امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

آیا آمریکا و اسرائیل می‌توانند برنامه هسته‌ای ایران را نابود کنند؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « آیا آمریکا و اسرائیل می‌توانند برنامه هسته‌ای ایران را نابود کنند؟ » در نشریه بلومبرگ(Bloomberg)، و به قلم جیمز استاوریدیس (James Stavridis)، منتشر شده است. نویسنده در این یادداشت ضمن بررسی کاهش احتمال توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی ایران، چارچوب‌ و جزئیات عملیاتی یک حمله نظامی احتمالی مشترک آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را تحلیل کرده و پیامدهای راهبردی و امنیتی آن در صورت ناکامی مذاکرات را ارزیابی می‌کند. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.


با وجود اقدام‌های اخیر دولت ترامپ در مسیر دیپلماسی، چشم‌انداز دستیابی به توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی ایران رو به افول است. دولت آمریکا با تأکید مکرر بر این مسئله که هیچ شکل از غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران را تحمل نخواهد کرد، موضعی آشکار در قبال برنامه هسته‌ای تهران در پیش گرفته است. این موضع نه تنها بارها توسط شخص رئیس‌جمهور بلکه توسط نزدیک‌ترین دستیارانش نیز در مواضع رسمی و غیررسمی تکرار شده است. در واکنش، تهران بارها اعلام داشته که برنامه غنی‌سازی اورانیوم با اهداف صرفاً غیرنظامی و برای مصارف داخلی چون انرژی یا دارو دنبال می‌شود، اما این تأکیدات نتوانسته ذهنیت تردیدآمیز واشنگتن یا تل‌آویو را تغییر دهد.

همزمان نشانه‌هایی از افزایش بی‌صبری و نگرانی در اسرائیل مشاهده می‌شود؛ روندی که بر شدت احتمال وقوع اقدامات پیش‌دستانه و نظامی افزوده است. پس از سال‌ها تنش پراکنده میان ایران و اسرائیل، اخیراً ارتش اسرائیل با حملاتی نظیر عملیات هدف قرار دادن تاسیسات موشک‌سازی جمهوری اسلامی در سوریه، ضمن تضعیف نسبی سامانه‌های پدافند هوایی ایران، مطالعات و زمینه‌چینی‌های خود برای اقدام نظامی را تسریع کرده است. برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهد هماهنگی‌های امنیتی میان آمریکا و اسرائیل برای گزینه‌های گوناگون حمله به پیش رفته و طی سالیان گذشته، نقشه‌های اضطراری و طرح‌های عملیاتی برای فرض شکست مذاکرات تدوین شده است. اما سرعت تحولات و حجم آمادگی‌ها در ماه‌های اخیر تغییر محسوسی یافته است.

در چنین سناریویی، گزینه حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران به عنوان راهکاری برای توقف یا به تعویق انداختن ظرفیت‌های هسته‌ای تهران مطرح می‌شود. اجرای چنین عملیاتی شامل ابعادی پیچیده و لایه‌لایه خواهد بود که از عملیات سایبری تا حملات دقیق هوایی و عملیات ویژه میدانی را در برمی‌گیرد. بنا بر ارزیابی‌ طرح‌های عملیاتی، مرحله آغازین حمله با عملیات گسترده سایبری همراه خواهد بود تا شبکه‌های نظامی و پدافندی ایران هدف قرار گرفته و توانایی پاسخ سریع و کارآمد از ساختار فرماندهی و کنترل تهران سلب گردد. چنین حملاتی می‌تواند شامل اختلال در سامانه‌های راداری، شبکه‌های ارتباطی، و سیستم‌های دفاع موشکی باشد.

پس از این مرحله، نوبت به حملات هوایی می‌رسد. در این مرحله، جنگنده‌های ائتلاف از پایگاه‌های هوایی منطقه‌ای، ناوهای هواپیمابر مستقر در خلیج فارس، دریای عمان و یا اقیانوس هند، و همچنین با بهره‌گیری از حریم هوایی کشورهای دوست اقدام به پرواز به سمت اهداف از پیش تعیین‌شده می‌کنند. اهداف اصلی این حملات شامل تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم نطنز، تأسیسات آب سنگین اراک، سایت هسته‌ای فردو، و سایر مراکز تحقیقاتی و تولیدی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران است. به دلیل استحکامات و تدابیر پنهان‌سازی متعدد در این سایت‌ها، دقت در هدف‌گیری و استفاده از بمب‌های سنگرشکن برای تخریب کامل این مراکز ضروری خواهد بود. برای اطمینان از موفقیت حملات هوایی، جنگنده‌ها با پشتیبانی هواپیماهای جنگ الکترونیک و سوخت‌رسان هوایی به عملیات خواهند پرداخت.

مرحله پایانی عملیات می‌تواند شامل استفاده از نیروهای ویژه برای ورود به خاک ایران و انجام عملیات خرابکارانه یا جمع‌آوری اطلاعات دقیق‌تر از میزان خسارات وارد آمده باشد. این نیروها قادر خواهند بود با استفاده از تجهیزات پیشرفته شناسایی و ناوبری، به بررسی دقیق‌تر وضعیت تاسیسات هسته‌ای بپردازند و میزان موفقیت حملات را ارزیابی کنند. همچنین، این نیروها می‌توانند نقش مهمی در خنثی‌سازی بقایای سامانه‌های هسته‌ای و جلوگیری از بازسازی سریع آنها ایفا کنند.

با این حال، باید توجه داشت که اجرای چنین حمله‌ای بدون پاسخ نخواهد بود. ایران دارای قابلیت‌های نظامی و نیابتی متعددی است که می‌تواند به تلافی‌جویی دست بزند. این تلافی‌جویی می‌تواند شامل حملات موشکی به اسرائیل، منافع آمریکا در منطقه، و همچنین حملات سایبری گسترده به زیرساخت‌های حیاتی کشورهای غربی باشد. علاوه بر این، ایران می‌تواند با استفاده از نیروهای نیابتی خود در منطقه، نظیر حزب‌الله در لبنان و گروه‌های شبه‌نظامی در عراق و سوریه، اقدام به انجام حملات تروریستی و ایجاد بی‌ثباتی در منطقه نماید. این اقدامات می‌تواند منجر به گسترش دامنه درگیری‌ها و بروز جنگی تمام‌عیار در غرب‌آسیا شود.

علاوه بر پیامدهای نظامی و امنیتی، حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران دارای پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک گسترده‌ای نیز خواهد بود. چنین اقدامی می‌تواند منجر به انزوای بیشتر ایران در عرصه بین‌المللی شود و اجماع جهانی علیه تهران را تقویت کند. با این حال، این اقدام همچنین می‌تواند باعث افزایش حمایت داخلی از برنامه هسته‌ای ایران شود و دولت را در پیشبرد آن مصمم‌تر سازد. همچنین، حمله نظامی می‌تواند منجر به افزایش تنش‌ها بین ایران و کشورهای همسایه شود و بی‌ثباتی بیشتری را در منطقه ایجاد کند.

به طور خلاصه، در صورت شکست دیپلماسی، گزینه حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران به عنوان یک احتمال جدی مطرح است. اجرای چنین عملیاتی شامل مراحل پیچیده و لایه‌لایه‌ای از حملات سایبری و هوایی تا عملیات ویژه خواهد بود. با این حال، باید توجه داشت که این اقدام دارای پیامدهای نظامی، امنیتی، سیاسی، و دیپلماتیک گسترده‌ای است و می‌تواند منجر به گسترش دامنه درگیری‌ها و بی‌ثباتی بیشتر در منطقه شود. از این رو، تصمیم‌گیری در خصوص اجرای چنین حمله‌ای نیازمند بررسی دقیق و همه‌جانبه تمامی جوانب و پیامدهای آن است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا