آسیاامنیت و دفاعخارجی

دلایلی برای لزوم وجود یک پیمان دفاعی در منطقه اقیانوس آرام

به‌گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «دلایلی برای لزوم وجود یک پیمان دفاعی در منطقه اقیانوس آرام» که به‌قلم الی رتنر (Ely Ratner)، در مجله (Foreign Affairs )، منتشر شده است، استدلال می‌کند که با توجه به تهدید فزاینده چین، ایجاد یک پیمان دفاع جمعی در منطقه هند-آرام با مشارکت آمریکا، استرالیا، ژاپن و فیلیپین برای تقویت بازدارندگی و جلوگیری از بی‌ثباتی ضروری است.


ایجاد یک پیمان دفاع جمعی در منطقه هند-آرام برای مقابله با تهدید فزاینده چین ضروری است، زیرا این کشور به دنبال تصرف تایوان، کنترل دریای چین جنوبی، تضعیف اتحادهای آمریکا و تسلط بر منطقه است. موفقیت چین در این اهداف، آمریکا را به یک قدرت قاره‌ای تضعیف‌شده تبدیل می‌کند که از دسترسی کامل به بازارها و فناوری‌های کلیدی محروم می‌شود. چین با سرمایه‌گذاری‌های گسترده در نیروهای مسلح خود، به‌زودی قادر به تحقق این اهداف خواهد بود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شی جین‌پینگ -رئیس‌جمهور چین-  به ارتش خود دستور داده تا برای تهاجم به تایوان تا سال ۲۰۲۷ آماده شود؛ هرچند تردیدهایی درباره موفقیت این تهاجم وجود دارد. سیاست خارجی آمریکا باید این تردیدها را تقویت کند تا هزینه هرگونه تهاجم برای چین غیرقابل‌تحمل شود.

ایالات متحده برای این منظور، قابلیت‌های نظامی پیشرفته‌ای توسعه داده، مفاهیم عملیاتی جدیدی طراحی کرده و نیروهای نظامی متحرک و مرگبار خود را در نقاط استراتژیک آسیا مستقر کرده است. در گذشته، آمریکا بر روابط دوجانبه با متحدان خود تمرکز داشت، اما اخیراً رویکردی شبکه‌ای اتخاذ کرده که مسئولیت‌های بیشتری به متحدان می‌سپارد و همکاری میان آن‌ها را تشویق می‌کند. این تغییرات، چالش‌های نظامی و ژئوپلیتیکی جدیدی برای پکن ایجاد کرده و تردیدهای چین درباره موفقیت اقدامات تهاجمی را تقویت کرده است. با این حال، ابتکارات دفاعی کنونی، به دلیل غیررسمی و ابتدایی بودن، کافی نیستند. بازدارندگی واقعی نیازمند اراده و توانایی‌ای است که تنها یک پیمان دفاع جمعی می‌تواند فراهم کند. این پیمان، که می‌توان آن را «پیمان دفاعی اقیانوسیه» نامید، باید شامل استرالیا، ژاپن، فیلیپین و آمریکا باشد، با امکان پیوستن اعضای دیگر در آینده.

در گذشته، شرایط برای ایجاد چنین پیمانی در آسیا وجود نداشت. پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا شبکه‌ای از اتحادهای دوجانبه با کشورهایی مانند استرالیا، ژاپن، فیلیپین، کره جنوبی، تایوان و تایلند ایجاد کرد که از گسترش شوروی جلوگیری کرد، حضور نظامی آمریکا را تثبیت و رشد اقتصادی منطقه را تسهیل کرد. برخلاف اروپا که ناتو در سال ۱۹۴۹ با اصل دفاع جمعی تأسیس شد، در آسیا به دلیل اختلافات تاریخی، رقابت‌های منطقه‌ای و نگرانی از درگیری با قدرت‌های بزرگ چنین پیمانی شکل نگرفت. سازمان پیمان آسیای جنوب شرقی (SEATO) که در ۱۹۵۴ تأسیس شد، به دلیل نبود انسجام در سال ۱۹۷۷ منحل شد. اما شرایط کنونی تغییر کرده است. تهدید فزاینده چین، همگرایی جدید در همکاری‌های امنیتی میان متحدان آمریکا و نیاز به روابط متقابل، زمینه را برای دفاع جمعی فراهم کرده است.

چین با اقدامات تهاجمی خود در منطقه هند-آرام، از جمله افزایش فعالیت‌های نظامی در دریای چین شرقی و جنوبی، حس ناامنی را در منطقه گسترش داده است. ژاپن به دلیل تنش‌های تاریخی و اختلافات ارضی با چین، به‌ویژه بر سر جزایر سنکاکو/دیائویو، در حال تقویت نیروهای مسلح خود است. این کشور با بازنگری در قانون اساسی صلح‌طلب خود، همکاری نظامی با شرکا را افزایش داده و بودجه نظامی خود را دو برابر کرده است. فیلیپین نیز با تغییر تمرکز از شورش‌های داخلی به تهدیدات خارجی چین در دریای چین جنوبی، برنامه مدرنیزاسیون نظامی را آغاز کرده که شامل خرید هواپیماهای جنگی، تقویت دفاع سایبری و استفاده از تجهیزات بدون سرنشین است. استرالیا که زمانی چین را فرصتی اقتصادی می‌دید، اکنون به دلیل اقدامات خصمانه پکن از جمله دخالت در سیاست داخلی و تحمیل تعرفه‌های تجاری، استراتژی دفاعی خود را بازنگری کرده و بودجه نظامی بی‌سابقه‌ای برای مقابله با تهدیدات نزدیک به قلمرو خود تخصیص داده است.

این سه کشور به‌طور فزاینده‌ای سرنوشت خود را به هم گره‌خورده می‌بینند و همکاری‌های امنیتی خود را گسترش داده‌اند. توافق‌های دسترسی متقابل بین استرالیا و ژاپن، و همچنین ژاپن و فیلیپین، امکان عملیات نظامی مشترک را فراهم کرده است. ابتکارات چندجانبه، مانند گروه «اسکواد» شامل استرالیا، ژاپن، فیلیپین و آمریکا، با برگزاری رزمایش‌های مشترک و تقویت اشتراک اطلاعات، به بازدارندگی در برابر چین کمک کرده است. با این حال، فقدان تعهدات دفاع متقابل، ستاد مرکزی برای برنامه‌ریزی عملیات و هماهنگی منظم، اثربخشی این همکاری‌ها را محدود می‌کند.

یک پیمان دفاع جمعی می‌تواند این کاستی‌ها را برطرف کند. این پیمان نیازی به سازمانی گسترده مانند ناتو ندارد، بلکه می‌تواند با تمرکز بر استرالیا، ژاپن، فیلیپین و آمریکا آغاز شود. کره جنوبی و نیوزیلند می‌توانند در آینده به‌عنوان اعضای بالقوه در نظر گرفته شوند، اما در حال حاضر، تمرکز بر این چهار کشور منطقی‌تر است. این پیمان می‌تواند با گسترش پروژه‌های موجود، مانند اشتراک اطلاعات و رزمایش‌های مشترک، و ایجاد ستاد فرماندهی، بازدارندگی را تقویت کند. ژاپن یا هاوایی می‌توانند به‌عنوان مکان‌های بالقوه برای ستاد مرکزی در نظر گرفته شوند.

متحدان آمریکا باید روابط دوجانبه خود را با واشنگتن بازتعریف کنند تا متقابل‌تر شوند. در حال حاضر، معاهدات دوجانبه در منطقه محدود به جغرافیای محلی هستند و آمریکا حفاظت از متحدان را تضمین می‌کند، اما تعهد متقابلی از آن‌ها دریافت نمی‌کند. با توجه به تهدید فزاینده ارتش آزادی‌بخش خلق چین و توانمندی‌های پیشرفته متحدان آسیایی، این عدم تقارن دیگر پایدار نیست. متحدان باید متعهد به حمایت از آمریکا در بحران‌های منطقه‌ای و دفاع از خاک آمریکا شوند. این متقابل‌سازی، امکان برنامه‌ریزی نظامی مشترک، سرمایه‌گذاری در قابلیت‌های مکمل و افزایش دسترسی نظامی آمریکا به قلمرو متحدان را فراهم می‌کند.

ایجاد این پیمان با چالش‌هایی همراه است، از جمله مذاکرات پیچیده سیاسی و واکنش‌های احتمالی چین، که ممکن است از ابزارهای اقتصادی و اطلاعاتی برای تضعیف آن استفاده کند. با این حال، پیشرفت‌های اخیر در همکاری‌های دفاعی نشان می‌دهد که چنین پیمانی قابل دستیابی است. آمریکا باید با تأکید بر مزایای اقتصادی و امنیتی این پیمان، حمایت داخلی در کشورهای عضو را جلب کند و همزمان با حفظ نهادهای منطقه‌ای دیگر، مانند کواد و آسه‌آن، از اتهامات «سیاست بلوک» دوری کند. این پیمان، با تمرکز بر دفاع و تکمیل آن با دیپلماسی فعال و برنامه‌های تجاری، می‌تواند به ثبات و صلح پایدار در هند-آرام کمک کند. منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا