آمریکاامنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

حماقت یک توافق «موقت» با ایران

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان « حماقت یک توافق موقت با ایران» در نشریه نشنال ریویو(National Review)، به قلم الیوت ایبرامز (Elliott Abrams)، منتشر شده است. این مقاله به بررسی بن‌بست مذاکرات هسته‌ای میان دولت د ونالد ترامپ و جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد و با استناد به مواضع متقابل، چشم‌انداز توافق موقت را محتمل‌ترین نتیجه معرفی می‌کند؛ توافقی که به ‌طور بنیادین نه مناقشه بر سر غنی‌سازی را حل می‌کند و نه تهدیدهای راهبردی را برطرف خواهد ساخت. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.


مذاکرات هسته‌ای میان دولت دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی ایران در فضایی مبهم و غیرشفاف ادامه یافت، اما با وجود اینکه جزئیات رسمی اندکی منتشر شد، شواهد علنی، نشت‌های اطلاعاتی و اظهارنظرهای مسئولان به اندازه‌ای بود که بتوان مسیر و نتیجه احتمالی گفتگوها را تصور کرد. محتمل‌ترین سناریو، دستیابی به یک توافق موقت است؛ توافقی که به طور قابل توجهی منافع راهبردی آمریکا را کاهش می‌دهد.

در فضای رسانه‌ای درباره این مذاکرات، تمرکز اصلی بر چگونگی و دامنه غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران بوده است. مواضع مقامات آمریکایی، از جمله مارکو روبیو و استیو ویتکاف، بر ضرورت توقف کامل غنی‌سازی از سوی ایران تاکید دارد؛ در مقابل، جمهوری اسلامی تاکید می‌کند که هرگز «حق» غنی‌سازی خود را واگذار نخواهد کرد. روبیو تصریح می‌کند که ایران باید از غنی‌سازی عقب‌نشینی کند و خاطرنشان می‌سازد که تنها کشورهایی که دست به غنی‌سازی می‌زنند، همان‌هایی هستند که تسلیحات هسته‌ای دارند. به گفته او، اگر دسترسی به سطح غنی‌سازی ۳.۶۷ درصدی ممکن باشد، دستیابی به درصدهای بالاتر و در نهایت رسیدن به اورانیوم با غنای تسلیحاتی فاصله چندانی نخواهد داشت.

در همین زمینه، ویتکاف با صراحت اعلام می‌کند که هیچ درصدی از غنی‌سازی برای آمریکا قابل قبول نیست و تنها توافقی مورد پذیرش خواهد بود که در آن، غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران به طور کامل متوقف شود. آمریکا پیشنهادی ارائه کرده که به‌رغم طرف آمریکایی، بخشی از دغدغه‌ها را بدون تحقیر ایران برطرف می‌سازد، اما اصل توقف کامل غنی‌سازی باید در هر توافقی لحاظ شود. این موضع از جانب جمهوری اسلامی به طور قاطع رد شده است؛ چنان‌که عباس عراقچی تأکید می‌کند که غنی‌سازی اورانیوم، چه با توافق و چه بدون توافق، در ایران ادامه خواهد یافت.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در گزارش‌های خود، افزایش قابل توجه ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران را تایید کرده است. بر اساس داده‌های آژانس، ایران طی مدت کوتاهی ذخایر خود را از ۱۳۳ کیلوگرم به ۴۰۸ کیلوگرم رسانده که این رقم، قابلیت تامین سوخت لازم برای ساخت چندین بمب هسته‌ای را فراهم می‌کند. افزون بر این، فعالیت‌های محرمانه هسته‌ای ایران در سه سایت اعلام نشده موضوع دیگری است که نگرانی‌ها را درباره نبود شفافیت و ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران تشدید کرده است.

در نتیجه، صحنه به گونه‌ای رقم خورده که دولت ترامپ، توقف کامل غنی‌سازی و ساخت بمب را مطالبه می‌کند و جمهوری اسلامی بر ادامه غنی‌سازی پافشاری دارد. در این شرایط، زمینه برای شکل‌گیری توافق محدودی فراهم است که بتواند به صورت موقت بحران را مدیریت کند، اما بن‌بست اساسی بر سر ماهیت و دامنه غنی‌سازی پابرجا خواهد ماند. این نوع توافق می‌تواند با تعیین محدودیت‌هایی برای سطح غنی‌سازی (مثلاً ۳.۶۷ درصد)، صدور یا رقیق‌سازی ذخایر بالای ۲۰ درصد و افزایش سطح بازرسی‌های آژانس، به اصطلاح برنامه هسته‌ای را در حالت «انجماد» قرار دهد و فاصله زمانی ایران تا تولید سلاح هسته‌ای را افزایش دهد.

با این حال، این توافق موقتی، نه تضمین‌کننده توقف پایدار برنامه هسته‌ای ایران است و نه احتمال دستیابی به توافق نهایی را افزایش می‌دهد. ایران ضمن حفظ زیرساخت‌های اصلی غنی‌سازی، قابلیت احیای بلافاصله سطح ذخایر و حجم تولید را خواهد داشت. همچنین تجربه نشان داده که جمهوری اسلامی در دوره اجرای توافق‌های پیشین، سابقه فعالیت‌های پنهانی و فریبکاری را داشته است؛ در چنین چارچوبی نیز، هیچ تضمینی وجود ندارد که ایران به تعهدات خود پایبند بماند. نقش آژانس عمدتاً به گزارش‌دهی محدود می‌شود و فشار برای افشای نقض توافق به دوش نهادهای بین‌المللی قرار می‌گیرد، در حالی که مسئولان توافق‌کننده تمایل چندانی به افشای نقض تعهدات و ناکامی روند مذاکره ندارند.

از منظر آمریکا، توافق موقت می‌تواند به عنوان دستاوردی سیاسی و دیپلماتیک معرفی شود. در ظاهر، برنامه هسته‌ای ایران متوقف می‌شود، ذخایر اورانیوم کاهش می‌یابد و فضای تنفس بیشتری برای مذاکره ایجاد می‌گردد. اما واقعیت این است که فاصله بنیادین طرفین بر سر مسئله غنی‌سازی باقی می‌ماند و چشم‌انداز یک توافق نهایی، همچنان مبهم خواهد بود.

در میان پیشنهادات مطرح‌شده، امکان ایجاد کنسرسیوم بین‌المللی برای کنترل فعالیت‌های غنی‌سازی در ایران یا مشارکت ایران در فعالیت‌های غنی‌سازی در خارج از کشور نیز به چشم می‌خورد، اما هیچ‌کدام از این سناریوها نتوانسته‌اند موضع طرفین را به هم نزدیک کنند. آمریکا همچنان بر غنی‌سازی صفر اصرار دارد و جمهوری اسلامی حاضر به واگذاری کامل «حق» غنی‌سازی نیست. هرگونه توافقی که مبتنی بر عقب‌نشینی یک‌طرفه از این موضع باشد، شانس عملیاتی شدن ندارد.

اهمیت توافق موقت به این دلیل است که منافع کوتاه‌مدت هر دو طرف را تأمین می‌کند: جمهوری اسلامی فرصتی برای خرید زمان و جلوگیری از حمله نظامی احتمالی آمریکا یا اسرائیل به دست می‌آورد و دولت ترامپ این توافق را به عنوان موفقیت دیپلماتیک معرفی می‌کند؛ اما دستاورد واقعی چنین توافقی نه به تغییر بنیادین در وضعیت برنامه هسته‌ای منجر می‌شود و نه تهدیدات ناشی از آن را برطرف می‌کند. ایران ضمن پایبندی به محدودیت‌های کوتاه‌مدت، زیرساخت‌های کلیدی سانتریفیوژها را حفظ خواهد کرد و قابلیت بازگشت سریع به سطح بالای غنی‌سازی را نگه می‌دارد.

مشکل دیگر این است که این توافق موقت، به هدف خود یعنی زمینه‌سازی برای توافق دائم و نهایی دست نخواهد یافت. هدف ایران از چنین توافقی، عبور از مقطع بحرانی و وارد کردن آمریکا به فرایندی طولانی‌مدت است که حمله نظامی را دشوار و پرهزینه کند. در این مدت، ایران می‌تواند به تضعیف توان دولت آمریکا در انتخابات آینده امید ببندد و زمان بیشتری برای پیشبرد برنامه‌های خود تهیه کند.

در فضای موجود، راهکارهای پیشنهادی همچون حذف کامل غنی‌سازی، انتقال ذخایر اورانیوم و برچیدن زنجیره‌های سانتریفیوژ، به عنوان خطوط قرمز و شروط اساسی توافق مطرح می‌شود. این ایده مطرح شده که اگر مذاکرات به نتیجه پایدار و قطعی نرسد، آمریکا گزینه حمله نظامی را به طور جدی‌تری دنبال کند تا جمهوری اسلامی با انتخاب‌های دشوارتری مواجه شود.

در جمع‌بندی، توافق موقت اگر به امضا برسد، بیشترین کارکرد را در دفع کوتاه‌مدت بحران خواهد داشت و تأثیر چشمگیری بر توقف نهایی برنامه هسته‌ای ایران نخواهد گذاشت. ادامه وضعیت فعلی، خطرات و تهدیدات راهبردی را برای امنیت آمریکا و متحدانش در آینده حفظ می‌کند و امکان تکرار بحران را فراهم می‌سازد. راه حل موثر منوط به توافقی است که به شکل قطعی، دامنه غنی‌سازی را محدود و واردات سوخت غیرنظامی را جایگزین تامین داخلی کند؛ در غیر این صورت، جمهوری اسلامی با اتخاذ سیاست وقت‌کشی، خطر دامن زدن به یک بحران دیپلماتیک جدی را برجای می‌گذارد که دیر یا زود پیامدهای دشواری برای منطقه و جهان خواهد داشت./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا