آسیااقتصاد و تجارتخارجی

مواد معدنی در برابر میکروچیپ‌ها: چگونه از جنگ زنجیره تأمین جلوگیری کنیم

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «مواد معدنی در برابر میکروچیپ‌ها: چگونه از جنگ زنجیره تأمین جلوگیری کنیم» نوشته ی. تونی یانگ (Y. Tony Yang) در آسیا تایمز (Asia Times) منتشر شده است. نویسنده در این یادداشت به بررسی چالش‌های ژئوپلتیک و اقتصادی ناشی از استفاده از مواد معدنی بهعنوان سلاح در روابط ایالات متحده و چین می‌پردازد و پیشنهاداتی برای مدیریت بهتر این بحران ارائه می‌دهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


حرکت چین برای به‌کارگیری تسلط خود بر عناصر خاکی کمیاب به‌عنوان سلاح، بعد جدیدی به روابط ایالات متحده و چین افزوده است؛ رقابتی که توسط آسیب‌پذیری متقابل و سیاست‌های تند تجاری تعریف می‌شود. چین با اعمال کنترل‌های صادراتی مشابه قوانین فرامرزی ایالات متحده و نیاز به مجوز حتی برای محصولات حاوی مقادیر جزئی مواد اولیه چینی، جنگ را به مرحله‌ای بالاتر برده است که در آن چند مرحله شیمیایی می‌توانند سرنوشت صنایع را تعیین کنند.

آنچه این دور از رقابت را متفاوت می‌کند، تقارن قدرت است. کنترل‌های ایالات متحده به شرکت‌های برجسته چینی دسترسی به تجهیزات پیشرفته را محدود می‌کند، در حالی که چین از مزیت خود بر ورودی‌هایی که از موتورهای الکتریکی گرفته تا مهمات دقیق را در بر می‌گیرد، استفاده می‌کند. این قدرت در بالادست، توهم استقلال خود در پایین‌دست را از بین می‌برد. مزیت چین در استخراج مواد معدنی نیست بلکه سرمایه‌گذاری‌های چندین دهه در شیمی جداسازی، تولید ماده مغناطیسی و توسعه نیروی انسانی است که حتی با یارانه‌های سخاوتمندانه نیز دشوار است که قابل تقلید باشد.

سیاست‌ها در هر دو طرف پیچیده است. واشنگتن با تهدید لیست‌های تحریمی و تعرفه‌ها فشار می‌آورد؛ پکن نیز با تنظیم مجوزها و پیام‌های خود به‌گونه‌ای عمل می‌کند که روزی ملی‌گرایانه و روز دیگر مصالحه‌جویانه باشد. تا قدرت خود را نشان دهد و در عین حال فضای مذاکره را حفظ کند. هر دو پایتخت درباره تاب‌آوری صحبت می‌کنند اما در زیر شعارها، شکنندگی را کشف می‌کنند. چین همچنان به صادرات وابسته است و با فشارهای کاهشی و مشکلات در بخش املاک روبه‌روست؛ ایالات متحده با زمان‌بندی‌های چندساله برای راه‌اندازی ظرفیت‌های استخراج، جداسازی و تولید ماده مغناطیسی رقابتی روبه‌روست. جداسازی ساختارهای تولید مدرن در عمل پیچیده‌تر از آن است که در سخنرانی‌ها بیان می‌شود. آسیب‌پذیری مربوط به کل سیستم است، نه فقط یک بخش خاص. خودروهای برقی، توربین‌های بادی، ربات‌های صنعتی، مراکز داده و بستر‌های دفاعی به ماده مغناطیسی‌هایی با عملکرد بالا وابسته‌اند که بیشتر مواد اولیه آن‌ها در چین پردازش می‌شود.

تصور «جداسازی بی‌دردسر» عمق تخصص مشترک ایجاد شده در طی سه دهه را نادیده می‌گیرد. وابستگی متقابل به سلاح تبدیل شده، هم هدف را مجازات می‌کند و هم استفاده‌کننده را، و همه را وادار به تنوع از هر دو طرف می‌کند. بنابراین، چه چیزی مفید است؟ اولاً باید صادقانه درباره زمان و ترتیب اقدامات صحبت کرد. حتی با مجوزهای سریع‌تر، فرآیند «معدن تا مگنت» در ایالات متحده به‌زمان انتخابات بستگی دارد. ذخایر و خریدهای دفاعی کمک می‌کنند، اما بدون قراردادهای تجاری چندساله و کف قیمت‌های معتبر، سرمایه‌گذاری خصوصی نمی‌تواند به اندازه وعده‌های سیاسی، کارخانه‌های جداسازی و تولید ماده مغناطیسی را تأسیس کند.

در همین حال، کنترل‌های چینی به‌سرعت عمل می‌کنند زیرا در گره‌های بالادست قرار دارند که تأخیرهای کوچک در آن‌ها به سرعت به صنایع خودرو و هوافضا سرایت می‌کند. تشدید فشارها آسیب سریع ایجاد می‌کند، در حالی که تنوع آرامش تدریجی را به همراه دارد. راهبرد باید این دو زمان‌بندی را با هم تطبیق دهد. دوم، به یک آتش‌بس عملی برای تجارت غیرنظامی در حین ساخت ظرفیت‌های جدید نیاز داریم. توافقی محدود و عمل‌گرایانه می‌تواند جریان‌های غیرنظامی را تثبیت کند در حالی که خطوط قرمز امنیتی حفظ شوند. کریدور «مواد معدنی برای تراشه‌ها» می‌تواند مجوزهایی برای خودروها، الکترونیک مصرفی، دستگاه‌های پزشکی و اجزای شبکه تسریع کند، با بازگشت‌ها اگر یکی از طرفین تخلف کند.

سوم، باید پشتیبان‌های واقعی ساخت که در عمل کار کنند. استخراج شفاف و پایدار منابع معدنی خارج از هر دو کشور، تمرکز را کاهش می‌دهد. کنسرسیوم‌های مجوزدهی چندملیتی با حل اختلافات واقعی، مجوزها را قابل پیش‌بینی می‌کنند؛ ذخایر هماهنگ ثالث، ذخایر را در برابر نمایش‌های سیاسی محافظت می‌کنند. این‌ها تجارت را بازسازی نمی‌کنند، بلکه حکمرانی‌ ایجاد می‌کنند که برای سرمایه‌گذاران قابل فهم و برای رأی‌دهندگان معتبر باشد. آسیا نقش ویژه‌ای در این زمینه ایفا می‌کند. شرکت‌های ژاپن، کره و آسیای جنوب‌شرقی بسیاری از خودروها، موتورها، الکترونیک‌ها و باتری‌های جهان را مونتاژ می‌کنند. آن‌ها زمانی که قوانین تغییر می‌کنند، اولین ضربه را می‌خورند. یک کریدور امانی مستقر در آسیا می‌تواند ارسال‌های غیرنظامی ضروری را در طول بحران‌های سیاسی ادامه دهد.

این یک راه‌حل کم‌درامای برای مشکلی پرحادثه است. اگر رهبران فقط کنترل‌ها را تشدید کنند بدون آن که جایگزین‌هایی بسازند، مالیات نوسانات بر همه چیز از خودروهای برقی تا اسکنرهای بیمارستانی تحمیل می‌شود. بازارها این هزینه‌ها را به خانواده‌ها و کسب‌وکارها منتقل می‌کنند تا زمانی که ظرفیت‌های واقعی به مرحله اجرا درآید. حرکت چین در زمینه عناصر خاکی کمیاب، همه را مجبور به بازنگری در مفهوم «امنیت اقتصادی» می‌کند. درس ساده است: استفاده از زنجیره‌های تأمین به‌عنوان سلاح، طرف مقابل را آسیب می‌زند، اما همچنین به خود برمی‌گردد. راه هوشمندانه این است که تجارت غیرنظامی را برای حالا ثابت و قابل پیش‌بینی نگه داریم و ظرفیت‌های غیرچینی را گام به گام با پول واقعی و زمان‌بندی‌های واقعی بسازیم./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا