بهای حفاظت
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان « بهای حفاظت» که بهقلم سوفیا بش (Sophia Besch)، در اندیشکده کارنگی (Carnegie)، منتشر شده است، به تحلیل اجلاس ناتو در لاهه پرداخته است و توافق «پنج برای پنج» (پنج درصد تولید ناخالص داخلی برای دفاع در ازای تأیید ماده پنج ناتو) را بررسی میکند. نویسنده هشدار میدهد که این توافق، گرچه از فروپاشی ناتو جلوگیری کرد، اما به بهای کاهش جاهطلبیهای راهبردی و خودباوری نهادی ناتو تمام شده است. در ادامه بهره سخن این مقاله را میخوانید.
اجلاس ناتو در لاهه (ژوئن ۲۰۲۵) توافقی کلیدی به نام «پنج برای پنج» بهدست آورد: تخصیص پنج درصد از تولید ناخالص داخلی (۳.۵ درصد برای دفاع و ۱.۵ درصد برای زیرساختهای دو منظوره، آمادگی مدنی، و تقویت صنعت دفاعی) در ازای تأیید ماده پنج ناتو (دفاع جمعی). این توافق برای جلب رضایت دونالد ترامپ، که به ناتو بدبین است و نشان دادن تعهد اروپا به تقسیم تعهد دفاعی طراحی شد. این نتیجه، از بحران آشکار با رئیسجمهوری که رهبری ناتو را بر عهده دارد جلوگیری کرد و به حامیان ناتو در واشنگتن پوشش سیاسی داد. با این حال، این توافق به قیمت کاهش اعتبار و جاهطلبی ناتو تمام شد. عملکرد مارک روته، دبیرکل ناتو، که با تمجید بیشازحد از ترامپ همراه بود، نشاندهنده فقدان خودباوری نهادی بود.
هدف پنج درصدی شامل ۳.۵ درصد برای دفاع و ۱.۵ درصد برای زیرساختهای دو منظوره است که بهدلیل امکان بازتعریف پروژههای غیرنظامی بهعنوان هزینههای امنیتی، مستعد حسابسازی خلاقانه است. این ۱.۵ درصد برای بهبود تحرک، تابآوری و لجستیک ناتو مفید است، اما خطر سوءاستفاده را در پی دارد. هدف ۳.۵ درصدی دفاع، که از برنامههای دفاعی منطقهای دوره بایدن برای مقابله با تهاجم روسیه سرچشمه میگیرد، جدیتر است. اما این برنامهها به مشارکت آمریکا وابستهاند و بررسی وضعیت نیروهای آمریکایی توسط دولت ترامپ این فرض را متزلزل میکند. اهداف مبتنی بر تولید ناخالص داخلی نیز به اقتصاد وابستهاند؛ ضعف اقتصادی اروپا، بهویژه با تجارت تنشزا، حفاظتگرایی و رشد کند، منابع دفاعی را تضعیف میکند. رزمایشهای تجاری بین متحدان و رشد اقتصادی ضعیف، تابآوری اقتصادی اروپا را که برای امنیت حیاتی است، تهدید میکند.
وحدت نمادین در هدف پنج درصد مهم است، اما خروجی واقعی به عملکرد اقتصادهای بزرگ (آلمان، فرانسه، ایتالیا، انگلیس) بستگی دارد. تصمیم آلمان برای معافیت هزینههای دفاعی از قوانین بدهی و تعهد به ۳.۵ درصد تا سال ۲۰۲۹ حیاتی است، زیرا دیگر کشورهای بزرگ فاقد ظرفیت مالی مشابهاند. اما افزایش هزینهها به آمادگی فوری منجر نمیشود. هدف ناتو برای تخصیص بیست درصد بودجه به تجهیزات، آموزش و مدرنسازی (بهجای هزینههای پرسنلی) مثبت است، اما زمانبندی خرید، پراکندگی صنایع دفاعی و عدم هماهنگی برنامههای ملی باعث تکرار و ناکارآمدی میشود. وابستگی به تأمینکنندگان غیراروپایی نیز ریسکهایی ایجاد میکند. اروپا باید بهصورت جمعی سرمایهگذاری کند، وابستگی خارجی را کاهش دهد و یکپارچگی نظامی را تقویت کند تا ناتو بیش از مجموع اجزای خود باشد.
اجلاس لاهه فقدان چارچوب استراتژیک را نشان داد. ناتو وارد دورهای با انتظارات پایین شده است؛ هیچ راهبرد جدیدی برای روسیه اتخاذ نشد و اوکراین توجه کمی دریافت کرد. هدف اصلی اجلاس بقا بود، نه بازدارندگی. متحدان اروپایی بهسرعت با جاهطلبیهای محدود دولت ترامپ سازگار شدند و با اولویت دادن به خشنودکردن او، دستورکار راهبردی را کوچک کردند. هدف پنج درصد، وحدت کوتاهمدت را تضمین کرد، اما چالشهای حاکمیتی را حل نکرد. بازدارندگی ناتو به رهبری آمریکا برای تعیین اولویتها و یکپارچگی وابسته بود. بدون این رهبری، اروپا باید با انتخابهای سیاسی دشوار، تلاشهای خود را هماهنگ کند. این شامل پرکردن خلاء رهبری، انسجام و آمادگی است که آمریکا پیشتر فراهم میکرد.
هیچ کشور اروپایی بهتنهایی نمیتواند جای آمریکا را پر کند. مدلهای مختلف حاکمیتی، مانند ستون اروپایی در ناتو یا اتحادیه دفاعی اتحادیه اروپا، هنوز انسجام لازم را ندارند. اتحادیه اروپا در صنعت دفاعی نقش مرکزی دارد، اما بدون بودجه نهادی، ساختارهای فرماندهی یا چشمانداز دفاعی مشترک، موفقیت محدود است. همکاری ناتو-اتحادیه اروپا و شفافیت در اهداف دفاعی اروپا ضروری است. بحثهای «تسلیح مجدد» در برابر «آمادگی» نشاندهنده ابهام در دفاع اروپا است. انسجام راهبرد نیازمند همبستگی ملی و نهادی و منافع دفاعی مشترک است. ابهام آمریکا در مورد حضور نظامی، تعهد به اوکراین، و همکاری صنعتی، برنامهریزی اروپا را پیچیده میکند. اروپا باید بدون انتظار تأیید آمریکا، رویکردی منسجم و مستقل برای دفاع تعریف کند. اجلاس از بدترین سناریو جلوگیری کرد، اما به قیمت هزینه برای جاهطلبی و کرامت ناتو تمام شد./ منبع



