آسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

چگونه چین در نظم جهانی تجدیدنظرطلبانه دست بالا را دارد؟

به‌گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چگونه چین در نظم جهانی تجدیدنظرطلبانه دست بالا را دارد؟» که به ‌قلم جولیان گویرتز (Julian Gewirtz) در مجله فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است، ظهور نظم جهانی چندقطبی را بررسی می‌کند و استدلال می‌کند که سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه دولت دوم ترامپ، با کاهش نفوذ ایالات متحده و تضعیف نهادهای بین‌المللی، فضایی برای چین فراهم کرده تا خود را به‌عنوان مدافع و اصلاح‌گر نظم موجود معرفی کند. نویسنده معتقد است که دو کتاب مورد بررسی، یکی از اوریانا اسکایلر ماسترو و دیگری از ژو بو، دیدگاه‌هایی درباره چگونگی صعود چین و پیامدهای آن ارائه می‌دهند. در ادامه بهره سخن این مقاله را می‌خوانید.

آمریکا و چین در مورد ظهور جهان چندقطبی توافق دارند، اما دیدگاه‌هایشان متفاوت است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، معتقد است که تسلط تک‌قطبی آمریکا پس از جنگ سرد یک استثنا بود و اکنون جهان به‌سمت چندقطبی‌شدن پیش می‌رود؛ جایی که آمریکا می‌تواند با تمرکز بر منافع خود (سیاست «اول آمریکا») و پذیرش حوزه‌های نفوذ دیگران، یکجانبه عمل کند. در مقابل، وانگ یی، وزیر خارجه چین، چندقطبی‌شدن را فرصتی برای کاهش نفوذ آمریکا، تضعیف هم‌پیمانان آن، کاهش فشار بر خودکامگی‌ها و افزایش آزادی عمل چین و روسیه می‌داند. این دو دیدگاه به ظهور «چندقطبی مزدورانه» منجر شده است؛ نظمی جهانی که در آن قدرت‌های بزرگ خودخواهانه عمل می‌کنند و کم‌تر به همکاری یا منافع دیگران اهمیت می‌دهند.

دو کتاب به تحلیل این تحول کمک می‌کنند. «اوریانا اسکایلر ماسترو»، دانشمند سیاسی دانشگاه استنفورد، در کتاب «نوظهور: چگونه چین به یک قدرت بزرگ تبدیل شد» با استفاده از مفهوم «نوظهور» در کسب‌وکار، صعود چین را بررسی می‌کند. او نشان می‌دهد که چین در چهل سال با بهره‌برداری از شکاف‌های نظم جهانی تحت رهبری ایالات متحده، نوآوری گزینشی و تقلید محدود از آمریکا، به قدرت بزرگ تبدیل شد. چین از تقلید کامل آمریکا اجتناب کرد تا واکنش واشنگتن را به تأخیر بیندازد؛ مثلاً با تمرکز بر بنادر تجاری به‌جای پایگاه‌های نظامی خارجی یا آموزش پلیس به‌جای ارتش‌های خارجی. این راهبرد «فوق‌ قدرت پنهان» به چین اجازه داد بدون جلب توجه، قدرت نظامی، فناوری و تجاری خود را توسعه دهد و از انزوای دیپلماتیک به نفوذی هم‌تراز با آمریکا برسد.

ماسترو پیشنهاد می‌دهد که آمریکا برای حفظ برتری، باید راهبرد نوظهور خود را دنبال کند: بستن شکاف‌هایی که چین از آن‌ها بهره می‌برد، استفاده از مزایای رقابتی مانند مهاجرت (که چین فاقد آن است) و تقلید از موفقیت‌های چین. اما دولت دوم ترامپ، با خروج از نهادهای بین‌المللی، اعمال تعرفه بر متحدان، تهدید کانادا و گرینلند و تضعیف نوآوری داخلی، شکاف‌های جدیدی برای بهره‌برداری چین ایجاد کرده است. برای مثال، شی جین‌پینگ در آوریل ۲۰۲۵ با ویتنام، مالزی و کامبوج توافق‌های تجاری و فناوری امضا کرد و چین با لغو تحریم‌ها علیه نمایندگان پارلمان اروپا، سعی در جلب اروپا دارد.

در مقابل، «ژو بو»، سرهنگ بازنشسته ارتش آزادی‌بخش خلق، در کتاب «آیا جهان باید از چین بترسد؟» چین را بازیگری مسئول و تثبیت‌کننده معرفی می‌کند. او ادعا می‌کند که چین قصد تغییر نظم جهانی را ندارد، بلکه آن را عادلانه‌تر می‌کند. ژو رشد گروه‌هایی مانند بریکس (شامل برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی، ایران و اندونزی) و سازمان همکاری شانگهای را نشانه چندقطبی‌شدن می‌داند، اما اذعان می‌کند که بریکس فاقد اتحاد هدفمند گروه هفت است. او تفاوت چین و روسیه را برجسته می‌کند: چین از جهانی‌سازی بهره می‌برد، اما روسیه نظم موجود را علیه خود می‌بیند. اظهارات روبیو مبنی بر اینکه نظم جهانی علیه آمریکا استفاده می‌شود، به‌طور طنزآمیزی با دیدگاه روسیه همخوانی دارد.

ژو معتقد است که سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه ترامپ اعتبار جهانی آمریکا را کاهش داده و به چین فرصت می‌دهد تا نفوذ خود را در نهادهای موجود افزایش دهد، متحدان آمریکا را به خود جلب کند و نهادهای جایگزین مانند بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت آسیا را تقویت کند. سخنرانی وانگ یی در کنفرانس امنیتی مونیخ (فوریه ۲۰۲۵)، پس از حمله جی‌دی ونس به متحدان اروپایی، به‌عنوان نمونه‌ای از این فرصت معرفی شد. با وجود حمایت چین از روسیه در جنگ اوکراین و تهدیدات صنعتی آن برای اروپا، فشارهای آمریکا ممکن است اروپا را به‌سمت چین سوق دهد.

جهان چندقطبی کنونی به‌دلیل سیاست‌های خودمحورانه آمریکا و چین، به سمت هرج‌ومرج و رقابت شدید پیش می‌رود. اگر کشورها احساس کنند که بین قدرت‌های خودخواه انتخاب می‌کنند، ممکن است به چین به‌عنوان گزینه‌ای پایدارتر نگاه کنند، همکاری در مسائلی مانند صلح در تنگه تایوان یا محدودیت صادرات فناوری به ارتش چین را کاهش دهند، و از رهبری آمریکا در نظم جهانی فاصله بگیرند. برای آمریکا، بازسازی اعتماد متحدان و تقویت نهادهای بین‌المللی برای رقابت با چین حیاتی است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا