معاملهگری راهبردی در قفقاز
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «معاملهگری راهبردی در قفقاز» به قلم دامجان کرنیویچ-میسکویچ (Damjan Krnjević Mišković) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله به بررسی موفقیت نشست صلح کاخ سفید در روز ۸ آگوست بین ارمنستان و آذربایجان، با میانجیگری دونالد ترامپ، میپردازد و آن را نمادی از رویکرد نوظهور «معاملهگری راهبردی» در نظم جهانی میداند که بر حاکمیت ملی و منافع متقابل تأکید دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دستاوردهای اخیر ترامپ در غرب آسیا -با نقش کلیدی مصر، قطر، ترکیه و دیگران- نباید سایهای بر موفقیت نشست صلح کاخ سفید در روز ۸ آگوست بیندازد؛ جایی که ترامپ، الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، و نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، با دستاوردهای ملموس خارج شدند. هر سه رهبر منافع ملی کشورها را پیش بردند، تعهداتی عملی دادند و بدون واگذاریهای بزرگ، به توافقی رسیدند. ترامپ جایی موفق شد که سه دهه تلاش ایالات متحده، روسیه، برخی کشورهای عضو اتحادیه اروپا و خود اتحادیه ناکام ماند: ترکیبی هوشمندانه از حل درگیری، صلحسازی، اتصال حملونقل و انرژی، فرصتهای تجاری و احترام به حاکمیت همه طرفها. این احترام به حاکمیت -عنصری که همیشه در تلاشهای خارجی غایب بود- راز دیپلماسی ترامپ است.
ترامپ نشان داد که میتواند با کشورهای کوچک که حاکمیت خود را به اندازه آمریکا جدی میگیرند، برخورد کند. این رویکرد توضیح میدهد چرا دیگران شکست خوردند: ناتوانی ذاتی در پذیرش اینکه ارمنستان و آذربایجان هویتهای دولتی متمایز خود را به بهانه نهادینهسازی بیش از حد همکاری (یا ادغام بعید) فدا نمیکنند. برای علیاف، پاشینیان و ترامپ، مرزها نه خطوطی بر نقشه، بلکه نمادهای حاکمیت، تمامیت ارضی و هویت هستند. این باور با منطق «اول آمریکا» همخوانی دارد: آنچه فراتر از مرزها رخ میدهد، کمتر از آنچه درون آنهاست اهمیت دارد.
این درک مشترک از حاکمیت واقعی، ارمنستان، آذربایجان و آمریکا را بیش از پیش به هم پیوند میزند و از طریق تعهداتی که اگر بهدرستی اجرا شوند، اهمیت راهبردی «دالان میانی» را بهنفع آمریکا بازتنظیم میکنند؛ در حالی که نقش حاکمیتی کشورهای قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی را در تکمیل این پروژه عظیم اتصال بهرسمیت میشناسد. حیات بلندمدت این مسیر به نقش آن بهعنوان «گذرگاه خنثی و باز برای همه تجارتها» وابسته است. هیچ قدرت عمدهای -غربی یا غیرغربی- نباید با استفاده شرکتهای هر کشوری از آن مخالفت کند. این برای واشنگتن معنا دارد، زیرا سهم آمریکا یعنی «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» یا همان «دالان ترامپ» تلاشی نظامی یا دفاعی نیست؛ ایالات متحده «تضمین امنیتی سخت» یا استقرار نیرو ارائه نمیدهد. هیچ پایگاه آمریکایی یا ناتو در ارمنستان -چه رسد به آذربایجان- ایجاد نمیشود. دخالت آمریکا صرفاً تجاری است و مسئولیت ایمنسازی دالان ترامپ از طریق توافق با اپراتورهای برتر را بر عهده دارد. یکی از دوستانم که در نشست مربوطه کاخ سفید حضور داشت، آن را اینگونه توصیف کرد: « هرگاه لازم باشد، نقش ما مانند نگه داشتن چتر و سایهبان است. اما ما آب و هوا را تغییر نمیدهیم».
پس از اعتراضات اولیه، ایران و روسیه نیز با واقعیت جدید کنار آمدهاند. ارمنستان به متحدش تضمین داد دالان ترامپ که با حفظ «شرافت انحصاری» در کنار آمریکا توسعه مییابد، تحت قوانین ارمنی عمل کند؛ همانطور که پاشینیان مکرراً تأکید کرده است. آذربایجان نگرانیهای ایران را کاهش داد و روابطش با روسیه را بهتازگی ترمیم کرد. موقعیت ژئواکونومیک آذربایجان کلیدی است: نهتنها دو سر دالان ترامپ را در بر میگیرد، بلکه جایی است که دالان میانی به «ابتکار کمربند و جاده» چین بهطور یکپارچه متصل میشود و با «کریدور حملونقل شمال-جنوب بینالمللی» -پروژه اتصال راهبردی قرن بیست و یکم توسط هند، ایران و روسیه- بهطور بهینه تقاطع مییابد. با وجود زمینههای سیاسی ملی متفاوت -همچون ارمنستان کوچکتر، ناپایدارتر، ضعیفتر، فقیرتر و کممنبعتر از آذربایجان- تصمیم باکو و ایروان به تعامل با واشنگتن و صلح در کاخ سفید، روند جهانی گستردهتری را بازتاب میدهد: چشمانداز «بازارهای باز، نهادهای بینالمللی، امنیت مشارکتی، جامعه دموکراتیک، تغییر پیشرونده، حل جمعی مسائل، حاکمیت مشترک و حاکمیت قانون». اینها اصول اساسی «نظم بینالمللی لیبرال مبتنی بر قوانین». جایگزین اینها نه مجموعهباورهای متفاوت، بلکه موضع سیاست خارجی نوین است: معاملهگری راهبردی. این رویکرد نهتنها توسط آمریکا، بلکه توسط بیشتر اعضای گروه ۲۰، کشورهای کلیدی جهان و شمار زیادی از کشورهای کوچک و متوسط مانند ارمنستان و آذربایجان پذیرفته شده است. معاملهگری راهبردی به «جمع و ضرب» اولویت میدهد، نه «تفریق و تقسیم»؛ از هر شراکتی بیشتر میگیرد. این رویکرد به همه خارجیها -از جمله قدرتهای غربی- فضا میدهد، اما مجوز دخالت، اصلاح، تحول یا تحمیل نمیدهد و قطعاً بهمعنای پذیرش ادعاهای برتری، هژمونی یا حوزههای نفوذ نیست. در نهایت، معاملهگری راهبردی به بازگرداندن حاکمیت بهعنوان اصل مرکزی نظم جهانی اشاره دارد. شاید حتی حداقل سال آینده، شاهد اعطای جایزه نوبل صلح به ترامپ باشیم./ منبع



