اروپا برای روسیه آماده نیست
آسیبپذیری اروپا در برابر روسیه فراتر از میدان جنگ و در زنجیرههای تأمین است.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «اروپا برای روسیه آماده نیست» به قلم ولفگانگ مونشاو (Wolfgang Munchau) در اندیشکده یاهرد (UnHerd) منتشر شده است. این مطلب با تمرکز بر نقش لجستیک، انرژی، غذا و توان مالی در جنگ، بر این نکته تأکید دارد که ارزیابی آمادگی اروپا در برابر روسیه صرفاً بر اساس توان نظامی، بودجه دفاعی و تحولات میدان نبرد کافی نیست و شکنندگی زیرساختهای پشتیبان میتواند تعیینکننده باشد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
تجربه جنگهای بزرگ اروپا نشان میدهد که نتیجه درگیریها فقط در میدان نبرد تعیین نمیشود و توانایی تأمین غذا، سوخت، تجهیزات و منابع مالی میتواند به اندازه قدرت رزمی اهمیت داشته باشد. شکست لشکرکشی ناپلئون به روسیه، مشکلات لجستیکی ارتش آلمان در آغاز جنگ جهانی اول و بحران سوخت آلمان در جنگ جهانی دوم، نمونههایی هستند که نشان میدهند اختلال در زنجیرههای تأمین میتواند حتی ارتشهای قدرتمند را فرسوده کند. از این منظر، تمرکز بر پیروزیهای تاکتیکی و تجهیزات نظامی، بدون توجه به زیرساخت اقتصادی و لجستیکی، تصویری ناقص از ظرفیت جنگی ارائه میدهد.
در شرایط کنونی نیز اروپا با مجموعهای از آسیبپذیریهای مرتبط با انرژی مواجه است. جنگ اوکراین به کمبود دیزل و نفت سفید در بازارهای جهانی و افزایش هزینه سوخت در اروپا کمک کرده است. اقتصاد اروپا نیز به حملونقل جادهای وابستگی زیادی دارد و بخش قابلتوجهی از کامیونها با دیزل کار میکنند؛ بنابراین اختلال جدی در عرضه این سوخت میتواند از بخش انرژی فراتر رفته و فعالیت اقتصادی و زنجیرههای توزیع را تحت تأثیر قرار دهد. احتمال کاهش عرضه از سوی آمریکا، در صورت تحقق، این آسیبپذیری را تشدید خواهد کرد.
گاز طبیعی نیز چالش دیگری است. کاهش تولید گاز طبیعی مایع در قطر، در کنار محدودیتهای واردات گاز روسیه به اروپا، نگرانی درباره تأمین انرژی در زمستان را افزایش داده است. نکته مهم آن است که این فشارها در شرایطی مطرح میشوند که اروپا هنوز در وضعیت جنگ مستقیم قرار ندارد. بنابراین ورود به یک درگیری نظامی گسترده میتواند فشار بر بازار انرژی و زیرساختهای حیاتی را افزایش دهد و هزینههای اقتصادی بیشتری ایجاد کند.
در مقابل، روسیه نیز با مشکلاتی مواجه بوده است، از جمله کمبود موقت دیزل پس از حملات اوکراین به زیرساختهای انرژی. با این حال، افزایش تولید داخلی و محدود کردن صادرات به تثبیت بازار داخلی کمک کرده است. در بخش کشاورزی نیز تولید غلات روسیه مطلوب توصیف شده و پیشبینی محصول گندم در سطح بالایی قرار دارد. این وضعیت نشان میدهد مقایسه ظرفیتهای جنگی دو طرف تنها بر مبنای تعداد نیروها یا تجهیزات، تفاوتهای مهم در تابآوری اقتصادی و غذایی را نادیده میگیرد.
حوزه مالی نیز بخش دیگری از معادله است. سطح بدهی پایینتر روسیه در مقایسه با برخی اقتصادهای بزرگ غربی، از دیدگاه مطرحشده، به مسکو فضای بیشتری برای تحمل هزینههای جنگ میدهد؛ در حالی که افزایش بدهی و هزینههای مالی در آمریکا، فرانسه و آلمان میتواند توان دولتهای غربی برای تأمین بلندمدت هزینههای دفاعی و اقتصادی را محدود کند. در همین چارچوب، افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا بهعنوان نشانهای از فشارهای مالی مورد توجه قرار گرفته است.
همزمان، ادامه جنگ اوکراین و کاهش ذخایر موشکهای رهگیر، آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی این کشور را افزایش داده است. محدودیت ظرفیت کشورهای حامی اوکراین نیز میتواند ارسال تجهیزات بیشتر را دشوار کند، زیرا آنها باید بخشی از ذخایر خود را برای نیازهای داخلی حفظ کنند. احتمال حمله به زیرساختهای پشتیبانی از اوکراین در کشورهای اروپایی نیز میتواند خطر گسترش درگیری را افزایش دهد. یکی از سناریوهای مطرحشده، وقوع حادثهای بر فراز قلمرو ناتو و واکنش متقابل است که میتواند مسیر تشدید مستقیم درگیری میان روسیه و ناتو را باز کند.
در چنین شرایطی، ارزیابی آمادگی اروپا باید مجموعهای از عوامل نظامی، انرژی، مالی، غذایی و لجستیکی را همزمان دربر گیرد. اروپا از نظر تأمین غذا وضعیت نسبتاً باثباتی دارد، اما در حوزه انرژی، امور مالی و ظرفیتهای نظامی با محدودیتهایی روبهرو است. همچنین احتمال پیوند خوردن جنگ اوکراین با بحران ایران میتواند یک درگیری منطقهای را به رویارویی گستردهتر میان قدرتهای بزرگ تبدیل کند. نتیجه کلی آن است که جنگ احتمالی روسیه و ناتو الزاماً نبردی کوتاه و قاطع نخواهد بود؛ بلکه میتواند آزمونی طولانی برای تابآوری اقتصادی و زنجیرههای تأمین باشد./ منبع