مدل آمریکایی مدیریت دالان زنگزور
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «مدل آمریکایی مدیریت دالان زنگزور» به قلم احسان فلاحی و منتشرشده در اندیشکده تهران، به بررسی رقابت قدرتهای منطقهای و بینالمللی بر سر الگوی مدیریت دالان زنگزور پس از پایان مناقشه قرهباغ میپردازد و نقش آمریکا، ترکیه، روسیه و موضع ایران را در تحولات مرتبط با این کریدور راهبردی ارزیابی میکند. این یادداشت با تمرکز بر پیشنهاد واگذاری دالان به یک شرکت آمریکایی، به ابعاد دیپلماتیک و پیامدهای آن در فضای قفقاز جنوبی میپردازد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
دالان زنگزور بهعنوان یکی از اساسیترین موضوعات ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی، پس از پایان جنگ قرهباغ، در کانون توجه قدرتهای منطقهای و بینالمللی قرار گرفته است. گرچه ضرورت راهاندازی این کریدور برای بازیگران اصلی اجماعی نسبی ایجاد کرده اما مدل مدیریت آن همچنان مناقشهبرانگیز است؛ چراکه هر یک از بازیگران تلاش میکنند الگوی مطلوب خود را برای کنترل مسیر بهویژه بر اساس منافع ملی و منطقهای تثبیت کنند.
آذربایجان و ارمنستان، دو طرف اصلی ماجرا، هرچند با فعالسازی کریدور زنگزور موافقند، اما درباره نحوه مدیریت این مسیر اختلاف نظر بنیادین دارند. باکو خواهان عبور و مرور آزاد شهروندان و کالاهای آذری بدون محدودیت و مواجهه با نیروهای مرزبانی یا ارگانهای نظارتی ارمنستان است و کنترل محتوا و ترانزیت را در قالب اعمال حق حاکمیت ارمنستان، نوعی مانعتراشی تفسیر میکند. در طرف مقابل، دولت ایروان بر لزوم حفظ حاکمیت کامل خود در کریدور تأکید دارد و اعمال بازرسی، دریافت حق عبور، استقرار چکپستهای گمرکی و نظارت امنیتی را حقوق مسلم خود میداند.
گذشته از این دو کشور، مجموعهای از بازیگران ثالث هم در این پرونده حضور دارند و هر یک به دنبال مدل خاص خود در مدیریت کریدور هستند. روسیه که همواره بهدنبال حفظ نفوذ در قفقاز جنوبی است، ترجیح میدهد دالان تحت کنترل نیروهای مرزی روسیه باقی بماند و از این رهگذر، نفوذ خود را در معادلات امنیتی و ترانزیتی منطقه استمرار بخشد. ترکیه نیز بهعنوان مهمترین متحد آذربایجان، در حالت حداکثری به دنبال کنترل ترکی-آذری بوده و در سناریوی جایگزین، مدل اداره فراسرزمینی یا توسط نهاد بینالمللی را مطرح نموده است؛ سناریویی که دست بازیگران غیرمنطقهای را نیز وارد معادلات زنگزور میکند. ایران اما همچنان نسبت به اصل راهاندازی این کریدور، تردیدهایی جدی دارد و بهطور کامل با آن کنار نیامده است.
در این فضای پیچیده، حضور و مداخله ایالات متحده با طرح پیشنهادی واگذاری مدیریت کریدور به یک شرکت خصوصی آمریکایی، تحولی تازه بهشمار میرود. این پیشنهاد ابتدا در نشست خبری تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه، رسانهای شد که براساس آن، مدیریت منطقه ۳۲ کیلومتری دالان زنگزور، به یک شرکت بیطرف آمریکایی برای یک دوره صدساله واگذار شود. با این حال زمزمههایی وجود دارد که ورود این ایده به بحثهای عملیاتی، در اصل از سوی ترکیه صورت گرفته و حتی در دیدار اردوغان با پاشینیان، رئیسجمهور ارمنستان، در بالاترین سطح به اطلاع طرف ارمنی رسیده است. بدین معنا که این پیشنهاد میتواند همزمان با تقویت ابتکار دیپلماتیک آمریکا، منافع ترکیه را نیز تامین کند.
پیشنهاد بهکارگیری یک اپراتور خارجی برای مدیریت دالان، مزایا و پیامدهای متعددی بههمراه دارد. از یکسو میتواند فشار افکار عمومی داخلی بر دولت ارمنستان را بهدلیل توافق با مدل مطلوب باکو و آنکارا کاهش دهد. از دیگر سو، نقش آمریکا را در روندهای دیپلماتیک منطقه اصلیتر کرده و به شخصیتهایی همچون دونالد ترامپ فرصتی برای ثبت میانجیگری موفق میان ارمنستان و آذربایجان و حتی کسب جوایز بینالمللی میدهد. این ابتکار اگرچه در عرصه دیپلماسی تحرک ایجاد کرده اما با مقاومت ایروان نیز همراه است و مقامات ارمنی بهرغم بازی با واژهها، تاکنون بر سر واگذاری رسمی مدیریت دالان به طرف ثالث موافقت نکردهاند؛ هرچند تغییرات تدریجی در مواضع آنها مشهود است.
در همین بستر، گفتوگو و رایزنی دیپلماتیک میان تمامی ذینفعان منطقهای و بینالمللی افزایش یافته و محورهای گوناگون درخصوص آینده مدل مدیریت دالان زنگزور، موضوع نشستها و دیدارهای متعددی در سطوح عالی شده است. نزدیکی نسبی دیدگاهها و کاهش شکافها چشمانداز دستیابی به توافقی چندجانبه برای راهاندازی کریدور را تقویت میکند، اما شکل نهایی مدیریت و میزان نفوذ هر طرف هنوز در ابهام قرار دارد./ منبع



