جنگ اوکراین: ۶ ماه پس از بازگشت ترامپ
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «جنگ اوکراین: ۶ ماه پس از بازگشت ترامپ» از راجولی سیدارت جایاپراکاش (Rajoli Siddharth Jayaprakash) در بنیاد آبزرور (ORF) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تحولات سیاسی، نظامی و دیپلماتیک جنگ اوکراین در ۶ ماه نخست بازگشت دونالد ترامپ به قدرت میپردازد. متن با تمرکز بر تغییر رویکرد آمریکا، افزایش نقش اروپا، بنبست در مذاکرات صلح و واقعیتهای میدانی، تصویری چندلایه از وضعیت پیچیده جنگ ترسیم میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
۶ ماه پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، مسیر جنگ اوکراین با تحولات جدیدی مواجه شده است. مذاکرات میان پوتین و ترامپ که از ماه فوریه آغاز شد، نشانههایی از عادیسازی نسبی روابط مسکو و واشنگتن دارد و آمریکا با سیاستی جدید تلاش میکند نقش خود را در جنگ کاهش دهد و مسئولیت را به اروپا بسپارد. سه سال پس از نشست پیشین، این روند به ازسرگیری مذاکرات روسیه و اوکراین در استانبول انجامید. اما برخلاف دور قبلی، این مذاکرات تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیدهاند، چرا که مواضع طرفین در قبال منافع امنیتیشان همچنان تغییر نکرده است. با وجود تعیین دورهای بعدی مذاکره، چشمانداز دستیابی به صلح در سال جاری دور از انتظار است و روند دیپلماسی بیشتر حالت پیشروی مقطعی و عقبگرد دارد.
در میدان نبرد، روسیه اکنون بیش از نوزده درصد از خاک اوکراین را در کنترل دارد. در می ۲۰۲۵، ارتش روسیه مناطقی را که در حمله «کورسک» در سال قبل از دست داده بود، بازپس گرفت و وارد منطقه «سومی» شد تا حاشیه امنیتی ایجاد کند. همزمان، حمله تابستانی روسیه آغاز شد و در مناطق دونتسک، خارکیف و زاپوریژیا پیشرویهایی صورت گرفت. در ژوئن، نیروهای روسی ۵۶۶ کیلومتر مربع دیگر را تصرف کردند. از ژوئن ۲۰۲۴ تا می ۲۰۲۵، تنها یک درصد از خاک اوکراین به دست روسیه افتاده است. با این حال، تمرکز نیروهای روسیه در خط مقدم موجب پراکندگی نیروهای اوکراینی و بهرهبرداری مسکو از شکافهای دفاعی شده است. هرچند تحرکات روسیه ادامه دارد، وضعیت کلی جبهه نسبت به سال گذشته تفاوت چشمگیری نکرده است.
در سال ۲۰۲۵، استفاده از پهپادها از سوی دو طرف شدت یافته است. پوتین در آوریل خواستار افزایش تولید پهپاد شد و تولید ماهانه در می ۲۰۲۵، رشد هفده درصدی داشت. اوکراین نیز ساختار فرماندهی جدیدی برای یکپارچهسازی واحدهای پهپادی ایجاد کرده است. از زمان آغاز ریاستجمهوری ترامپ، حملات پهپادی دو برابر شده و در ژوئن، روسیه بیش از ۵۳۰۰ حمله پهپادی علیه اوکراین انجام داده است. مزیت روسیه در حجم بالای سیستمهای تهاجمی ارزانقیمت و انعطافپذیری عملیاتی است، در حالیکه اوکراین در هدفگیری دقیق، هدفگیری پویا و هماهنگی توانمندتر است. پهپادها نقش مهمتری از پیادهنظام و توپخانه پیدا کردهاند؛ چنانکه در حملات اخیر اوکراین به پایگاههای هوایی روسیه در مناطق مختلف، چندین بمبافکن راهبردی از جمله هفت فروند TU-95 MS، یک فروند A-50 و تعدادی TU-22 M3 منهدم شدند. گرچه این خسارات تأثیر مستقیمی بر جنگ اوکراین ندارند، اما توان هوانوردی راهبردی روسیه را در بلندمدت تضعیف خواهند کرد.
در حوزه حمایتهای خارجی، اروپا نقش پررنگتری پیدا کرده است. با کاهش کمکهای آمریکا تحت دولت ترامپ، کشورهای اروپایی در مارس و آوریل ۲۰۲۵ حدود ۱۲.۲ میلیارد دلار کمک نظامی و ۱۱.۵ میلیارد دلار کمک بشردوستانه به اوکراین اختصاص دادند. این ارقام در مقایسه با تعهدات پیشین اروپا و انگلیس، جهشی چشمگیر نشان میدهند. همچنین، ناتو تصمیم گرفته تا سال ۲۰۳۵ هزینههای نظامی خود را به پنج درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهد. با این حال، قطع ارسال تسلیحاتی نظیر سامانه موشکی پاتریوت و موشکهای «هلفایر» از سوی پنتاگون و نیز کاهش دسترسی اوکراین به اطلاعات ماهوارهای آمریکا، توان کییف را در برابر روسیه کاهش میدهد؛ موضوعی که هنوز جایگزین اروپایی مؤثری برای آن یافت نشده است.
هرچند اروپا در کوتاهمدت قادر است نیازهای دفاعی اوکراین را تأمین کند، اما این حمایتها با پشتیبانی دوران بایدن قابل قیاس نیست. ترامپ نیز با ابراز نارضایتی از روند کند مذاکرات، تهدید به وضع تحریمهای جدید علیه روسیه کرده است، اما تاکنون، دو دور گفتوگو بدون دستاورد مشخصی برگزار شدهاست. برگ برنده روسیه، کنترل بخشهایی از خاک اوکراین و توانایی ادامه جنگ همراه با ثبات اقتصاد داخلی است. در مقابل، پیشنهاد لغو تحریمها شاید برای روسیه جذاب نباشد، چراکه اقتصاد این کشور خود را با بیش از ۲۹ هزار تحریم تطبیق داده و لغو تحریمهای آمریکا نیز نیازمند مصوبه کنگرهای است که با اکثریت شکننده جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان دشوار خواهد بود. اتحادیه اروپا نیز همچنان به تصویب بستههای تحریمی ادامه میدهد. با این وصف، نقاط اشتراک برای توافق وجود ندارد، اما تبادل اسیران و پرهیز از حمله به کشتیهای دریای سیاه از معدود نتایج ملموس مذاکرات بودهاند.
در دور دوم مذاکرات استانبول، دو طرف نظرات پیشنهادی خود را مبادله کردند، اما هیچیک پذیرفته نشد. پوتین آمادگی خود را برای دور سوم مذاکرات اعلام کرده، ولی احتمال رسیدن به توافق در آینده نزدیک اندک است. با وجود افزایش حمایت اروپا از اوکراین و تداوم پیشرویهای روسیه، احتمال دارد آمریکا با استفاده از مسیرهای اروپایی بهصورت غیرمستقیم به حمایت نظامی از کییف ادامه دهد. با اینحال، تا زمانیکه آتشبس واقعی برقرار نشود، هیچ توافقی روی میز مذاکره پایدار نخواهد ماند./ منبع



