آسیاانرژی و اقلیم

جنگ ایران و موفقیت راهبرد انرژی چین

بحران هرمز نشان داد چین با ذخایر انرژی و برقی‌سازی اقتصاد، آسیب‌پذیری خود را کاهش داده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ ایران و موفقیت راهبرد انرژی چین» نوشته میکال میدن (Michal Meidan) و منتشرشده در نیویورک تایمز (New York Times)، بررسی می‌کند که چگونه جنگ ایران و اختلال در تردد نفت از تنگه هرمز، برخلاف انتظار اولیه، آسیب‌پذیری راهبردی چین را آشکار نکرد و در عوض کارآمدی سیاست‌های بلندمدت پکن برای تنوع‌بخشی به منابع انرژی، انباشت ذخایر نفتی و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی را به نمایش گذاشت. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه، در نگاه نخست می‌توانست یکی از جدی‌ترین تهدیدهای انرژی برای چین باشد. این کشور بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان است و بیش از ۷۰ درصد مصرف نفت خود را از واردات تأمین می‌کند، درحالی‌که حدود نیمی از واردات نفت آن از غرب‌آسیا می‌آید. اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز، در شرایطی که جریان نفت ونزوئلا نیز پیش‌تر تحت تأثیر اقدامات آمریکا قرار گرفته بود، می‌توانست پکن را در برابر شوک عرضه‌ای قرار دهد که کنترل آن برای چین دشوار باشد.

بااین‌حال، واکنش چین به بحران هرمز نشان داد که پکن طی چند دهه تلاش کرده چنین آسیب‌پذیری‌ای را کاهش دهد. افزایش وابستگی چین به واردات نفت از دهه ۱۹۹۰، نگرانی درباره امکان کنترل مسیرهای حیاتی انرژی توسط قدرت‌های رقیب را در این کشور افزایش داد. در نتیجه، پکن راهبردی چندلایه برای کاهش ریسک اختلال در تأمین انرژی ایجاد کرد، راهبردی که اکنون در نخستین آزمون بزرگ خود در برابر جنگ ایران قرار گرفته است.

یکی از ارکان این سیاست، تنوع‌بخشی به منابع تأمین نفت و کاهش سهم خاورمیانه در سبد وارداتی است. چین همچنین طی سال‌های گذشته ذخایر عظیمی از نفت خام ایجاد کرده و اکنون از ذخایری برخوردار است که در مجموع با ذخایر آمریکا و ژاپن قابل‌مقایسه است. این ذخایر به پکن امکان داده است هنگام کاهش واردات، به‌جای واکنش اضطراری و خرید گسترده در بازار جهانی، بخشی از نیاز خود را از منابع ذخیره‌شده تأمین کند.

برقی‌سازی حمل‌ونقل نیز بخش مهم دیگری از این راهبرد است. چین به بزرگ‌ترین بازار خودروهای برقی جهان تبدیل شده و تلاش برای جایگزینی سوخت‌های فسیلی با برق را به خودروهای سنگین و کامیون‌ها نیز گسترش داده است. هم‌زمان، بخش عمده تولید برق چین از منابع داخلی مانند زغال‌سنگ، انرژی هسته‌ای، برق‌آبی، باد و خورشید تأمین می‌شود. بنابراین، افزایش سهم برق در حمل‌ونقل، وابستگی بخشی از اقتصاد به واردات نفت را کاهش داده است.

جنگ ایران این مجموعه سیاست‌ها را در یک شرایط واقعی و پرتنش آزمایش کرده است. اختلال در هرمز قیمت نفت را افزایش داد، اما چین برخلاف بحران کمبود زغال‌سنگ در سال ۲۰۲۱، واکنش اضطراری نشان نداد. واردات نفت کاهش یافت، پالایشگران خریدهای خود را محدود کردند و پکن با استفاده از ذخایر داخلی، فشار ناشی از کاهش عرضه را مدیریت کرد. دولت همچنین صادرات سوخت‌های حمل‌ونقل را محدود کرد تا عرضه داخلی حفظ شود.

افزایش قیمت سوخت نیز بخشی از تقاضای حمل‌ونقل را به سمت گزینه‌های برقی سوق داده است. استفاده بیشتر از حمل‌ونقل عمومی، تاکسی‌ها و خدمات حمل‌ونقل اینترنتی که بخش قابل‌توجهی از آن‌ها برقی هستند، فشار بر مصرف بنزین و گازوئیل را کاهش داده است.

از این منظر، بحران انرژی ناشی از جنگ ایران برای چین صرفاً یک تهدید نیست؛ بلکه نوعی آزمون موفقیت راهبردی است. توانایی پکن برای تحمل اختلال شدید در عرضه نفت بدون ورود به وضعیت اضطراری، نشان می‌دهد که انباشت ذخایر، تنوع‌بخشی به واردات و گذار تدریجی به اقتصاد برق‌محور، اهرم بالقوه آمریکا برای فشار انرژی بر چین را محدود کرده است. جنگ در عین افزایش ریسک‌های بازار جهانی انرژی، نشان داده است که آسیب‌پذیری انرژی چین نسبت به گذشته کاهش یافته است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا