۶ درس ترامپ برای رهبران جهان در سال ۲۰۲۶
سال اول دولت دوم ترامپ دروسی را برای رهبران جهانی درباره مدیریت روابط با واشنگتن در عصر نوینی از بیثباتی آموخت.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «۶ درس ترامپ برای رهبران جهان در سال ۲۰۲۶» به قلم زونگیوان زوئه لیو (Zongyuan Zoe Liu)، سی. راجا موهان (C. Raja Mohan)، جیمز کربتری (James Crabtree)، الیزابت براو (Elisabeth Braw)، آگات دمارای (Agathe Demarais) و استیون ای. کوک (Steven A. Cook) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت ۶ درس کلیدی از سال اول دولت دوم ترامپ را تحلیل میکند که سیاست جهانی را در سال ۲۰۲۶ شکل خواهد داد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
تحلیل جامع مجله «فارن پالیسی» از نخستین سال بازگشت دونالد ترامپ به قدرت نشان میدهد که جهان در سال ۲۰۲۵ با نسخهای به مراتب بیقیدتر و غیرقابلپیشبینیتر از دکترین «اول آمریکا» روبرو شده است. در حالی که بسیاری از پایتختهای جهان تصور میکردند برای تجربه دوره اول ترامپ آمادگی لازم را دارند، اما استفاده گسترده او از اقتصاد به عنوان سلاح و تنزل دادن اتحادهای سنتی، موازنه قدرت را به کلی تغییر داد. درس بزرگ چین در این سال این بود که برخلاف اولتیماتومهای پرسر و صدای تعرفهای، زنجیره تأمین ایالات متحده به شدت شکننده است. پکن با اجرای یک کتاب بازی اصلاحشده و محدود کردن صادرات مواد معدنی حیاتی، موفق شد ترامپ را در حوزههایی مانند فناوری تراشههای پیشرفته به عقبنشینی وادارد. این تجربه به رهبران چین ثابت کرد که تهدیدهای حداکثری ترامپ لزوماً پایدار نیستند و در برابر فشار هوشمندانه بازار و لابیهای تجاری، امکان معامله و عقبنشینی وجود دارد.
در مقابل، هند که با اشتیاق فراوان از بازگشت ترامپ استقبال کرده بود، یکی از بزرگترین بازندگان سال ۲۰۲۵ لقب گرفت. نارندرا مودی که تصور میکرد پیوند شخصیاش با ترامپ مانع از فشارهای اقتصادی میشود، با تعرفههای ۵۰ درصدی و موجی از احساسات ضد مهاجرتی علیه دیاسپورای هند روبرو شد که او را به سمت راهبرد تنوعبخشی به شرکا و اجابت سکوت در برابر واشنگتن سوق داد. در اروپا نیز رهبران قاره با درک این موضوع که تلافی گسترده تنها به مصرفکنندگان خودشان آسیب میزند، رویه «وحدت و خویشتنداری» را برگزیدند. بروکسل با اجتناب از درگیریهای بیهوده بر سر تعرفهها، بر حفظ انسجام داخلی تمرکز کرد تا در سال ۲۰۲۶ بتواند در نبردهای بزرگتری نظیر سرنوشت اوکراین و قوانین دیجیتال، در برابر فشارهای فزاینده کاخ سفید ایستادگی کند. برای متحدان خط مقدم مانند اوکراین و تایوان، سال ۲۰۲۵ سال پذیرش واقعیتهای تلخ بود؛ آنها دریافتند که بقا در نظم جدید جهانی دیگر به تضمینهای کاغذی واشینگتن وابسته نیست، بلکه به تبدیل شدن به یک «خارپشت» نظامی بستگی دارد که بلعیدنش برای هر متجاوزی دردناک باشد. در همین راستا، اوکراین با کنار گذاشتن موقت رویای ناتو به سمت بازسازی توان دفاع بومی حرکت کرد و تایوان بودجه نظامی خود را به شکلی بیسابقه افزایش داد. در غرب آسیا نیز اسرائیل آموخت که حمایتهای ترامپ همیشگی نیست و بر اساس غریزه لحظهای او تغییر میکند. دستور حمله به ایران در کنار فشار برای آتشبس در غزه نشان داد که ترامپ به دنبال پیروزیهای سریع و نمایشی است و برای حفظ کمکهای نظامی آمریکا، اسرائیل باید در سال ۲۰۲۶ پیشنهادهای بزرگ و ملموسی به او ارائه دهد. حتی مدیران تجاری نیز دریافتند که تولید در خاک آمریکا مصونیتی در برابر رفتارهای تهاجمی دولت ایجاد نمیکند، چرا که حوادثی نظیر بازداشت کارگران کرهای در ایالت جورجیا ثابت کرد که ملاحظات سیاسی ماگا میتواند هر لحظه منافع اقتصادی را قربانی کند./ منبع



