جهانخاورمیانه

فشار حداکثری بر ایران شکست خواهد خورد

جنگ ترامپ علیه ایران نشان داده است که راهبرد ۴۷ ساله فشار آمریکا دیگر توان تحمیل خواسته‌های واشنگتن به تهران را ندارد.

به گزارش اطلس، مقاله‌ای با عنوان «فشار حداکثری بر ایران شکست خواهد خورد» نوشته نیت سوانسون (Nate Swanson) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است و ناکامی جنگ و سیاست فشار حداکثری دولت دونالد ترامپ را در چارچوب راهبرد ۴۷ ساله آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران بررسی می‌کند و استدلال دارد که تداوم فشار نظامی و اقتصادی، بدون بازنگری بنیادین در سیاست واشنگتن، دستاورد موردنظر را به‌همراه نخواهد داشت. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

جنگ و سیاست «فشار حداکثری» دونالد ترامپ علیه ایران، نه گسستی از رویکردهای گذشته، بلکه نقطه اوج راهبردی است که واشنگتن از زمان تأسیس جمهوری اسلامی ایران دنبال کرده و اکنون به بن‌بست رسیده است. روسای جمهور آمریکا طی ۴۷ سال گذشته بارها کوشیده‌اند با فشار نظامی و اقتصادی، ایران را مهار یا وادار به تغییر رفتار کنند، اما جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل ترکیب همزمان ویژگی‌های ایدئولوژیک و عمل‌گرایانه، همواره توانسته میان این دو وجه جابه‌جا شود.

راهبرد آمریکا بر دو ستون استوار بوده است: ایجاد تهدید نظامی معتبر و اعمال فشار اقتصادی. جنگ اخیر نشان داد این فشارها لزوماً به تسلیم ایران منجر نمی‌شوند. حملات هوایی آمریکا و اسرائیل توان نظامی ایران را تضعیف کردند، اما حکومت را از نظر داخلی مقاوم‌تر ساختند. ایران همچنین دریافت که می‌تواند پس از حملات گسترده همچنان از توان پهپادی و موشکی خود برای پاسخ‌گویی و توقف تردد دریایی در تنگه هرمز استفاده کند. از سوی دیگر، واشنگتن تمایلی به اعزام نیروی زمینی ندارد؛ بنابراین تغییر حکومت بدون اشغال زمینی عملاً دست‌نیافتنی است. تهران همچنین دریافته که می‌تواند در جنگ فرسایشی، بیش از جامعه آمریکا تحمل فشار و رنج داشته باشد.

فشار اقتصادی نیز سابقه‌ای طولانی دارد. تحریم‌ها در مقاطعی آسیب جدی به اقتصاد ایران وارد کرده‌اند، اما عمدتاً نتوانسته‌اند تغییرات سیاسی موردنظر واشنگتن را ایجاد کنند. پس از سال ۱۹۷۹، تحریم‌های آمریکا گسترش یافت و در سال ۲۰۱۲ صادرات نفت ایران تقریباً یک‌شبه نصف شد. دولت اول ترامپ نیز با بیش از ۳۰۰۰ تحریم، فشار حداکثری را به سیاستی گسترده تبدیل کرد؛ اما بسیاری از این تحریم‌ها نمادین بودند و رفع آنها نیز به‌دلیل ساختار پیچیده‌شان دشوار شده است.

در جنگ کنونی، ترامپ با محاصره بنادر ایران فشار اقتصادی را به اوج رسانده، اما ایران با بستن تنگه هرمز و هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس، هزینه‌های جهانی ایجاد کرده است. ترامپ محاصره نخست را پس از ۶۶ روز کنار گذاشت و سپس محاصره‌ای تازه را آغاز کرد. این اقدامات به اقتصاد ایران آسیب می‌زنند، اما احتمالاً تهران را به تسلیم وادار نمی‌کنند؛ بلکه ایران می‌تواند با تحمیل هزینه به اقتصاد جهانی، محاسبات ریسک واشنگتن را تغییر دهد.

به باور سوانسون، پس از این جنگ، آمریکا دیگر نمی‌تواند به الگوی ۴۷ سال گذشته بازگردد. مارکو روبیو خواهان تشدید فشار است، در حالی که جی‌دی ونس ظاهراً به کاهش حضور آمریکا در غرب آسیا تمایل دارد. راه‌حل نه در فشار بیشتر و نه در دیپلماسی به‌عنوان هدفی مستقل، بلکه در بازنگری راهبردی است: کاهش حضور آمریکا، تمرکز ایران بر حکمرانی داخلی، هماهنگی با متحدان و استفاده مؤثرتر از اهرم‌های موجود. فشار در گذشته گاه بر تصمیم‌های ایران اثر گذاشت، اما موجب سرنگونی حکومت نشد، امنیت آمریکا را افزایش نداد و حتی احتمالاً فشار اقتصادی بر مردم ایران را بیشتر کرد. شکست جنگ باید واشنگتن را به بازنگری اساسی در برداشت‌های خود از ایران و کنار گذاشتن راهبرد فرسوده فشار وادار کند. واشنگتن باید بپذیرد که ایران نیز در تعیین آینده خود نقش دارد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا