اروپاامنیت و دفاع

مرگ ناتو و تولد ارتش اروپایی؛ فشار هم‌زمان مسکو و واشنگتن بر کی‌یف

تلاش برای وادار کردن اوکراین به عقب‌نشینی و نقش ارتش اوکراین در حفظ ثبات قاره، تصویری از مخاطرات نظم امنیتی اروپا ارائه می‌دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «مرگ ناتو و تولد ارتش اروپایی؛ فشار هم‌زمان مسکو و واشنگتن بر کی‌یف» نوشته آندری پیونتکوفسکی (Andrei Piontkovsky) و آنتون ارمین (Anton Eremin) در کی‌یف‌پست (Kyiv Post) منتشر شده است که به تحلیل هم‌سویی فشارهای سیاسی و نظامی روسیه و ایالات متحده بر اوکراین و پیامدهای آن برای امنیت اروپا می‌پردازد. این یادداشت با اشاره به تلاش برای وادارکردن اوکراین به عقب‌نشینی و نقش ارتش این کشور در حفظ ثبات قاره، تصویری از مخاطرات نظم امنیتی اروپا ارائه می‌دهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

مسکو و واشنگتن در حال اعمال فشارهای موازی بر کی‌یف هستند؛ فشاری که نه به‌عنوان دیپلماسی یا مذاکره، بلکه به‌عنوان تلاشی هماهنگ برای وادار کردن اوکراین به عقب‌نشینی توصیف می‌شود. این رویکرد بر این فرض استوار است که بدون نیاز به ورود تانک‌ها به کی‌یف، می‌توان اوکراین را از درون دچار فروپاشی کرد. در این چارچوب، اظهارات اخیر رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر اینکه مردم اوکراین از طرح صلح او حمایت می‌کنند، به‌جز رئیس‌جمهور زلنسکی، معنایی فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی دارد و به‌طور ضمنی دعوتی برای کنار زدن دولت منتخب اوکراین تلقی می‌شود. این وضعیت در میانه یک جنگ جهانی، به‌معنای آن است که آمریکا عملاً در حال نزدیک شدن به موضع طرف مقابل است.

در همین حال، دکترین جدید امنیت ملی آمریکا عباراتی را تکرار می‌کند که پیش‌تر در تبلیغات شوروی و پساشوروی درباره «دولت‌های غیردموکراتیک» در اروپای غربی دیده می‌شد. این تغییر لحن، نشانه‌ای از انتقال یک چارچوب فکری از مسکو به واشنگتن تلقی می‌شود. هدف این رویکرد ایجاد فشار سیاسی، روانی و انتخاباتی بر اوکراین است تا این کشور تحت بار بحران داخلی فروبپاشد. هم‌زمان، روسیه از شرق با موشک و پهپاد فشار نظامی وارد می‌کند و آمریکا از غرب با ضرب‌الاجل‌ها و تهدیدها فشار سیاسی اعمال می‌کند. هر دو طرف خواستار واگذاری ۲۰ درصد از منطقه دونتسک هستند؛ بخشی که شامل شهرهای کراماتورسک و اسلاویانسک و خطوط دفاعی کلیدی اوکراین است. واگذاری این مناطق نه یک مصالحه، بلکه یک تسلیم‌نامه تلقی می‌شود.

مقایسه تاریخی با سال ۱۹۳۸ و فروپاشی چکسلواکی پس از واگذاری مواضع دفاعی خود، نشان می‌دهد که چنین امتیازدهی چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد. اگر اوکراین واقعاً در حال شکست باشد، این پرسش مطرح می‌شود که چرا روسیه این مناطق را با زور تصرف نمی‌کند. پاسخ این است که روسیه توان چنین کاری را ندارد؛ منابع آن رو به کاهش است، نیروی انسانی تحلیل رفته و زمان به ضرر مسکو پیش می‌رود. به همین دلیل، کرملین به‌دنبال یک «پیروزی» سریع است.

در این شرایط، فشارهای سیاسی آمریکا به‌طور فزاینده‌ای به نفع روسیه عمل می‌کند. دکترین امنیت ملی جدید آمریکا اروپا را به‌عنوان رقیب معرفی می‌کند و اظهارات روزانه علیه اوکراین، همراه با فشار مستقیم بر زلنسکی، نشانه‌ای از هم‌سویی آشکار با طرف متخاصم است. بااین‌حال، دو تحول مهم محاسبات مسکو را برهم زده است. نخست، امید به بی‌ثباتی داخلی در اوکراین محقق نشده و جامعه اوکراین در برابر فشارهای هم‌زمان شرق و غرب متحدتر شده است. دوم، اروپا به این نتیجه رسیده که مسئله اوکراین نه یک موضوع اخلاقی دوردست، بلکه مسئله امنیت خود آن‌هاست.

اظهارات اخیر یک ژنرال روس مبنی بر اینکه اروپا پس از رسیدن روسیه به مرزهای غربی اوکراین «روی زانو خواهد افتاد»، موجب شد رهبران اروپایی به‌طور جدی‌تری به پیامدهای شکست اوکراین بیندیشند. آن‌ها اکنون اوکراین را سپری می‌دانند که از اروپا در برابر پیشروی روسیه محافظت می‌کند. در این میان، فشارهای داخلی در آمریکا باعث شده است که برخی عناصر حمایت از اوکراین حفظ شود، هرچند پیام کلی به اروپا این است که خودشان مسئول تأمین امنیت اوکراین باشند.

در نهایت، نتیجه این نبرد شکل‌دهنده نظم جهانی آینده خواهد بود؛ نظمی که یا در آن دموکراسی‌ها با رضایت متحدان سابق خفه می‌شوند، یا در آن بازیگران کافی در برابر تجاوز می‌ایستند و بهای آن را می‌پردازند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا