نقش تعیینکننده کشورهای کلیدی در رقابت قدرتهای جهانی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نقش تعیینکننده کشورهای کلیدی در رقابت قدرتهای جهانی» نوشته ریچارد فونتن (Richard Fontaine)، و گیبس مککینلی (Gibbs McKinley)، در مرکز امنیت نوین آمریکا (CNAS)، منتشر شده است. این یادداشت به بررسی نقش ۶ کشور نوسانگر جهانی در شکلدهی نظم بینالمللی آینده میپردازد و تأکید میکند که تعامل هوشمندانه با این کشورها برای حفظ منافع و ارزشهای آمریکا در رقابت با قدرتهای بزرگ حیاتی است. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را میخوانید.
سیاست جهانی امروز در حال تجربه تغییرات سریع و گستردهای است. چین و روسیه همکاریهای نزدیکی با یکدیگر و همراه با ایران و کرهشمالی دارند تا در برابر آنچه نظم بینالمللی تحت سلطه آمریکا میدانند، مقاومت کنند. دولت کنونی آمریکا نیز در آغاز فعالیت خود تغییرات اساسی در سیاستها، روابط و ترتیبات بینالمللی ایجاد کرده است. در واشنگتن، سیاستمداران دیدگاههای متفاوتی دارند؛ برخی نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد را کلید امنیت، رفاه و آزادی آمریکا میدانند و برخی دیگر آن را ابزاری برای ثروتمندشدن سایر کشورها به هزینه آمریکا تلقی میکنند.
پنج رکن مشخص، به آمریکا در دهههای گذشته سود رساندهاند: نظم سرزمینی که حاکمیت ملی را حفظ و جنگهای تهاجمی را کاهش میدهد؛ نظم تجارت جهانی که سیستمی باز و منظم برای افزایش رفاه ایجاد میکند؛ نظم مالی که تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی را تسهیل و ثبات پولی را حفظ میکند؛ نظم منع اشاعه که گسترش سلاحهای هستهای را محدود میکند؛ و نظم حقوق بشر که حقوق و آزادیهای پایه را حفظ میکند.
با وجود تردیدها، اینها ارکان اصلی نظم بینالمللی امنیت، رفاه و آزادی آمریکاییها را تقویت میکنند و هدف کلان سیاست آمریکا باید حفظ آنها باشد، حتی اگر قوانین و نهادهای خاص تغییر و سازگار شوند. در این راستا، توجه ویژه باید به ۶ کشور کلیدی و تعیینکننده که «کشورهای نوسانگر جهانی» نامیده میشوند معطوف شود؛ این کشورها عبارتاند از برزیل، هند، اندونزی، عربستان، آفریقای جنوبی و ترکیه. این کشورها چندجانبهگرا هستند و روابطی همزمان با آمریکا، روسیه و چین دارند و خواهان اصلاح قوانین و نهادهای بینالمللی هستند. این ۶ کشور وزن ژئوپلیتیکی کافی برای تأثیرگذاری بر آینده نظم جهانی دارند.
در شرایطی که نهادهای چندجانبه بهدلیل اختلافات میان قدرتهای بزرگ دچار رکود و انسداد شدهاند، تشکیل گروههای کوچکمقیاس چندکشوری (مینیلترال) با تمرکز بر مسائل خاص میتواند راهکاری موثر برای هماهنگی سیاستها و گسترش همکاریها باشد. آمریکا باید در حوزههای فناوری، مواد معدنی حیاتی، همکاریهای دفاعی، زیرساختها و نظارت دریایی، با مشارکت کشورهای نوسانگر، چنین ساختارهایی را توسعه دهد.
یکی دیگر از چالشها، رفتار غیرمنصفانه شرکتهای دولتی چین است که با ایجاد انحصارات و عرضه بیشازحد مانع توسعه صنایع تولیدی در آمریکا و برخی کشورهای کلیدی میشوند. آمریکا باید قواعدی برای کنترل عملکرد این شرکتها تدوین و با کشورهای نوسانگر در مقابله با این ظرفیت مازاد همکاری کند.
کشورهای نوسانگر تمایل دارند از منابع طبیعی خود بهرهبرداری کنند و در همکاری با آمریکا در زمینه فرآوری و بازاریابی مواد معدنی حیاتی مشارکت کنند. آمریکا باید توسعه توافقهای تجاری بخشبندیشده در حوزه مواد معدنی حیاتی را با این کشورها در اولویت قرار دهد. برزیل، اندونزی و آفریقای جنوبی باید به مشارکت در ابتکار امنیت مواد معدنی تشویق شوند؛ هند و ترکیه هماکنون عضو این گروه هستند.
افزایش تعاملات میان کنگره آمریکا و کشورهای نوسانگر اهمیت دارد. برقراری ارتباط میان نمایندگان پارلمانی، تشویق به سفرهای رسمی، برنامههای کارآموزی برای کارکنان این کشورها در دفاتر کنگره و همچنین ارتقای تعاملات در سطح استانی و شهری، از جمله اقدامات مورد نظر است.
بهعلاوه، آموزش عمیقتر کارکنان دولت آمریکا درباره سیاستها و اقتصاد کشورهای نوسانگر از اهمیت بالایی برخوردار است. این امر به بهبود همکاری بلندمدت کمک میکند، هرچند در کوتاهمدت ممکن است با مقاومتهایی مواجه شود.
تشویق همکاریهای دانشگاهی میان دانشگاههای برجسته آمریکا و مؤسسات آموزشی در کشورهای نوسانگر نیز از راهکارهای توصیهشده است.
در نهایت، ارکان کلیدی نظم بینالمللی که منافع امنیتی، اقتصادی و آزادیهای آمریکا را تقویت میکنند، نیازمند حمایت و بازسازی فعال هستند. تمرکز بر کشورهای نوسانگر مسیر روشنی برای حفظ و تقویت این نظم ارائه میدهد. آینده نظم جهانی تا حد زیادی به وزن ژئوپلیتیکی و سیاستهای این کشورها بستگی دارد./ منبع



