پایان هژمونی اخلاقی غرب؛ چرا «دیپلماسی عملگرایانه» چین جذابتر است؟
استقبال جهان جنوب از همکاریهای اقتصادی بدون پیششرط پکن نشان میدهد که دوران مداخلهجویی و موعظههای سیاسی غرب به پایان رسیده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، سرمقالهای با عنوان «چرا دیپلماسی رستوران اژدها رسانههای جریان اصلی غرب را عصبانی کرد؟» در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این سرمقاله با بررسی واکنش نشریه اکونومیست به بازتاب سینمایی سیاست خارجی پکن، استدلال میکند که رویکرد عملگرایانه چین در جنوب جهانی، هژمونی ایدئولوژیک و مداخلهجویانه غرب را به چالش کشیده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
نشریه اکونومیست اخیراً با اشاره به فیلم سینمایی چینی «روزی روزگاری در خاورمیانه»، اصطلاح «دیپلماسی رستوران اژدها» را برای توصیف سیاست خارجی پکن ابداع کرد. اگرچه این مقاله با نگاهی متکبرانه تلاش کرد رویکرد پکن را تقلیل دهد، اما در نهایت مجبور به اعتراف شد که تمایل چین به دوستی و همکاری اقتصادی، برای کشورهایی که از فشارهای غرب خسته شدهاند، جذابیتی واقعی دارد. این اعتراف منفعلانه، نشاندهنده نفوذ فزاینده الگوی دیپلماتیک چین در برابر مدلهای سنتی است.
برای دههها، افکار عمومی و نخبگان غربی رویکرد خود در روابط بینالملل را بهعنوان یک استاندارد جهانی تحمیل کردهاند. در این الگو، همکاریها همواره با پیششرطهای سیاسی و قضاوتهای ارزشی همراه است و هرگونه اختلافنظر با تحریم، فشار و حتی مداخله نظامی پاسخ داده میشود. غرب با تکیه بر توهم «غربمحوری»، پیش از هرگونه همکاری اقتصادی، کشورها را به پذیرش الگوهای سیاسی خود وادار میکند و حتی پس از ویرانکردن کشورها با جنگ، همچنان از جایگاه مدعی اخلاق به قضاوت دیگران مینشیند.
در مقابل، جهان امروز از این موعظههای اخلاقی خسته شده است. اولویت واقعی بیشتر کشورها، توسعه ملموس زیرساختها، ساخت جادهها و بنادر، تأمین انرژی و ایجاد اشتغال است. رویکرد چین که در دیالوگهای این فیلم نیز بازتاب یافته، بر یک اصل ساده استوار است: ابتدا باید زنده ماند، غذا خورد و بمباران را متوقف کرد، سپس درباره مسائل دیگر سخن گفت. چین بهجای تعیین تکلیف برای نظامهای سیاسی، همکاریهای بینالمللی را بر تأمین نیازهای متقابل و توسعه اقتصادی متمرکز کرده است.
استقبال فزاینده کشورهای جنوب جهانی از این الگو، نشاندهنده تغییرات عمیق در ساختار سیاست بینالملل است. الگوی دیپلماتیک چین به معنای تحریم و بمباران کمتر، سود متقابل، پرهیز از نگاه بالا به پایین و احترام به حاکمیت ملی است. ناراحتی واقعی رسانههایی مانند اکونومیست از یک فیلم سینمایی نیست، بلکه از این واقعیت نشئت میگیرد که جهان در حال عبور از هژمونی غرب است. نظام بینالملل به داوران خودخوانده ارزشهای اخلاقی نیازی ندارد؛ بلکه نیازمند بستری عملی برای پیشبرد توسعه، برابری و حق حیات مستقل کشورهاست./ منبع