چگونه چین در رقابت جهانی هوش مصنوعی پیشتاز شده است؟
چین، قدرت هوش مصنوعی در جهان
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه چین در رقابت جهانی هوش مصنوعی پیشتاز شده است؟» نوشته آگاته دمارِیس (Agathe Demarais) در نشریه فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. موفقیت چین در عرصه هوش مصنوعی نه از مسیر توسعه پیشرفتهترین مدلها، بلکه از طریق گسترش مدلهای ارزان، متنباز و قابلدسترسی برای کشورهای درحال توسعه حاصل شده است؛ رویکردی که جایگاه چین را در شکلدهی به زیرساخت دیجیتال جهان تقویت میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
چین روزبهروز خود را برای تسلط بر رقابت جهانی هوش مصنوعی آماده میکند؛ اما نه از راه تولید پیشرفتهترین سیستمهای جهان، بلکه با ساخت مدلهای ارزان و متنباز که برای کشورهای درحالتوسعه جذاب و قابل استفاده در مقیاس وسیعاند. در حالیکه دولتها و شرکتهای غربی همچنان بر محدودیتهای نیمههادی و رقابت فناورانه در سطح بالا تمرکز دارند، پکن راهبردی متفاوت را بر پایه مقرونبهصرفه بودن، مقیاسپذیری و ایجاد وابستگی فناورانه جهانی دنبال میکند.
ظهور سریع مدل چینی «کیمی K2.6» نمونه بارز این تحول است. این مدل که توسط شرکت پکنمحور «مونشاتایآی» ساخته شده، در مدت کوتاهی به یکی از پرکاربردترین سیستمهای هوش مصنوعی جهان تبدیل شده، هرچند در بازارهای غربی تقریباً ناشناخته مانده است. کارایی آن نزدیک به سیستمهای پیشرفته غربی مانند GPT‑۵.۵ شرکت OpenAI و Claude Opus 4.7 شرکت Anthropic است، اما هزینهای بسیار کمتر دارد؛ تفاوتی که برای شرکتهایی با هزاران عامل هوش مصنوعی حیاتی است، زیرا هزینه محاسباتی، پایداری اقتصادی پروژه را تعیین میکند.
«کیمی» بخشی از اکوسیستم وسیعتری است که برتری غرب در حوزه متنباز را به چالش میکشد. مدل Qwen شرکت علیبابا به اصلیترین پلتفرم برای سیستمهای خودمیزبان بدل شده و از مدل Llama شرکت متا پیشی گرفته است. تا اوایل سال ۲۰۲۶، Qwen بیش از نیمی از کل دانلودهای جهانی مدلهای متنباز را به خود اختصاص داد و نزدیک به یک میلیارد نصب در سراسر جهان داشت. حتی برخی دولتها نیز این زیرساخت چینی را پذیرفتهاند؛ چنانکه سنگاپور چارچوب هوش مصنوعی حاکمیتی خود را بر مبنای Qwen بنا کرد، نه بر گزینههای غربی.
راهبرد چین نسخهای دیجیتالی از منطق طرح کمربند و جاده است: بهجای صادرات زیرساختهای فیزیکی چون بندر و راهآهن، اکنون زیرساخت نامرئی دیجیتال از طریق مدلهای هوش مصنوعی صادر میشود. هزینه توزیع این مدلها ناچیز است زیرا کشورهای دریافتکننده، هزینه سرورها و برق را میپردازند؛ بدین ترتیب، گسترش هوش مصنوعی ابزاری ارزانتر و گاه مؤثرتر برای نفوذ چین بهشمار میرود. علاوه بر این، وابستگی به زیرساخت هوش مصنوعی کمتر در معرض حساسیت سیاسی است و کشورها را بهتدریج در قالب استانداردهای فنی و معماری نرمافزاری چین قرار میدهد بدون آنکه واکنش عمومی شدیدی برانگیزد.
نبرد اصلی رقابت هوش مصنوعی در «جنوب جهانی» جریان دارد؛ جایی میان اقتصادهای غربی و اکوسیستم داخلی چین. در این مناطق، چند مزیت ساختاری به سود پکن عمل میکند: هزینه بالای مدلهای آمریکایی برای استفاده گسترده، وابستگی داده و زبان آنها به فرهنگ غرب، و قابلیت بومیسازی مدلهای چینی. نمونهای از این روند، AfriqueQwen‑14B است که با دادهها و بیست زبان آفریقایی آموزش دیده است.
هرچند مدلهای چینی محدودیتهایی در پرداختن به موضوعات حساس سیاسی دارند، این مسئله برای کشورهایی که اهداف توسعه اقتصادی داخلی دارند اهمیت چندانی ندارد. در مقابل، تزلزل سیاسی آمریکا تحت ریاستجمهوری ترامپ تردیدها نسبت به اتکای پایدار به فناوری غربی را افزایش داده است. در نهایت، رقابت جهانی هوش مصنوعی از مرز فناوری سختافزاری فراتر رفته و به نبردی بر سر تعیین زیرساخت دیجیتال آینده جهان بدل شده است؛ جایی که چین، حتی بدون ساخت برترین سیستم موجود، میتواند با تبدیل مدلهایش به استاندارد کشورهای درحالتوسعه، نفوذ فناورانه و ژئوپلیتیکی پایدار برای دههها به دست آورد./ منبع



