نزدیکی هند و طالبان؛ ریشهها و انگیزههای تعامل
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نزدیکی هند و طالبان؛ ریشهها و انگیزههای تعامل» در اندیشکده تهران منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تاریخی و تحلیلی تحول روابط میان دهلی نو و طالبان میپردازد و نشان میدهد که تعامل اخیر دو طرف، برخاسته از نیازهای متقابل سیاسی، امنیتی و اقتصادی و تلاش طالبان برای متنوعسازی روابط خارجی خود و هند برای موازنهسازی در برابر پاکستان و چین است. یادداشت همچنین پیوند این نزدیکی را با ملاحظات انتخاباتی و راهبردی هند در آسیای جنوبی تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
روابط هند و افغانستان از زمان جدایی هند و پاکستان همواره یکی از ابعاد مهم سیاست خارجی دهلینو بوده است. هند از افغانستان بهعنوان متحدی برای مهار پاکستان استفاده کرده و در دوران حکومتهای مختلف افغانستان، از جمله پس از سقوط سلطنت و تأسیس جمهوری، روابط حسنهای را حفظ کرد، اما ظهور طالبان در سال ۱۹۹۶ این روند را متوقف ساخت. در دوره نخست طالبان، هند این جنبش را وابسته به سازمان اطلاعات پاکستان میدانست و در کنار ایران و روسیه از اتحاد شمال حمایت میکرد. حادثه ربایش پرواز آیسی ۸۱۴ و انتقال آن به قندهار در سال ۱۹۹۹، شکاف میان هند و طالبان را عمیقتر کرد. پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱، هند با دولت جمهوری همکاری گستردهای داشت و در سالهای ۲۰۰۸، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۳ سفارت و کنسولگریهای آن هدف حملات طالبان قرار گرفت. با بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱، هند روابط خود را در سطح نمایندگی فنی احیا کرد و کمکهای انساندوستانه ارسال نمود. دیدارهای بعدی میان مقامات دو طرف، از جمله دیدار امیرخان متقی با ویکرام مصری و سوبرامانیام جیشانکار در سال ۲۰۲۵، نشانه نزدیکی تدریجی بود. طالبان در رویکرد جدید خود کوشیده است با تکیه بر درسهای شکست سال ۲۰۰۱ وابستگی صرف به اسلامآباد را کاهش داده و شبکهای متنوع از روابط منطقهای ایجاد کند. یکی از نشانههای این تغییر، حضور متقی در دارالعلوم دئوبند بود؛ مرکزی دینی با نفوذ در میان پشتونها که ریشه فکری طالبان نیز از آن تغذیه میکند. این حضور تلاشی برای تأکید بر سنت دئوبندی و فاصلهگذاری با اسلامگرایی سلفی و وهابی تندرو مانند داعش تلقی میشود. برای هند، نزدیکی به طالبان اهدافی چندگانه دارد. در بعد اقتصادی، حفظ سرمایهگذاری سهمیلیارد دلاری پیشین و دستیابی به منابع معدنی افغانستان با ارزشی میان ۱.۵ تا سه تریلیون دلار اهمیت دارد. در بعد سیاسی و امنیتی، هند با دو چالش عمده روبهرو است: افزایش نفوذ چین و پاکستان و رشد اسلامگرایی در همسایگان جنوبی.
با کاهش حضور متحدان سنتی هند در سریلانکا، نپال و بنگلادش، همکاری با طالبان میتواند جایگاه ازدسترفته هند را احیا کند. دهلی نو همچنین امیدوار است پیوند میان اسلامگرایان بنگالی و پشتون را مدیریت کرده و از طریق طالبان نفوذی غیرمستقیم بر جریانهای اسلامی جنوب آسیا بهدست آورد. در رابطه با کشمیر، هند بر این باور است که تقویت کانال گفتوگو با طالبان میتواند مانع از حمایت اسلامگرایان افغان از شورشهای کشمیر و در مقابل، فشار بر پاکستان را افزایش دهد. با توجه به شکاف طالبان و اسلامگرایان پنجابی، دهلی نو نزدیکی خود را ابزاری برای تضعیف نفوذ پاکستان در بلوچستان میداند. افزون بر این، برقراری روابط با طالبان در آستانه انتخابات ایالتی بیهار میتواند بهعنوان نشانهای از انعطاف و تعامل با مسلمانان برای ملیگرایان هندو تبلیغ شود.
در پایان، هند کوشیده است رابطه با طالبان را به الگویی از همکاری واقعگرایانه در برابر رقبا تبدیل کند، در حالیکه طالبان نیز با حفظ استقلال نسبی و نوسازی سیاست خارجی خود، نقش فعالی در تعیین شکل آینده روابط ایفا میکند./ منبع



