خوابهای آشفته که برای ما دیده بودند
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «خوابهای آشفته که برای ما دیده بودند» نوشته بشیر اسماعیلی در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل ابعاد مختلف نبرد ترکیبی و جنگ روانی و اقتصادی اسرائیل علیه ایران پرداخته و توضیح میدهد که چگونه طراحی دشمن برای ایجاد فروپاشی داخلی و شورش سراسری ناکام ماند و نقش وحدت و واکنش جامعه ایرانی را عامل اصلی خنثیسازی این سناریو معرفی میکند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در سالهای اخیر، ایران و اسرائیل همواره درگیر یک رقابت چندوجهی و پیچیده بودهاند که ابعاد آن محدود به برخورد نظامی نیست و حوزههایی چون جنگ رسانهای، اقتصادی، روانی و شناختی را نیز در بر میگیرد. در جریان حوادث موسوم به «جنگ دوازدهروزه»، رقابتی تازه میان دو طرف شکل گرفت که یادآور جنگهای تاریخی همانند نبرد ۶ روزه اعراب و اسرائیل بود، اما تفاوت اصلی این رویداد در عمق و گستره ابعاد غیرنظامی آن بود که به شکل بیوقفه علیه ایران جریان داشت.
برنامهریزی دقیق و طولانیمدت برای تضعیف ساختارهای داخلی ایران محور اصلی اقدامات اسرائیل بوده است. این کشور با بهکارگیری ابزارهای جنگ اقتصادی، روانی و شناختی، میکوشید خستگی، نارضایتی و تزلزل را در جامعه ایرانی تثبیت کند و بستری فراهم سازد تا در صورت بروز رویداد نظامی، امکان ایجاد آشوب، فروپاشی اجتماعی و حتی تجزیه سرزمینی کشور فراهم شود. مدیریت ضعیف امور اقتصادی و فرهنگی در داخل کشور نیز این روند را تشدید کرده و شرایط را برای فشار بیشتر بر جامعه و ایجاد شکاف داخلی مهیا میکرد.
در این چارچوب، سناریوی مطلوب دشمن آن بود که با حملات نظامی پیوسته، ترور افراد و فرماندهان کلیدی و گسترش رعب و وحشت میان شهروندان، شورشهای گستردهای در شهرهای بزرگ ایران به وقوع بپیوندد که در نهایت به سقوط حاکمیت مرکزی منجر شود. همزمان با این تحولات داخلی، فعالسازی گروههای جداییطلب مسلح در مناطق مرزی و قومیتی نیز در دستور کار قرار داشت تا پس از تضعیف دولت مرکزی، این مناطق اعلام استقلال کرده و ایران را با چالشهای بیسابقهای در زمینه تمامیت ارضی مواجه سازند.
طبق این برنامهریزی، ایران وارد یک دوره طولانی از جنگ داخلی، ناآرامی و بیثباتی میشد که نتیجه آن از بینرفتن قدرت ملی و جایگاه منطقهای این کشور بود. در ادامه این سناریو، نیروهای کماندویی اسرائیل همزمان با عملیات هوایی، به تخریب زیرساختهای حیاتی، بهویژه تأسیسات نظامی و هستهای ایران، میپرداختند. هدف نهایی این راهبرد، ایجاد یک بحران عمیق و غیرقابل بازگشت بود که توانمندیهای دفاعی و راهبردی ایران را به شدت تضعیف و این کشور را از معادلات منطقهای حذف کند.
با این حال، این «خوابهای آشفته» برای ایران محقق نشد. مهمترین عامل ناکامی این طرحها، مقاومت بینظیر نیروهای مسلح و توانایی سریع آنها در بازیابی پس از غافلگیری اولیه بود. اما آنچه بیش از هر چیز کشور را از این تهدید بزرگ نجات داد، واکنش منسجم و مدبرانه مردم ایران در قبال این رویداد بود. جامعه ایرانی با وجود نارضایتیهای داخلی و فشارهای اقتصادی، در لحظه حساس تصمیم گرفت که از تمامیت ارضی و امنیت ملی خود دفاع کند و در دام طراحی دشمن برای ایجاد شکاف و آشوب نیفتد.
برخی تحلیلگران بر این باور بودند که با توجه به رصد شبکههای اجتماعی و ادبیات نارضایتی در ایران، اسرائیل به این نتیجه رسیده بود که مردم در وضعیت حداکثری نارضایتی قرار دارند و در انتظار یک ضربه خارجی برای شورش و براندازی هستند. احتمالاً مشاوران ایرانیالاصل نیز به این توهم دامن میزدند و به عنوان خائنان بیوطن، در خدمت اسرائیل و غرب برای نابودی کشور تلاش میکردند. با این حال، عظمت ملت ایران در خنثی کردن این نقشه ویرانگر در یادها باقی خواهد ماند. از اقدامات هنری مانند شاهکار محسن چاووشی تا بصیرت بخش بزرگی از اپوزیسیون و عموم مردم ایران که گلایههای خود از سوءمدیریتهای اقتصادی و فشارهای اجتماعی را با بحران تحمیلی درهم آمیخته نکردند، نمایشی از بلوغ فکری و بینش ملی ایرانیان بود. این واکنش نشان داد که مردم ایران، که در طول تاریخ بارها از چنین حفرههایی آسیب دیدهاند، این بار پای تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور ایستادند و اجازه ندادند برنامههای دشمن به ثمر برسد.
این رویداد بار دیگر ثابت کرد که قدرت واقعی یک ملت در انسجام داخلی و همبستگی آن نهفته است. در شرایطی که دشمن خارجی با تمام ابزارها در تلاش برای ایجاد تفرقه و بیثباتی است، هوشیاری و واکنش مدبرانه مردم میتواند تمامی نقشههای شوم را خنثی کند. پایداری و مقاومت ملی در برابر جنگهای ترکیبی، علاوه بر توانمندیهای نظامی، نیازمند یک جبهه داخلی قوی و متحد است که در آن، منافع ملی بر هرگونه اختلاف و نارضایتی ارجحیت یابد.
موفقیت ایران در عبور از این بحران، یک پیام واضح به دشمنان فرستاد که با وجود چالشهای داخلی، جامعه ایرانی در برابر تهدیدات خارجی متحد و یکپارچه عمل خواهد کرد و اجازه نخواهد داد که نارضایتیهای مقطعی به ابزاری برای فروپاشی کشور تبدیل شود. این ایستادگی ملی نهتنها یک پیروزی برای امنیت ایران بود، بلکه به عنوان یک الگوی مقاومت در برابر جنگهای ترکیبی در سطح منطقه نیز مطرح شد و نشان داد که با اتکا به ظرفیتهای داخلی و همبستگی ملی، میتوان توطئههای پیچیده را ناکام گذاشت.
این تجربه همچنین درسهای مهمی برای آینده به همراه داشت؛ از جمله لزوم توجه بیشتر به مدیریت داخلی و رفع نارضایتیهای مردم، تا دشمنان نتوانند از این نقاط ضعف برای پیشبرد اهداف خود سوءاستفاده کنند. تقویت وحدت ملی و آگاهی عمومی نسبت به تهدیدات ترکیبی، کلید اصلی حفظ امنیت و اقتدار کشور در برابر سناریوهای تکراری دشمنان است. با آگاهی از برنامههای دشمن و هوشیاری عمومی، میتوان از وقوع حوادث ناگوار جلوگیری کرده و امنیت و ثبات کشور را تضمین نمود./ منبع



