توهمات مربوط به صلحسازی در اوکراین
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «توهمات مربوط به صلحسازی در اوکراین» که بهقلم دمیترو کولبا (Dmytro Kuleba) در مجله فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است، استدلال میکند که تلاشهای رئیس جمهور آمریکا برای آتشبس در اوکراین، بهدلیل اعمال فشار بر اوکراین بهجای روسیه و فقدان انگیزه در دو طرف برای توقف جنگ، ناکام مانده و خطر تهاجم روسیه به ناتو را افزایش داده است. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵، جهان در انتظار آتشبس در اوکراین بوده است. انتخاب رئیسجمهوری که به جای حمایت از اوکراین، میانجیگری را برگزید، فرصتی برای تغییر وضعیت موجود و توقف خونریزی به نظر میرسید. اما دیپلماسی مؤثر در زمان جنگ نیازمند اهرمهای مناسب (تشویق و تنبیه) و فشار زمانی است. رئیسجمهور آمریکا با وعده نتیجه سریع، زمان را محدود کرد، اما در توزیع اهرمها شکست خورد. او اوکراین را سرزنش کرد، آن را مقصر جنگ دانست و کمک نظامی را موقتاً تعلیق نمودو در عین حال از ولادیمیر پوتین تمجید کرد. این رویکرد، مذاکرات را به بنبست کشاند و جهان را از صلح دورتر کرد. تلاشهای دیپلماتیک مسکو، کییف و اروپا بیشتر برای جلب نظر رئیسجمهور آمریکا بود تا پایان جنگ.
آتشبس در حال حاضر غیرممکن است، زیرا هیچیک از طرفین انگیزهای برای توقف ندارند. اقتصاد جنگی روسیه امکان ادامه جنگ را فراهم کرده و توقف آن را دشوار میسازد. اوکراین نیز حاضر به مصالحه بر سر حاکمیتش نیست و ارتشش همچنان قادر به دفاع مؤثر است. برخی در غرب معتقدند پوتین به اهداف محدود مانند بهرسمیت شناختن مناطق اشغالی و بیطرفی اوکراین رضایت میدهد. اما دیگران، با استناد به مقاله پیش از جنگ او درباره وحدت تاریخی روسها و اوکراینیها، هشدار میدهند که او تمامیت اوکراین را هدف قرار داده و هر امتیازی او را جسورتر میکند. رئیسجمهور آمریکا معتقد است اوکراین باید اکنون معاملهای بد را بپذیرد تا از توافقی بدتر در آینده اجتناب کند، اما اوکراین دست خود را ضعیف نمیبیند. از دسامبر ۲۰۲۳ تا می ۲۰۲۵، روسیه تنها ۱,۶۵۰ مایل مربع (از ۲۳۳,۰۳۰ مایل مربع اوکراین) به تصرفاتش افزود و از ۱۸ درصد به ۱۹ درصد خاک اوکراین رسید. این پیشرفت اندک، به اوکراین زمان میدهد تا موضع خود را تقویت کند.
عواملی مانند تغییر اهداف روسیه به خواستههای محدود، ناکامی اروپا در جبران کمبود تسلیحات آمریکا، فروپاشی دفاع هوایی اوکراین بدون موشکهای پک-۳، یا تخریب بیشتر زیرساختهای غیرنظامی ممکن است اوکراین را به مصالحه وادار کند. اما دفاع هوایی اوکراین پابرجاست، اروپا کمکهای نظامی جدیدی اعلام کرده است و رئیس جمهور روسیه همچنان اهداف حداکثری را دنبال میکند. بنابراین فشار برای توافقی که اوکراین به پایبندی روسیه به آن اعتماد ندارد، بینتیجه است.
سیاست ترامپ در قبال روسیه تبعات امنیتی گستردهای دارد. نزدیکی او به مسکو و فاصلهگیری از اروپا، قاره را به سمت استقلال نظامی سوق داده، اما پیشرفت اروپا کند است. با وجود عدم اعلام خروج از ناتو، بعید است ترامپ نیروهای آمریکایی را برای دفاع از اروپا به خطر بیندازد. این شرایط، پوتین را به حمله به یک عضو ناتو، نه برای تسخیر بلکه برای تضعیف تعهد ناتو به دفاع جمعی، وسوسه میکند. روسیه با تقویت نظامی در مرزهای فنلاند و نروژ، تحرکات تهاجمی در دریای بالتیک، و رزمایشهای مشترک با بلاروس، برای چنین اقدامی آماده میشود. او با توجه به با اقتصادی جنگی، حمایت چین، و بیتوجهی به سختیهای مردمش، توانایی جنگ همزمان در چند جبهه را دارد.
تحریمهای اروپا علیه روسیه اگرچه ارزشمندند، اما نمیتوانند ماشین جنگی آن را متوقف کنند. کاهش پایدار قیمت نفت روسیه میتواند اقتصاد جنگی آن را تضعیف کند، اما این نیازمند همکاری فعال آمریکا، فشار بر عربستان و هند (بزرگترین مصرفکننده نفت روسیه) و جلب رضایت چین است. عربستان به دلیل روابطش با چین و آمریکا میتواند میانجی باشد، اما ترامپ نشانهای از اقدامات سخت علیه روسیه نشان نداده است و هند و عربستان تمایلی به مقابله با کرملین ندارند. این بدان معناست که روسیه منابع مالی برای ادامه جنگ را شاید فراتر از اوکراین خواهد داشت.
عصر صلح در اروپا به پایان رسیده است. جنگ اوکراین احتمالاً ادامه مییابد، زیرا پوتین دلیلی برای توقف ندارد و رئیسجمهور اوکراین معتقد است واگذاری بخشی از خاک، به از دست رفتن کل آن منجر خواهد شد. آتشبس برای اوکراین نه راهحل، بلکه خطری بزرگتر است. اروپا باید تسلیح اوکراین و خود را تسریع کند و در عین حال ترامپ و شرکایش میتوانند با تغییر رویکردشان مسیر را اصلاح کنند./ منبع



