سبک غیرقابل پیشبینی ترامپ در صحنه جهانی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سبک غیرقابل پیشبینی ترامپ در صحنه جهانی» در اکونومیست (Economist) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی روش منحصر به فرد و غیرقابل پیشبینی دونالد ترامپ در سیاست خارجی آمریکا و تأثیر آن بر روابط با قدرتهای جهانی، متحدان و کشورهای متوسط میپردازد و نشان میدهد که تصمیمگیریهای شخصی و لحظهای رئیسجمهور چگونه امنیت و منافع بینالمللی را تحت تأثیر قرار میدهد. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را میخوانید.
دونالد ترامپ با ولادیمیر پوتین در آلاسکا دیدار کرد؛ این هفتمین دیدار حضوری این دو است، اما شرایط متفاوت است. پس از آخرین ملاقات، روسیه جنگی بیدلیل آغاز کرده، حدود یک میلیون نظامی روس را درگیر کرده و خسارات فراوانی به مردم اوکراین وارد ساخته است. ترامپ قصد دارد با رئیسجمهور روسیه مذاکره کند، اوضاع را سنجیده و توافقی حاصل کند، روندی که نشاندهنده سبک شخصی و غیرقابل پیشبینی سیاست خارجی آمریکا است. نحوه مواجهه با روسیه، چین، اسرائیل و ایران بهطور مستقیم امنیت و منافع بینالمللی را تحت تأثیر قرار میدهد.
ترامپ روش خود را بر اساس غریزه و توانایی در درک خواستهها و ترسهای طرف مقابل استوار کرده است و بهجای استفاده از دیپلماتهای حرفهای و تحلیلگران، به تصمیمهای سریع و فشار مستقیم روی طرف مقابل متکی است. این رویکرد در مواردی مانند استفاده از تعرفهها برای ایجاد فشار اقتصادی و هدایت مذاکرات تجاری مشاهده شده است، اما پیامدهای آن گاهی به آمریکا آسیب میزند و دوستان را از خود دور میکند. جایگزینی اصول جهانی با قدرت مطلقه رئیسجمهور، پیشبینیناپذیری و خطرپذیری سیاست خارجی را افزایش میدهد.
روابط آمریکا با قدرتهای بزرگ مانند چین و روسیه در اولویتهای مهم ترامپ قرار دارد. اسرائیل بهدلیل اهمیت داخلی در سیاست آمریکا و ایران بهدلیل تهدیدهای منطقهای نیز جزو این اولویت هستند. موفقیت در این روابط، شامل پایاندادن به جنگ اوکراین، ایجاد صلح بین اسرائیل و فلسطین یا یافتن راهی برای همکاری با چین بدون به خطرانداختن امنیت ملی، منافع عظیمی برای آمریکا به همراه دارد.
در دسته اولویت متوسط، کشورهایی مانند برزیل، آفریقای جنوبی و هند قرار دارند. این کشورها از نظر ارزشها به آمریکا نزدیکتر هستند، اما تمایلی به دستورپذیری ندارند و واکنش منفی به توهین یا فشار ترامپ نشان میدهند. در دسته اولویت پایین، کشورهای کوچک و فقیر جای دارند که آمریکا میتواند نفوذ قابل توجهی بر آنها داشته باشد. نمونههای موفق شامل میانجیگری در توافق صلح بین آذربایجان و ارمنستان و همچنین ایجاد آتشبس بین جمهوری دموکراتیک کنگو و رواندا است که تأثیراتی محدود اما مثبت برای آمریکا دارد.
در زمینه روابط با قدرتهای متوسط، رویکرد ترامپ نتایج کمتری به همراه داشته است. منازعات غیرضروری با رهبران برزیل، آفریقای جنوبی و هند باعث شده است که این کشورها به چین نزدیکتر شوند. همچنین تلاش برای اعمال فشار اقتصادی و سیاسی در مواردی مانند تعرفهها یا تبادل محدودیتهای صادراتی، بهرهبرداری ترامپ را تحتتأثیر قرار داده است و منافع بلندمدت آمریکا را کاهش داده است.
در حوزه روابط با قدرتهای بزرگ، نتایج موفقیتآمیز محدود است. تلاش برای مهار چین با تعرفهها با واکنش متقابل مواجه شده و برخی اقدامات مانند لغو محدودیت صادرات تراشه به چین، تناقضهایی در سیاست امنیت ملی ایجاد کرده است. در اوکراین، تصمیمگیریها ناپایدار و متناقض بوده و حمایت نظامی و موضعگیریها گاهی با تغییرات سریع همراه است. در اسرائیل نیز امتیازات گستردهای داده شده اما توانایی استفاده از نفوذ برای کنترل عملیات در غزه محدود باقی مانده است.
سایر کشورها نیز راهبرد ترامپ را شناسایی کردهاند و با ابزارهای مختلف، از جمله توافقات اقتصادی و نمادین، سعی در جلب توجه و بهرهبرداری از فرصتها دارند. فساد و منافع شخصی در برخی موارد آشکار شده و نتایج بزرگ و پایدار هنوز حاصل نشده است. در مجموع، توانایی ترامپ برای ایجاد توافقات مهم بینالمللی، بهویژه در زمینه پایاندادن به جنگها و تنظیم روابط تجاری، محدود و نامطمئن باقی مانده است./ منبع



