شراکت روسها و صهیونیستها در مبارزه علیه جاده ابریشم
روسیه و صهیونیسم مسیر جاده ابریشم چین را هدف گرفتهاند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «شراکت روسها و صهیونیستها در مبارزه علیه جاده ابریشم» به قلم دمیر نظروف ((Demir Nazarov در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. نویسنده با مرور رقابتهای سیاسی در آمریکا، نقش جمهوریخواهان نئوکان، روسیه و صهیونیسم را در شکلگیری همکاریهای پشتپرده برای مهار نفوذ چین و مختلکردن پروژه جاده ابریشم بررسی میکند. این یادداشت به پیوند منافع سهجانبه در مناطق بالتیک، اروپای شرقی و غرب آسیا بهعنوان راهبردی برای حفظ برتری ژئوپلیتیک غرب و جلوگیری از استقلال اروپا میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، تغییرات مهمی در سیاست خارجی آمریکا شکل گرفت، اما واقعیت آن است که این کشور با ساختار الیگارشیک خود همواره ناهمگونی در جهتگیریهای سیاست خارجی داشته است. حمایت از اوکراین و افزایش انتقادات نسبت به صهیونیسم از پیامدهای شکافهای داخلی آمریکا است که احتمال بروز درگیری داخلی را بالا برده است. رقابت دموکراتها و جمهوریخواهان به مرحله تازهای رسیده و اختلافات درونحزبی وضعیت را پیچیدهتر کرده است. دموکراتها میان چپگرایان مترقی و جناح سنتی تقسیم شدهاند و جمهوریخواهان به سه دسته انزواطلبان «اول آمریکا»، نئوکانها با حمایت کامل از صهیونیسم و مستبدان با رویکرد میانه در حمایت از صهیونیسم و گرایش به پوپولیسم راستگرا در جهان تفکیک شدهاند. اختلاف دیدگاهها درباره جنگ روسیه و اوکراین، عمق این شکافها را نشان میدهد؛ بایدن هدف حفظ و آزادسازی کامل اوکراین تاریخی را دنبال میکند، در حالی که ترامپ خواهان همراهی با جاهطلبیهای کرملین در اوکراین و سراسر اروپای شرقی است. در روسیه، تندروها برنامههایی برای جنگ علیه بالتیک و حتی لهستان مطرح کردهاند و پهپادهای شناسایی خود را بر فراز این کشورها به پرواز درآوردهاند که با واکنش ضعیف ناتو مواجه شده است.
اهداف روسیه برای تصرف اروپای شرقی شامل دو محور اصلی است. نخست، با نفوذ لابی صهیونیستی بر ترامپ، ایجاد هرجومرج در اوکراین، بالتیک و لهستان برای جلوگیری از شکلگیری رهبری جدید اروپا در لهستان و حذف رقبای اصلی صهیونیسم در دریافت حمایت خارجی آمریکا پیگیری میشود. دوم، مقابله مشترک با پروژه جاده ابریشم چین که وحدت کشورهای آسیایی بزرگ را بههمراه دارد و موجب استقلال اروپا از سلطه آمریکا و صهیونیسم میشود. چین در حال ادغام تدریجی کشورهای بالتیک در پروژه خود است، در حالی که لهستان و اوکراین نقش برجسته دارند. روسیه بهدلیل تهدیدات سیاسی و امنیتی و ارتباط با نئوکانهای آمریکایی از این پروژه کنار گذاشته شده و «دستور کار سبز» چین را تهدیدی برای امنیت خود میداند.
روسیه در مسیر تخریب جاده ابریشم اقداماتی چون جنگ در اوکراین، پرواز پهپاد بر فراز بالتیک، سرنگونی هواپیمای آذربایجانی، تلاش برای کودتا در ارمنستان، اتخاذ موضع بیطرف در برابر تجاوز اسرائیل به ایران و سوریه، تهدید جنگ علیه قزاقستان و ایجاد چهره دشمن از تاجیکستان به بهانه حضور داعش انجام داده است. این اقدامات بخشی از طرح آمریکا، صهیونیسم و روسیه برای جلوگیری از رهایی چین از سلطه دلار است.
در روابط میان روسیه و صهیونیسم، ارتباط مستقیم حفظ میشود، اما غالباً پنهان میماند. در جنگها، حمایت متقابل آشکار میگردد؛ از جمله در جنگ روسیه و اوکراین که صهیونیسم در سازمان ملل غالباً موضع ضد اوکراینی اتخاذ کرده است. پوتین نیز بر قرابت جمعیتی با اسرائیل تأکید کرده است. اقدامات صهیونیسم علیه جاده ابریشم در غرب آسیا شامل تلاش برای ایجاد «کریدور اقتصادی هند» و راهاندازی جنگها علیه محور مقاومت، مداخله در سوریه و بمباران قطر برای سازماندهی مجدد منطقه در مسیر این کریدور است.
رهبری سیاست خارجی مشترک روسیه و صهیونیسم در دست جمهوریخواهان آمریکا، بهویژه نئوکانهای وابسته به لابی صهیونیستی است. حمایت آشکار از روسیه به دلیل هراس از پیامدهای سیاسی بیان نمیشود، اما مواضع چهرههایی چون مایک جانسون، جی. دی. ونس، مایک روبیو، تد کروز و لیندسی گراهام نشان از جهتگیری ضد اوکراینی دارد، در حالی که هیچگاه موضع مشابهی علیه اسرائیل اتخاذ نشده است./ منبع



