آیا قدرتهای بزرگ امروز از الگوی نیکسون و جئو ئن لای پیروی میکنند؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آیا قدرتهای بزرگ امروز از الگوی نیکسون و جئو ئن لای پیروی میکنند؟» به قلم کریستوفر نیکسون کاکس (Christopher Nixon Cox) و جیمز آرنولد (James Arnold) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله به بررسی امکان مدیریت گذار از یکقطبی آمریکایی به نظم چندقطبی از طریق سیاستورزی صبورانه، مشابه رویکرد نیکسون و جئو در دهه ۱۹۷۰میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
ظهور آلمان در قرن نوزدهم بهعنوان قدرت صنعتی، تلاش قدرتهای تثبیتشده برای مهار آن را به جنگی ناخواسته کشاند. امروز، در گذار از یکقطبی آمریکایی، سؤال مشابهی مطرح است: آیا این تغییر به الگوی تراژیک منجر میشود یا از طریق سازگاری نهادی مدیریت خواهد شد؟ نظم چندقطبی با عوامل اقتصادی شکل گرفته و تنها سؤال، مدیریت آن از طریق سیاستورزی صبورانه یا تقابل با خطر محاسبه غلط فاجعهبار است.
دو عامل رقابت کنونی را متمایز میکند. نخست، سلاحهای هستهای، جنگ تمامعیار را غیرعقلانی کردهاند. لفاظی هستهای پوتین در جنگ اوکراین، استیصال را نشان میدهد و از تقابل مستقیم یک خودکشی راهبردی میسازد. رقابت از طریق جنگهای نیابتی و تقابل اقتصادی تغییر کرده است. دوم، وابستگی فناوری، هزینههای گسست سیستمی را افزایش داده است. زنجیرههای تأمین نیمهرساناها جهانی است؛ چین ۷۳۰ میلیارد دلار اوراق خزانهداری آمریکا دارد و آمریکا به تجهیزات هلندی، ساخت تایوانی و عناصر کمیاب خاکی چینی وابسته است. اهداف فناوری چین نیز به نرمافزار آمریکایی، ماشینآلات ژاپنی و بازارهای غربی نیاز دارد. جنگ این روابط را مختل میکند و گروههای داخلی در اقتصادهای بزرگ را به اجتناب از فروپاشی سیستمی تشویق میکند.
فروپاشی شوروی نشان داد چندقطبی از واقعیتهای اقتصادی ناشی میشود. در دهه ۱۹۸۰، هزینههای نظامی شوروی ۱۵ تا ۱۷ درصد تولید ناخالص ملی بود، اما بهرهوری غیرنظامی راکد ماند. اقتصاد دستوری نمیتوانست نوآوری تولید کند و انحلال شوروی تنظیم سیستمی بود. رشد تولید ناخالص داخلی چین از ۱۵۰ میلیارد دلار در سال ۱۹۷۸ به بیش از ۱۷ تریلیون دلار امروز، پیشبینی نیکسون درباره قدرت اقتصادی چین را تأیید کرد. تجارت دوجانبه آمریکا-چین در سال ۲۰۲۴ به ۶۶۰ میلیارد دلار رسید که مشوق رقابت مدیریتشده است.
سخنرانی نیکسون در سال ۱۹۷۱ درباره جهان پنجقدرتی، توسط جئو بهطور دقیق مطالعه شد. او آن را طرحی برای ظهور مدیریتشده چین در نظم جهانی دید که بهنفع هر دو قدرت بود. جئو جایگاه مشروع چین را بهرسمیت شناخت و تعادل میان قدرتها را برتر از هژمونی دانست. چین به شورای امنیت سازمان ملل پیوست و در نهادهای برتون وودز مشارکت کرد تا بهتدریج آنها را بازشکل دهد. نیکسون نیز با تشویق ابتکارهای آسیایی، بر احترام متقابل تأکید کرد.
امروز، تقابل انزوا، خطر درگیری نظامی و محاسبه غلط را بهدنبال دارد، اما اسکان صبورانه دسترسی به بازار، فناوری و رشد اقتصادی را تضمین میکند. چارچوب نیکسون مسیری برای رقابت مدیریتشده ارائه میدهد. تاریخ دو مدل نشان میدهد: اتحادهای سفتوسخت پیش از جنگ جهانی اول یا چارچوب نیکسون-جئو. دردهای چندقطبی ادامه دارد، اما مائو و نیکسون ثابت کردند جایگاه قدرت بزرگ با سیاستورزی صبورانه بهدست میآید. سؤال این است که آیا رهبران امروز این حکمت را دارند؟/ منبع



