مواضع بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نسبت به کریدور زنگزور
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بررسی و تحلیل دیدگاه و مواضع بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نسبت به کریدور زنگزور» به قلم مجید روحی در موسسه مطالعات ایران و اوراسیا منتشر شده است. نویسنده در این یادداشت، مواضع و منافع بازیگران منطقهای و فرامنطقهای همچون روسیه، ترکیه، ایران، آذربایجان، ارمنستان، آمریکا، چین و اسرائیل را نسبت به کریدور زنگزور بررسی کرده و این مسیر را محل تلاقی منافع اقتصادی و سیاسی متضاد با پیامدهای مهم برای امنیت منطقهای میداند. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را میخوانید.
در روز هشتم ماه آگوست سال ۲۰۲۵ توافق صلحی میان نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان و الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان با حضور دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در کاخ سفید امضا شد که به دههها درگیری پایان داد و زمینه ایجاد مسیر ترانزیتی جدیدی به نام «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» را فراهم کرد. این مسیر، جانشین کریدور زنگزور شده و آذربایجان را از طریق خاک ارمنستان به نخجوان متصل میکند. این تحول پیامدهای گسترده ژئوپلیتیکی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی برای قفقاز جنوبی، بهویژه برای روسیه و ایران، بههمراه دارد و مواضع بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را تحتتأثیر قرار داده است.
روسیه این کریدور را فرصتی اقتصادی میبیند که بهدلیل محدودیتهای مسیرهای فعلی و مشکلات زمستانی جاده گرجستان، راهی مطمئن برای ارتباط با ارمنستان و دسترسی به ترکیه و غربآسیا فراهم میکند. این مسیر بخشی از کریدور بینالمللی شمال-جنوب تلقی میشود که میتواند دسترسی روسیه به ایران را تقویت کند. روسیه با تکمیل راهآهن مغری ارمنستان تا پاییز سال ۲۰۲۵ قادر خواهد بود سریعتر از مسیر رشت-آستارا با هزینهای حدود دویست میلیون دلار به بندرعباس برسد. افزایش صادرات ارمنستان به روسیه و احتمال اتصال گیومری-قارص در صورت بهبود روابط ارمنستان و ترکیه، فرصتهای جدیدی برای حملونقل ریلی روسیه ایجاد میکند. برآورد میشود ظرفیت بار سالانه این مسیر در آینده نزدیک از پنج به هشت میلیون تن افزایش یابد و با توسعه حملونقل فراقارهای، همکاری تجاری و تولیدی بیشتری را ممکن سازد.
برای آذربایجان، این کریدور ابزاری راهبردی است که فاصله حملونقل به ترکیه را نسبت به مسیر باکو-تفلیس-قارص ۳۴۴ کیلومتر کاهش میدهد، هزینههای تجاری را پایین آورده و صادرات انرژی به اروپا از طریق ترکیه را تسهیل میکند. این مسیر یکپارچگی سرزمینی با نخجوان را تحکیم و ادغام اقتصادی را تسریع میکند.
ارمنستان این مسیر را بخشی از طرح «چهارراه صلح» معرفی میکند که هدف آن اتصال منطقهای، عادیسازی روابط با آذربایجان و ترکیه و تغییر تمرکز از رقابت ژئوپلیتیکی به همکاری ژئواقتصادی است. این طرح با ایجاد مسیرهای جایگزین، موقعیت ارمنستان را بهعنوان نقطه اتصال ایران، دریای سیاه و اروپا تقویت کرده و نقش آن را در رقابت با مسیر میانی ارتقا میدهد.
ترکیه با بازگشایی این کریدور به دسترسی مستقیم به آذربایجان و آسیایمیانه دست مییابد و نقش خود بهعنوان پل تجاری بین شرق و غرب را تثبیت میکند. این مسیر علاوه بر تسهیل ترانزیت کالا و انرژی، امنیت انرژی ترکیه را با دسترسی مستقیم به منابع آذربایجان ارتقا میدهد و انسجام جهان ترک را تقویت میکند.
اسرائیل بهدنبال ادامه همکاری با آذربایجان و حمایت از این کریدور است، هرچند از گسترش نفوذ ترکیه بهطور کامل استقبال نمیکند. هدف آن کاهش نفوذ ایران و جلوگیری از تبدیل ارمنستان به حوزه نفوذ تهران است. این مسیر میتواند با تسهیل ترانزیت کالاهای آسیای مرکزی از طریق ترکیه به اروپا، امنیت انرژی را به نفع اسرائیل و به ضرر روسیه، ایران و چین تغییر دهد.
ایران، این کریدور را تهدیدی ژئوپلیتیکی میداند که میتواند اتصال سرزمینی جهان ترک، دسترسی ناتو به دریای خزر، قطع مرز ایران و ارمنستان و تغییر توازن قوا به نفع آذربایجان را موجب شود. این مسیر از نگاه تهران، خطر تقویت حضور اسرائیل در نزدیکی مرزهای ایران را نیز بههمراه دارد و با توجه به سوابق همکاری باکو با اسرائیل در زمینههای امنیتی و عملیاتی، تهدیدات امنیتی جدی ایجاد میکند. به باور ایران، این پروژه مزایای اقتصادی برای تهران ندارد و ظرفیتهای ژئوپلیتیکی منطقه را به نفع ناتو، اسرائیل و ترکیه تخلیه میکند.
در میان بازیگران خارجی دیگر، چین بهدنبال بهرهگیری از این مسیر در چارچوب طرح «یک کمربند، یک جاده» برای اتصال به اروپا از مسیر ایران-ارمنستان-گرجستان یا آذربایجان-ارمنستان-ترکیه است. افزایش تعرفههای آمریکا بر کالاهای چینی، پکن را به جستوجوی مسیرهای جایگزین ترانزیتی سوق داده و ارتباط با ارمنستان، ایران و آذربایجان را برای متنوعسازی مسیرها مهم ساخته است. هند این مسیر را فرصتی برای انتقال کالا به اروپا از طریق ایران و ارمنستان و ایجاد موازنه با مسیر میانی به نفع ترکیه، پاکستان و چین میداند. اتحادیه اروپا و انگلیس نیز این کریدور را برای اتصال منطقه به آسیایمرکزی و بهرهبرداری از منابع آن بررسی میکنند. لندن علاوه بر اهداف اقتصادی، پروژه توران را برای جدا کردن راهبردی روسیه از ایران و چین دنبال میکند. آمریکا قصد دارد با استقرار یک اپراتور آمریکایی، کنترل کریدور را در دست بگیرد تا هم امنیت مسیر و حاکمیت ارمنستان حفظ شود و هم نفوذ ترکیه مدیریت گردد، در حالی که رضایت آذربایجان نیز جلب شود.
در جمعبندی، کریدور زنگزور یا مسیر ترامپ نقطه تلاقی منافع متضاد اقتصادی و سیاسی بازیگران متعدد است. روسیه، ارمنستان، آذربایجان و ترکیه هر یک فرصتهایی در آن میبینند، در حالی که ایران بیشترین تهدید را متوجه خود میداند. ترکیه و آذربایجان بزرگترین برندگان بالقوه آن بهشمار میروند و بازیگران فرامنطقهای چون چین، هند، اتحادیه اروپا، انگلیس و آمریکا نیز هر کدام با اهداف و اولویتهای خاص در آن نقشآفرینی میکنند./ منبع