آسیاجهاننظام بین‌الملل و نهادها

زمستان دیپلماتیک توکیو و مسکو: چرا گفتگوها به بن‌بست رسیده است؟

حادثه دیپلماتیک اخیر در نشست آسه آن و تفاسیر متناقض مسکو و توکیو از آن، نشان‌دهنده عمق بن‌بست در روابط دو کشور است که با توجه به اتحاد راهبردی ژاپن با آمریکا و افکار عمومی منفی، چشم‌انداز هرگونه گفتگوی معنادار را تیره کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «زمستان دیپلماتیک توکیو و مسکو: چرا گفتگوها به بن‌بست رسیده است؟» به قلم آندری کورتونوف (Andrey Kortunov) در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این یادداشت با تحلیل حادثه دیپلماتیک اخیر میان وزرای خارجه روسیه و ژاپن، استدلال می‌کند که بن‌بست کنونی در روابط دو کشور ریشه‌هایی عمیق‌تر از اختلافات پروتکلی دارد و ناشی از همسویی راهبردی توکیو با واشنگتن، افکار عمومی منفی در ژاپن و عدم وجود گروه‌های ذی‌نفع برای بهبود روابط است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

نشست اخیر وزیران خارجه آسه آن در مانیل، شاهد یک حادثه دیپلماتیک کوچک اما شرم‌آور میان ژاپن و روسیه بود. در حاشیه این نشست، توشیمیتسو موتگی، وزیر خارجه ژاپن و همتای روس او، سرگئی لاوروف، برای اولین بار پس از ۶ سال با یکدیگر یک گفتگوی مستقیم و کوتاه داشتند. با این حال، روایت‌های بعدی دو طرف از این برخورد کوتاه، کاملاً متفاوت بود. موتگی، لاوروف را «یک آشنای قدیمی» توصیف کرد و بر اهمیت مدیریت متفکرانه روابط و حفظ ارتباطات دوجانبه مناسب تأکید نمود. در مقابل، دستگاه دیپلماسی روسیه به سرعت این تعامل را به یک احوالپرسی رسمی و پروتکلی تقلیل داد. این تفاسیر متناقض، بیش از آنکه ناشی از تفاوت در سنت‌های دیپلماتیک باشد، از نیات سیاسی متفاوت دو کشور پرده برمی‌دارد. در شرایط کنونی، توکیو به دنبال آن است که نشان دهد کانال‌های ارتباطی را باز نگه داشته، در حالی که مسکو هیچ چشم‌اندازی برای یک گفتگوی معنادار نمی‌بیند.

آغاز یک گفتگوی واقعی میان مسکو و توکیو در شرایط فعلی، کاری بسیار چالش‌برانگیز است. نگرش عمومی در ژاپن نسبت به روسیه به شدت منفی و عمدتاً امنیت‌محور است. نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد که ۹۳.۲ درصد از ژاپنی‌ها احساس خوبی نسبت به روسیه ندارند و ۸۷ درصد آن را یک تهدید امنیت ملی می‌دانند. این بدبینی سنتی با شکست تلاش‌های مداوم شینزو آبه، نخست‌وزیر فقید، برای حل مناقشه ارضی و امضای معاهده صلح با مسکو، تقویت شده است. علاوه بر این، برخی در ژاپن به شدت نگران روابط در حال تحول چین و روسیه هستند. این فشار داخلی، هرگونه نرمش در برابر مسکو را برای سیاستمداران ژاپنی دشوار می‌سازد.

از سوی دیگر، نگرش عمومی در روسیه نسبت به ژاپن عموماً کمتر خصمانه است و فرهنگ ژاپن، به‌ویژه در میان نسل جوان، محبوبیت دارد. با این حال، در عرصه سیاسی، بسیاری از روس‌ها ژاپن را یک «قدرت در حال افول» با حاکمیت سیاسی بسیار محدود می‌دانند. همزمان، آن‌ها به ژاپن به عنوان کشوری با رهبری بیش از حد نظامی‌گرا می‌نگرند که به سرعت در حال افزایش بودجه دفاعی، تحکیم روابط نظامی و سیاسی با ناتو، ارائه کمک‌های مالی و سیاسی گسترده به اوکراین و زیر سوال بردن نتایج جنگ جهانی دوم است. در چنین فضایی، هیچ گروه ذی‌نفع قدرتمندی نه در ژاپن و نه در روسیه وجود ندارد که برای بهبود روابط یا حتی ازسرگیری گفتگوی تمام‌عیار دوجانبه لابی کند.

عوامل ژئوپلیتیکی نیز فضای هرگونه نزدیکی روسیه و ژاپن را محدود کرده است. توکیو همچنان به شدت به اتحاد راهبردی بلندمدت خود با واشنگتن متکی است و این بدان معناست که هیچ سیاستمدار ژاپنی نمی‌تواند بدون دریافت چراغ سبز از کاخ سفید، به طور جدی برای تعامل مجدد با روسیه اقدام کند. متأسفانه، روندهای ژئوپلیتیکی کنونی در شمال شرق آسیا نه تنها به نفع بازتنظیم روابط روسیه و ژاپن نیست، بلکه برعکس، به تعمیق اختلافات موجود و ظهور یک دوقطبی منطقه‌ای کمک می‌کند. در این چشم‌انداز، روابط توکیو و مسکو به یکی از قربانیان اصلی رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شده و به نظر می‌رسد توقف گفتگوها برای مدتی نامعلوم ادامه خواهد داشت./ منبع

تگ‌ها

Global Times, Andrey Kortunov, روسیه, رقابت آمریکا و چین, ایالات متحده, ژاپن

دسته‌بندی

نظام بین‌الملل و نهادها ,آسیا, اروپا, آمریکا

www.rt.com/news/643671-asean-diplomacy-still-happens/

آسه‌آن: آخرین سنگر دیپلماسی در جهانِ در حال فروپاشی

در حالی که جهان به سمت درگیری‌های فزاینده و فروپاشی نهادهای قدیمی پیش می‌رود، نشست اخیر آسه‌آن در مانیل نشان داد که این سازمان همچنان به عنوان یک پلتفرم بی‌طرف، فضایی نادر برای گفتگوی قدرت‌های رقیب فراهم می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آسه‌آن: آخرین سنگر دیپلماسی در جهانِ در حال فروپاشی» به قلم لادیسلاو زمانک (Ladislav Zemánek) در راشاتودی (RussiaToday) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل نقش حیاتی آسه‌آن به عنوان یک پلتفرم دیپلماتیک بی‌طرف در جهانی می‌پردازد که به طور فزاینده‌ای در حال قطبی شدن و حرکت به سمت درگیری است. نویسنده استدلال می‌کند که نشست اخیر در مانیل، با فراهم آوردن زمینه برای گفتگو میان قدرت‌های رقیب، نشان داد که آسه‌آن همچنان به عنوان یک مرکز ثقل برای دیپلماسی و همکاری عملی عمل می‌کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

در اواخر ماه جولای، فیلیپین کاری را انجام داد که به طور فزاینده‌ای در جهان امروز نادر شده است: قدرت‌های بزرگ را دور یک میز نشاند. تحت ریاست فیلیپین، پنجاه و نهمین نشست وزیران خارجه آسه‌آن در مانیل، پایتخت این کشور را به یکی از معدود صحنه‌های قابل اعتمادی تبدیل کرد که در آن رقبا هنوز در یک اتاق حاضر می‌شوند، تبادل نظر می‌کنند و کانال‌های ارتباطی را باز نگه می‌دارند. در حالی که تشدید درگیری‌ها میان آمریکا و ایران و افزایش تنش‌ها بین پکن و مانیل در دریای چین جنوبی، فضایی کاملاً بی‌ثبات را حاکم کرده بود، آسه‌آن کاری را کرد که همواره در آن بهترین بوده است: اجازه نداد که اصطکاک، شرایط را دیکته کند. این سازمان چیزی را ارائه داد که در دنیای مدرن بلوک‌های ژئوپلیتیکی رقیب، بسیار کمیاب است: یک پلتفرم بی‌طرف که در آن گفتگو همچنان ممکن است و همکاری عملی ادامه می‌یابد.

زمان برگزاری نشست به هیچ وجه راحت نبود. درگیری غرب آسیا از هم‌اکنون قیمت انرژی و محاسبات زنجیره تأمین را در سراسر آسیا تحت فشار قرار داده و تنش‌ها در دریای چین جنوبی نیز لایه‌ای دیگر از حساسیت را به معادله شکننده دریایی افزوده بود. با این حال، بیانیه مشترک وزرا نه وحشت را نشان داد و نه انکار را. آن‌ها بر حل مسالمت‌آمیز اختلافات، احترام کامل به قوانین بین‌المللی و اصل «مرکزیت آسه‌آن» تأکید کردند. آسه‌آن تصمیم گرفت چالش‌های خود را بر اساس شرایط خود مدیریت کند، بدون آنکه اجازه دهد آشفتگی‌های خارجی، فیلمنامه منطقه‌ای را بازنویسی کنند. قدرت واقعی نشست مانیل نه در دستور کار رسمی، بلکه در تراکم دیدارهای دوجانبه‌ای بود که در حاشیه آن انجام شد. هنر واقعی آسه‌آن این است که شرایطی را ایجاد می‌کند که در آن، قدرت‌های بزرگ همچنان می‌توانند با یکدیگر صحبت کنند.

در میان موردتوجه‌ترین دیدارها، نشست میان سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا بود. اینکه طرف آمریکایی آغازگر گفتگوها بود، خود یک نکته مهم است و نشان می‌دهد که حتی در دوره اختلافات شدید، واشنگتن ضرورت تماس مستمر بین دو قدرت بزرگ هسته‌ای جهان را به رسمیت می‌شناسد. در این گفتگو، ضمن تأکید بر مواضع، دو طرف از ازسرگیری تماس‌های کامل میان سازمان‌های فضایی خود و گسترش تبادلات پارلمانی و فرهنگی استقبال کردند. در عین حال، گسترش مشارکت‌های خارجی آسه‌آن با پذیرش ترکیه به عنوان دوازدهمین شریک گفتگو و ارتقای جایگاه آلمان و قطر، اعتماد بین‌المللی به ظرفیت آسه‌آن برای مدیریت دستور کار خود و ارائه مسیرهای معنادار برای تعامل بدون درخواست همسویی در همه مسائل ژئوپلیتیکی را منعکس کرد.

موضوع انرژی نیز به وضوح برخورد منافع منطقه‌ای با درگیری‌های دوردست را نشان داد. شعله‌ور شدن درگیری آمریکا و ایران، بار دیگر توجه را به آسیب‌پذیری مسیرهای تأمین نفت و نیاز به تاب‌آوری جمعی جلب کرد. تأکید بر تسریع در اجرای برنامه اقدام آسه‌آن برای همکاری انرژی، نشان‌دهنده درک روشنی از این واقعیت بود که آشفتگی ژئوپلیتیکی در خارج، به سرعت به یک چالش اقتصادی و اجتماعی در داخل تبدیل می‌شود. نشست مانیل نشان داد که دیپلماسی فراگیر و آسه‌آن‌محور، حتی زمانی که فضای جهانی قطبی‌تر می‌شود، همچنان ارزش عملی خود را حفظ می‌کند. منطقه با فشارهای واقعی روبروست، اما پاسخ آسه‌آن، اصرار بر این است که گفتگو بهتر از درگیری و سکوت است، مرکزیت بهتر از تفرقه‌افکنی است و نهادسازی صبورانه، بهترین مسیر برای عبور از آشفتگی است. برای جامعه بین‌المللی که به دنبال فضاهایی است که در آن گفتگو هنوز ممکن باشد، پیام مانیل هم به موقع و هم مهم بود: وقتی طوفان برمی‌خیزد، آسه‌آن هنوز میز را می‌چیند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا