آسیاآمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

آیا رقابت آمریکا و چین، جهانی‌سازی را از بین برده است؟ به‌سختی

جهانی شدن، میدان بازی نظامی و اقتصادی را برابر کرده است. قدرت های متوسط لزوما مجبور نیستند بین آمریکا و چین انتخاب کنند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای تحلیلی با عنوان «آیا رقابت آمریکا و چین، جهانی‌سازی را از بین برده است؟» به قلم الکساندر وری (Alexander Wehry) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله با رد ایده جنگ سرد جدید و پایان جهانی‌سازی، استدلال می‌کند که داده‌ها تصویر دیگری را نشان می‌دهند: توزیع گسترده ثروت و قدرت در نتیجه یک قرن تجارت جهانی، زمین بازی اقتصادی را هم‌سطح‌تر کرده و باعث کاهش قدرت نسبی ابرقدرت‌ها و افزایش وزن قدرت‌های میانی شده است. نویسنده معتقد است در این محیط چندقطبی فزاینده، کشورها به‌جای انطباق با یکی از دو قطب، به‌سمت خودمختاری از طریق همکاری‌های تجاری و دفاعی و ایجاد یک ائتلاف کشورهای غیرمتعهد حرکت می‌کنند، که این امر نه‌تنها جهانی‌سازی را حفظ می‌کند، بلکه آن را تقویت می‌نماید. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

برخلاف پیش‌بینی‌ها مبنی بر پایان جهانی‌سازی به‌دلیل رقابت آمریکا و چین، داده‌ها نشان می‌دهند که جهانی‌سازی همچنان قوی است. یک قرن تجارت جهانی باعث شده تا قدرت‌های میانی قوی‌تر شوند و نابرابری درآمدی بین کشورها به‌شدت کاهش یابد (ضریب جینی بین‌کشوری از حدود ۶۰ در سال ۱۹۸۰ به ۴۷ در سال ۲۰۲۲ رسیده‌ است). همچنین، قدرت نظامی پخش شده و سهم اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل از توانمندی مادی جهانی از ۷۵ درصد پس از جنگ جهانی دوم به کمتر از ۵۰ درصد رسیده است. این تغییرات، تمایل کشورها برای «انتخاب طرف» را کاهش داده و آن‌ها را به سمت چندجانبه‌گرایی سوق داده است.

اقدام‌های فزاینده یک‌جانبه آمریکا (که پیش‌تر پیشگام نظم مبتنی بر بازار آزاد بود) باعث ارزیابی مجدد راهبردی در میان کشورها شده‌ است. اما چین نیز جایگزین جذابی نیست؛ سیاست‌های داخلی مبهم، عدم وجود بانک مرکزی مستقل و کنترل‌های سختگیرانه سرمایه، بین‌المللی شدن یوان را محدود کرده است. علاوه بر این، چین هیچ تمایلی به ارائه چتر امنیتی به سبک جنگ سرد ندارد. در نتیجه، به‌جای چرخش کامل به‌سمت چین، قدرت‌های میانی به‌سمت استقلال از طریق وابستگی متقابل همگرا می‌شوند که بر دو ستون اصلی استوار است: تجارت و دفاع.

پیمان‌های تجاری بزرگ منطقه‌ای مانند مشارکت اقتصادی جامع منطقه‌ای (RCEP) که پانزده اقتصاد آسیا-اقیانوسیه از جمله متحدان آمریکا و شرکای چین را پیوند می‌دهد و منطقه آزاد تجاری قاره آفریقا (AfCFTA)  که برای کاهش وابستگی به قدرت‌های خارجی طراحی شده است، نمونه‌هایی از این همگرایی هستند. روابط دفاعی نیز به موازات آن در حال گسترش است؛ عربستان با وجود وابستگی سنتی به آمریکا، توافقنامه دفاعی جدیدی با پاکستان امضا کرده و در رزمایش‌های دریایی با چین شرکت می‌کند. هند نیز تحریم‌های آمریکا علیه نفت روسیه را نادیده گرفته و در عین حال همکاری نظامی خود را با فرانسه و ژاپن گسترش می‌دهد. این اقدامات عمل‌گرایانه بوده و نشان‌دهنده شکل‌گیری شبکه‌ای از قدرت‌های متوسط است که هدف آن‌ها خودمختاری از طریق وابستگی متقابل است.

موفقیت پایدار آسه‌آن، به‌رغم اختلافات شدید میان اعضای آن، به‌دلیل تمرکز بر تجارت، اجماع‌محوری و عدم مداخله و ایجاد وابستگی‌های اقتصادی است که درگیری را غیرعقلانی می‌سازد. اکنون زمان مناسبی برای گسترش این چارچوب به یک نهاد چندجانبه گسترده‌تر به نام ائتلاف کشورهای غیرمتعهد (Conan – Coalition for Non-Aligned Nations) است. برخلاف جنبش عدم تعهد در جنگ سرد که به‌دلیل قدرت مطلق ابرقدرت‌ها در نهایت دچار شکاف شد، امروز زمین بازی نظامی و اقتصادی هم‌سطح‌تر است. جهانی‌سازی، ثروت و قدرت را آنقدر گسترده کرده که آمریکا و چین به‌تنهایی نتوانند بر جهان قدرت‌های میانی توانمند و متصل به هم غلبه کنند. ائتلاف کشورهای غیرمتعهد، می‌تواند با نهادهای قوی‌تر و انگیزه‌های کمتر برای انشعاب، جایگزینی برای نهادهای تحت سلطه آمریکا ارائه دهد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا