اسرائیل اقدام میکند، اروپا تماشا میکند
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اسرائیل اقدام میکند، اروپا تماشا میکند» نوشته نیکولتا کوروشی (Nicoletta Kouroushi) در نشریه یوروپین کانسروتیو (European Conservative) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی واکنش نامنسجم و ناتوان اتحادیه اروپا در برابر عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران میپردازد و ضعفهای راهبردی و سیاسی اروپا را در مواجهه با بحرانهای منطقهای برجسته میکند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در اواسط ماه ژوئن، نیروهای اسرائیلی عملیاتی بیسابقه در داخل ایران انجام دادند که هدف آن تأسیسات نظامی و هستهای این کشور بود. این حملات با استفاده از هواپیماهای پنهانکار و پهپادهای دقیق انجام شد و چندین مرکز فرماندهی سپاه پاسداران، انبارهای موشکی و مکانهای مشکوک به غنیسازی اورانیوم را هدف گرفت. این اقدام پیامی قاطع از جانب اسرائیل بود مبنی بر اینکه بازدارندگی آن واقعی است و نیاز به مجوز دیپلماتیک ندارد.
در مقابل، واکنش اتحادیه اروپا ترکیبی از تردید و زبان بیمحتوا بود. بروکسل بهجای حمایت آشکار از اسرائیل، فراخوانهایی کلی و مبهم برای «خویشتنداری» صادر کرد و از هر بیانیهای که ممکن بود تهران را آزرده کند یا به اسرائیل همدلی نشان دهد، اجتناب کرد. این وضعیت نشاندهنده از دست رفتن جایگاه ژئوپلیتیکی اتحادیه اروپا است.
واکنش اروپا به حملات اسرائیل ضعفهای اساسی سیاست خارجی این بلوک را نشان داد. نخست، اتحادیه به بیانیههای کلی و محتاطانه بسنده کرد و موضع مشخصی اتخاذ نکرد. دوم، اختلافات داخلی بین کشورهای عضو باعث شد تا موضع اروپا ضعیف و بیاثر شود. سوم و مهمتر از همه، اتحادیه اروپا نقشی در تصمیمگیریها نداشت و صرفاً به اظهار نظرهای دور از صحنه بسنده کرد. در حالی که آمریکا و قدرتهای منطقهای با اقدام نظامی و دیپلماسی پنهان بحران را شکل میدادند، اروپا به حاشیه رانده شد.
این ناکامی از سوی تحلیلگران و حتی اعضای خود اتحادیه اروپا بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت. نیکوس کریستودولیدس، رئیسجمهور قبرس، فقدان اراده و سرعت عمل بروکسل را بهصورت علنی محکوم کرد و خواستار افزایش توجه و اقدام فوری در سطح شورای اروپا شد. این درخواستها به ویژه از سوی قبرس، کشوری کوچک اما راهبردی در شرق مدیترانه مطرح شد که با ابتکار خود توانست یک جلسه غیررسمی شورای امور خارجه اتحادیه اروپا را برای بررسی بحران اسرائیل و ایران برگزار کند.
نشست غیررسمی وزارتخارجه اتحادیه اروپا نشان داد که اتحادیه نیازمند حضور فعالتر و نقشآفرینی بیشتر در بحرانهای مهم است. این موضوع همچنین ضعف حس رهبری و آگاهی راهبردی در قلب اتحادیه را نمایان ساخت.
نشست سران گروه هفت نیز تصویری مشابه ارائه داد. در حالی که قدرتهای جهانی در حال بررسی تشدید تنشها در غرب آسیا بودند، اروپا در حاشیه قرار داشت و بهجای هدایت گفتوگوها، تنها به تلاش برای حضور در مذاکرات بسنده میکرد. این وضعیت موجب سرخوردگی و سؤال در مورد توانایی اروپا برای ایفای نقش ژئوپلیتیکی واقعی شد.
این ناکامی تنها محدود به این بحران نیست بلکه الگویی مکرر در سیاست خارجی اتحادیه اروپا است. از بحران اوکراین و ناگورنو-قرهباغ گرفته تا ساحل آفریقا و غزه، اتحادیه همواره واکنشی کند، تکهتکه و فاقد انسجام نشان داده است. این بلوک در مقابل رویدادها بیشتر اظهار نظر میکند تا آنکه واقعیتها را شکل دهد.
واکنش کمرنگ اروپا سوالات جدی درباره توانایی آن برای توسعه یک سیاست دفاعی یکپارچه و قدرتمند را به وجود میآورد. در ماههای اخیر، رهبران اتحادیه از خودمختاری راهبردی و تقویت زیرساختهای دفاعی سخن گفتهاند، اما این اهداف تنها با اقدام عملی معنا پیدا میکنند. اگر اتحادیه در مواجهه با بحران زنده و حساس دیپلماتیک نمیتواند پاسخگو باشد، نمیتوان انتظار داشت در آزمونهای نظامی و تهدیدهای مستقیم به اعضایش موفق عمل کند.
مسئله اصلی نه سرعت عمل بلکه فقدان اراده و باور به اصول بنیادین اتحادیه است. اتحادیه اروپا بهجای راهبرد روشن، به مصالحه و اجماع بیپایان روی آورده و دیگر در موقعیتهای حساس موضع مشخصی ندارد. در مقابل، اسرائیل به دلیل ضرورت بقا اقدام میکند، اما اروپا نمیتواند موقعیت خود را تعریف کند.
برای اروپا و محافظهکاران آن، این وضعیت هشداردهنده است. اتحادیهای که قادر به دفاع از متحدان خود در خارج نیست، در حفظ بنیادهای خود در داخل نیز ناتوان خواهد بود. اتحادیهای که هنگام تهدید دموکراسی سکوت میکند نمیتواند ادعای رهبری در جهان را داشته باشد. این یک شکست دیپلماتیک نیست، بلکه هشداری جدی است. اروپا همچنان درباره قدرت حرف میزند، اما وقتی تاریخ در حال رقمخوردن است، در اتاق تصمیمگیری حضور ندارد./ منبع



