ترکیبی از ابزارهای لازم برای تأثیرگذاری بر انگیزه‌ها و محدودیت‌های شکل‌دهنده به روابط آمریکا و ایران ظهور می‌کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا