چین خواستار حاکمیت جهانی هوش مصنوعی است: آیا آمریکا شنواست؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چین خواستار حاکمیت جهانی هوش مصنوعی است: آیا آمریکا شنواست؟» به قلم جینگهان زنگ (Jinghan Zeng) در نشریه ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله به بررسی درخواست چین برای همکاری بینالمللی در حاکمیت هوش مصنوعی و تضاد آن با رویکرد رقابتی آمریکا میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در اواخر جولای، شانگهای میزبان کنفرانس جهانی هوش مصنوعی بود که پیشرفتهای چشمگیر چین در این حوزه را به نمایش گذاشت. از ربات بوکسور یونیتری تا پیشرفتهای نسل بعدی هواوی، شور و شوق عمومی در این نمایشگاه مشهود بود. اما فراتر از فناوریهای نوین، کنفرانس پیامی عمیقتر داشت: آمادگی چین برای ایفای نقشی سازنده در شکلدهی به حاکمیت جهانی هوش مصنوعی. لی چیانگ، نخستوزیر چین، در سخنرانی افتتاحیه بر ضرورت همکاری بینالمللی و هشدار درباره خطرات تکهتکهشدن حاکمیت در عصر پیشرفت سریع هوش مصنوعی تأکید کرد. عنوان فرعی کنفرانس، «نشست سطح بالای حاکمیت جهانی هوش مصنوعی»، نمادی از این تعهد بود.
این رویکرد در تضاد با سیاستهای دیگر قدرتها، بهویژه آمریکا، قرار دارد. چند روز پیش از این رویداد، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، «طرح اقدام هوش مصنوعی آمریکا» را رونمایی کرد که بر رقابت قدرتهای بزرگ و حفظ برتری آمریکا متمرکز است و هوش مصنوعی را موضوعی برای امنیت ملی میداند. این طرح با هدف «مقابله با نفوذ چین در نهادهای حاکمیتی بینالمللی» تدوین شده و همکاری واقعی با چین را نادیده میگیرد. ابتکارات جهانی حاکمیت هوش مصنوعی، مانند مشارکت جهانی هوش مصنوعی و مشارکت دفاعی هوش مصنوعی، اغلب بر ائتلاف کشورهای «همفکر» متمرکزند و چین را بهعنوان رقیب یا مشکلی که باید مهار شود، کنار میگذارند. این رویکرد بهجای حاکمیت جهانی، به ایجاد حوزههای اعتماد متفرق منجر شده که در آن هر طرف به نیات دیگری با سوءظن مینگرد.
توافق میان کشورهای غربی بهدلیل ارزشهای سیاسی مشترک آسانتر است، اما حاکمیت جهانی هوش مصنوعی بدون حضور بازیگران کلیدی مانند چین، هند و برزیل، مشروعیت و اثربخشی نخواهد داشت. دعوت چین به رویکردی چندجانبه گامی مثبت است. با این حال، بدبینانان نسبت به این قضیه، معتقدند که تنشهای ژئوپلیتیکی، از تنگه تایوان تا جنگ اوکراین، همکاری را دشوار میکنند. تفکر فناوریمحور ملیگرایانه در هر دو کشور، هوش مصنوعی را نه ابزاری برای پیشرفت بشریت، بلکه دارایی راهبردی برای پیشیگرفتن از رقبا میبیند. پیشرفتهای آمریکا، مانند چتجیپیتی، در چین بهعنوان لحظهای شبیه اسپوتنیک تلقی شده و ظهور مدل زبانی بزرگ دیپسیک چین در آمریکا تهدیدی برای برتری این کشور دانسته شده است. ترامپ دیپسیک را «زنگ بیدارباش» خوانده و خواستار تمرکز بر پیروزی در رقابت شده است.
این ذهنیت بازی با حاصل جمع صفر، خطرناک است و فضای گفتوگو را تنگتر میکند. فناوریهایی مانند هوش مصنوعی مولد و سیستمهای خودکار با سرعتی فراتر از ظرفیت تنظیم جهانی ما در حال توسعهاند. بدون ریلهای حفاظتی چندجانبه، خطر پیامدهای ناخواسته افزایش مییابد. دعوت چین به همکاری، هرچند با منافع خود همراه است، نشانهای از پذیرش مسئولیت مشترک است. برای تبدیل این آرمان به عمل، بازیگران جهانی باید اعتماد را نهادینه کنند، از طریق تبادلات فنی، تحقیقات مشترک در ایمنی هوش مصنوعی و چارچوبهای نظارتی سازگار. این نیازمند گفتوگوهای دشوار درباره شفافیت و پاسخگویی است.
جهان باید انتخاب کند: آیا حاکمیت هوش مصنوعی عرصهای برای رقابت خواهد بود یا فضایی برای همکاری حتی میان رقبا؟ خطرات هوش مصنوعی، از سوگیری الگوریتمی تا جنگ خودکار، مرزهای ملی را درمینوردد. پیام لی چیانگ فرصتی برای تغییر مسیر از روایتهای دوگانه رقابت در برابر همکاری است. آمریکا بهعنوان قدرتمندترین بازیگر هوش مصنوعی نباید این سیگنال را نادیده بگیرد، بلکه باید با تعامل، آمادگی چین را آزمایش کند. رهبری واقعی در هوش مصنوعی بهمعنای ساختن آیندهای فراگیر، امن و پایدار است که بدون مشارکت چین ممکن نیست./ منبع



