نگاه اعراب به صلح ترامپ و معاملاتش با اسلامگرایان
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «نگاه اعراب به صلح ترامپ و معاملاتش با اسلامگرایان» نوشته خالد ابو طعمه (Khaled Abu Toameh)، در اندیشکده گیتاستون (Gatestone Institute)، به بررسی دیدگاه نخبگان عرب نسبت به توافقهای دونالد ترامپ با گروههای اسلامگرا نظیر حوثیها، حماس و نیز نقش قطر در این معادلات میپردازد. مضمون اصلی این یادداشت آن است که تلاش ترامپ برای صلح و معامله با بازیگران اسلامگرا، بهجای تضعیف آنان، موجب تقویت جریانهای افراطی و تضعیف جایگاه اسرائیل در منطقه شده است. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.
در پی اعلام توافق آتشبس میان دونالد ترامپ و شبهنظامیان حوثی در یمن برای توقف حمله به کشتیهای آمریکایی در دریای سرخ، حوثیها تنها چند روز بعد، در زمانی که ترامپ مهمان ولیعهد عربستان محمد بن سلمان بود، چند موشک بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کردند. این حملات موشکی که از فراز خاک عربستان عبور کردند، نشانهای از بیاعتنایی حوثیها به وعدههای داده شده و ادامه خصومت آشکار با اسرائیل و آمریکا بود. این در حالی است که توافق ترامپ با حوثیها شامل توقف حملات به اسرائیل نبود و صرفاً به امنیت کشتیهای آمریکایی محدود میشد.
این اقدام حوثیها، همراه با لحن و شعارهای سیاسی آنها که همچنان بر «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» تأکید دارد، در میان تحلیلگران عرب نشانهای روشن از ضعف راهبردی دولت ترامپ و چشمپوشی از واقعیتهای منطقهای تلقی شد. در فضای مجازی عربی، از جمله در کاریکاتورها و اظهارات کاربران، تصویری از ترامپ به عنوان فردی که در حال دوشیدن پول از کشورهای عربی ثروتمند است، در حالی که موشکها از بالای سرش عبور میکنند، منتشر شد. این تصویرسازیها نوعی تمسخر نسبت به توافق ترامپ و ناتوانیاش در مهار گروههای وابسته به ایران را القا میکند.
در همین زمینه، تحلیلگران عرب، از جمله احمد فؤاد الخطیب، به نفوذ چشمگیر قطر بر حماس اشاره کرده و آزادی یکی از گروگانهای آمریکایی-اسرائیلی را که در آستانه سفر ترامپ به دوحه انجام شد، شاهدی بر این نفوذ دانستند. این تحلیلگران معتقدند قطر اگر میخواست، میتوانست از همان ابتدا حماس را مجبور به آزادی همه گروگانها کند، اما ترجیح داد با مدیریت مرحلهای این فرآیند، از آن بهعنوان ابزار نفوذ و معامله بهرهبرداری کند.
بر اساس این دیدگاه، قطر در پی آن است که متحدان سنتیاش، یعنی ایران و حماس، در ساختار منطقهای بعد از جنگ همچنان قدرتمند باقی بمانند. این نگرانی وجود دارد که تعاملات اقتصادی و سیاسی ترامپ با قطر، از جمله دریافت هواپیمای مجلل ۴۰۰ میلیون دلاری و برنامهریزی برای ساخت هتل و برج در کشورهای غربآسیا، بیش از آنکه بر مبنای منافع استراتژیک باشد، تابع ملاحظات شخصی و اقتصادی بوده است.
دیدار ترامپ با احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه با سوابق وابستگی به القاعده و تصمیم به لغو تحریمهای آمریکا از دیگر مسائل مهم بود. این تصمیم با واکنش منفی تحلیلگران عرب مواجه شد. برای مثال، نورفانا محمود، تحلیلگر مصری، این اقدام را «بزرگترین تقویت اسلامگرایی جهانی توسط یک رئیسجمهور آمریکایی» دانست.
نگرانی اصلی بسیاری از تحلیلگران منطقهای آن است که این نوع تعاملات با اسلامگرایان از حماس و حوثیها گرفته تا شرع و حتی اردوغان نه تنها موجب تغییر رفتار آنها نمیشود، بلکه موجب جسورتر شدنشان در دشمنی با آمریکا و اسرائیل خواهد شد. از سوی دیگر، کشورهای عربی میانهرو مانند امارات و بحرین، با فاصله گرفتن از گروههای افراطی و امضای توافقنامههای صلح با اسرائیل، مسیر متفاوتی را در پیش گرفتهاند. این کشورها تلاش میکنند روابط اقتصادی و امنیتی خود را با اسرائیل تقویت کرده و نرمالسازی روابط را گسترش دهند.
در مورد عربستان سعودی نیز اگرچه ولیعهد محمد بن سلمان گامهایی در جهت فاصلهگیری از جریانهای اسلامگرا برداشته، اما هنوز حاضر به پیوستن رسمی به پیمان ابراهیم نشده و در برابر پیشنهاد ترامپ، تنها به ابراز آمادگی ضمنی و در آیندهای نامعلوم اکتفا کرده است.
اگر ترامپ خواهان صلح واقعی در غربآسیا است، باید با جدیت علیه ایران و گروههای نیابتی آن مانند حماس و حوثیها اقدام کرده و از حامیان اسلامگرایان، به ویژه قطر، فاصله بگیرد. تنها در چنین صورتی است که توافقنامه ابراهیم میتواند گسترش یابد و کشورهای عربی بیشتری به سمت آن جذب شوند. راهبرد کنونی ترامپ که بر مبنای معاملهگری اقتصادی با اسلامگرایان است، بهجای ایجاد صلح، موجب تقویت دشمنان آمریکا و اسرائیل شده است./ منبع



