آسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

محاسبه محتاطانه چین در قبال منازعه ایران و اسرائیل

به گزارش اطلس دیپلماسی، در یادداشتی با عنوان «محاسبه محتاطانه چین در قبال منازعه ایران و اسرائیل» نوشته آنتارا قوسال سینگ (Antara Ghosal Singh)، که در بنیاد آبزرور (ORF)، منتشر شده، مواضع محتاطانه و چندوجهی چین در برابر بحران اخیر میان ایران و اسرائیل بررسی شده است. چین در عین ابراز نگرانی دیپلماتیک از اقدامات اسرائیل، تمایل دارد نقش میانجی میان طرفین را ایفا کند، اما این رویکرد با بدبینی عمومی و محاسبات راهبردی داخلی در چین نسبت به ایران همراه است. در ادامه، بهره سخن این یادداشت آمده است.


پس از تشدید تنش‌ها میان ایران و اسرائیل، شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین در نخستین اظهارنظر علنی خود اعلام کرد که چین عمیقاً نگران عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران است و آماده است تا با همه طرف‌ها برای بازگرداندن صلح و ثبات در غرب‌آسیا همکاری کند. هم‌زمان، وانگ یی، وزیر خارجه چین با وزرای خارجه ایران، اسرائیل و عمان گفت‌وگو کرده است. چین در حالی‌که در اظهارات رسمی خود اسرائیل را به‌دلیل حمله به ایران محکوم می‌کند، تلاش دارد با هر دو کشور تعامل کند تا منافع خود و امنیت کارکنان و نهادهای چینی را حفظ کرده و احتمال ایفای نقش میانجی را بیازماید.محاسبه محتاطانه چین در قبال منازعه ایران و اسرائیل

یکی از دلایل حمایت ضعیف چین از ایران، تصور منفی نسبت به ایران در افکار عمومی چین است. پس از آغاز دور جدید درگیری‌ها میان ایران و اسرائیل، فضای رسانه‌ای چین مملو از تحلیل‌هایی شد که ایران را کشوری با مشکلات جدی، از جمله نفوذ خائنان، اختلافات داخلی، تحریم‌های طولانی‌مدت، اقتصاد ضعیف، فناوری عقب‌مانده و ناتوانی نظامی توصیف می‌کردند. ترور مقامات ارشد نظامی ایران و تخریب تأسیسات هسته‌ای این کشور توسط اسرائیل، این دیدگاه را در فضای عمومی چین تشدید کرد. در نتیجه، همدردی یا حمایت چندانی نسبت به ایران در چین مشاهده نمی‌شود؛ تنها امیدی مبهم وجود دارد که ایران بتواند قدرت اسرائیل و در نتیجه آمریکا را فرسوده کرده و فشارها بر چین را کاهش دهد.

برخی تحلیل‌گران چینی از رفتارهای گذشته ایران، مانند مخالفت با ایجاد پایگاه نظامی چین در خاک خود، توقف پروژه ریلی مشترک، ترک حمایت از دولت اسد در سوریه و امضای توافق با هند در بحبوحه تنش‌های هند و پاکستان به‌عنوان نشانه‌هایی از غیرقابل ‌اتکایی ایران یاد می‌کنند. به باور آنان، برخلاف روسیه و پاکستان، ایران هیچ‌گاه واقعاً «در آغوش چین» قرار نگرفته است.

از نظر آنان، تهران حس استقلال شدید و تمایل به خوداتکایی دارد و نمی‌خواهد بیش از اندازه به یک کشور تکیه کند. همچنین، برخی ناظران چینی معتقدند جامعه ایرانی هنوز گرایش‌های اروپامحور و آمریکادوستانه دارد و به رفع تحریم‌ها و همکاری با غرب دل بسته است. ایران، به زعم آن‌ها، نه عزم کره‌شمالی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را دارد و نه اراده‌ای برای قطع کامل رابطه با غرب.

تحلیل‌گران چینی همچنین بر این باورند که آنچه ایران می‌تواند به چین ارائه دهد، در مقایسه با کشورهایی مانند روسیه، اندک و کم‌اهمیت است. اگر ایران در سال‌های گذشته موفق به تثبیت «هلال شیعی» شده بود، شاید در میان افکار عمومی چین جایگاه بهتری می‌داشت، اما در حال حاضر چنین حمایتی قابل انتظار نیست. رسانه‌ها و تحلیل‌گران چینی اکنون به‌صراحت بی‌اعتمادی و حتی نارضایتی خود از ایران را ابراز می‌کنند.

به نوشته یکی از مطالب منتشرشده در پایگاه گوانچا، دوران حمایت‌های بی‌قید و شرط دوران جنگ سرد به پایان رسیده و در عصر جدید، دیپلماسی قدرت‌های بزرگ بر مبنای ملاحظات عمل‌گرایانه شکل می‌گیرد. چین و آمریکا هر دو با فشارهای داخلی روبه‌رو هستند و نمی‌توانند در روابط خارجی خود بخشندگی سابق را حفظ کنند. با تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ، این روند احتمالاً تقویت خواهد شد.

تحلیل‌های رسانه‌ای در چین نشان می‌دهند که هرگونه حمایت از ایران مشروط و محدود خواهد بود. اگر ایران بتواند با اتخاذ راهبرد جنگ چریکی، درگیری بلندمدتی را علیه اسرائیل و آمریکا حفظ کند از جمله پرتاب ادواری موشک‌های بالستیک، حمایت از حزب‌الله و حوثی‌ها و تشویق نیروهای محور مقاومت برای محاصره بنادر مدیترانه‌ای اسرائیل آنگاه آمریکا ممکن است هم‌زمان درگیر اوکراین و غرب‌آسیا شود و این امر به چین فرصت تنفس راهبردی دهد. با این حال، تردیدهای زیادی در میان تحلیل‌گران چینی وجود دارد که آیا ایران با توجه به ضعف‌های داخلی خود قادر به حفظ چنین نبردی هست یا نه.

در کوتاه‌مدت، اولویت چین آن است که هرگونه درگیری ایران با اسرائیل یا آمریکا، پروژه‌های زیرساختی و سرمایه‌گذاری‌های چینی در ایران را تهدید نکند. در بلندمدت، چین خواهان دسترسی بیش‌تر به بخش نظامی-صنعتی ایران و فرصت‌های اقتصادی گسترده‌تر خواهد بود تا وارد سطح جدیدی از مشارکت راهبردی با تهران شود.

با وجود همه این نگرانی‌ها، چین، ایران را با کشورهایی مانند لیبی یا سوریه قابل مقایسه نمی‌داند. ایران عضو سازمان همکاری شانگهای و بریکس است. از دید بسیاری از کشورهای جنوب جهانی، اگر عضویت ایران در این نهادها نتواند آن را از فشارهای خارجی حفظ کند، اعتبار این سازمان‌ها و نقش چین به‌عنوان قدرت در حال‌ ظهور زیر سؤال می‌رود.

این وضعیت چین را در تنگنا قرار داده است. پکن از یک طرف نمی‌خواهد شاهد فروپاشی حکومت ایران زیر فشار اسرائیل و آمریکا باشد و از طرف دیگر، مردد است که آیا حمایت از تهران در این برهه ارزش هزینه‌هایش را دارد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا