سوریه پس از ویرانی؛ از کجا باید شروع کرد
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان « سوریه پس از ویرانی؛ از کجا باید شروع کرد؟»، منتشرشده در المجله (Majalla)، نوشته حسین الشرع (Hussein Al-Sharaa)، به بررسی چشماندازها و چالشهای آغاز بازسازی در سوریه پس از سالها جنگ گسترده و ویرانی بیسابقه میپردازد. در این مقاله با طرح پرسشهای بنیادین درباره اولویتبندی مراحل بازسازی، از بازگرداندن آوارگان و بازسازی خانهها تا احیای زیرساختها و صنایع، نویسنده به اهمیت اتخاذ رویکردی متوازن، اولویتدهی به اشتغال، توسعه خدمات و ایجاد زیرساختهایی کارآمد برای پیشبرد بازسازی کشور اشاره میکند و تأکید دارد که بازسازی سوریه باید با توجه به ظرفیتهای بومی و نیازهای فوری جامعه، به شکلی واقعی و مبتنی بر اشتغال و بازآفرینی اجتماعی پیش رود. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.
هیچ کشوری در جهان ویرانی به گستردگی سوریه را طی سالهای اخیر تجربه نکرده است. اکنون مسئله اصلی این است که فرایند بازسازی از کجا باید آغاز شود: بازسازی هزاران خانهی ویران و نیمهویران و بازگرداندن میلیونها آوارهای که سالها در مهاجرت اجباری بودهاند، ترمیم زیرساختهای حیاتی همچون جادهها، برق و آب آشامیدنی، یا نوسازی مدارس، بیمارستانها و مراکز درمانی؟ همچنین، بازگرداندن رونق به کشاورزی و تولید مایحتاج زندگی میلیونها نفر، احیای عظمت شهرهای تاریخی که زمانی کانون علم و پیشرفت بودند، یا تمرکز بر صنایع و پیوند آنان با کشاورزی مورد سؤال است. بازسازی ساختار اجتماعی نیز چالش مهمی است؛ جامعهای که در طول قرنها همبستگی و همزیستی داشت و اکنون طی دهههای اخیر دچار شکافها و گسستهای جدی شده است.
فرصت یک شروع مجدد بهوجود آمده، اما باید از تکرار اشتباهات توسعه نامتوازن و اتلاف منابع در پروژههای بلندمدت پرهیز کرد. دشواریها و فقدانهای گسترده گاهی موجب یأس میشود، اما نباید تنها شاهد ویرانهها و عقبماندگیها بود. ملت سوریه ثابت کرده حتی در غربت میتواند به موفقیت دست یابد و اکنون این ظرفیت در بازگشت به وطن و آغاز دوباره حضوری نیرومندتر نمایان خواهد شد. با پیروزی ملت و تغییر دولت در دسامبر ۲۰۲۴ و رفع نسبی تحریمها طی شش ماه، امکان شروع بازسازی جدی فراهم شده است، مشروط بر آنکه مسیر توسعه ناپایدار یا پروژههای فاقد بازده کوتاهمدت انتخاب نشود. ضرورت آن است که طرحهای اولویتدار، بهویژه پروژههایی که اشتغال مولد برای میلیونها جوان ایجاد میکنند، در صدر برنامه قرار گیرند تا درآمد، تأمین نیازهای ضروری و شکلگیری حس تعلق به جامعه تقویت شود. این مشارکت فعال بسترساز توسعه کشاورزی، دامداری، صنعت و تولید خواهد بود.
در زمینه انرژی، برق جایگاه بنیادینی دارد؛ بیبرقی به رکود در عرصه زندگی و صنعت منتهی میشود. ظرفیتهای نفتی و معدنی سوریه، بهویژه در الحسکه و دیرالزور، فرصتهایی مهم برای رشد اقتصادی ایجاد میکند. میادین گاز در قاره، دیر عطیه و النبک نیز قابلیت بهرهبرداری دارند. تقویت منابع آبی اهمیت زیادی دارد؛ منابع رود فرات، دجله، بلیخ، خابور، ساجور و سدهای متعدد کشور از جمله سد فرات، تشرین و نهر السن، و بیش از ۲۰۰ سد خاکی میتواند با توسعه و لایروبی مجدد در خدمت توسعه قرار گیرد. مطالعات جدید امکان انتقال آب زیرزمینی از مناطق مرزی مانند طرطوس به دمشق و قلمون را نیز قابل احیاست، بهویژه با بهرهگیری از ظرفیت همکاری با کشورهای همسایه نظیر لبنان.
بخش خدمات و حملونقل ضرورت دوچندانی دارد، زیرا بدون راه و شبکه مؤثر حملونقل، توسعهای فراگیر رخ نخواهد داد. اتصال نقاط تولید به مراکز مصرف و صادرات، چه از راه خشکی و چه دریا، باید از اولویتهای اصلی باشد. بزرگراههای M4 و M5، پیشتر شریانهای حیاتی کشور بودند که شمال، جنوب، شرق و غرب سوریه را به یکدیگر و به کشورهای اطراف متصل میکردند. ارتقای خطوط ریلی برای حمل کالا و مسافر، بهویژه محصولات کشاورزی، و اتصال مجدد خطوط راهآهن به ترکیه، عراق، اردن، عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس باید عملیاتی شود. احیای راه ابریشم و توسعه بنادر مدیترانهای و فرودگاههای مهم سوریه، همراه با نوسازی ناوگان حملونقل زمینی و هوایی، از ضرورتهای دیگر است. این پروژهها میتوانند با قراردادهای سرمایهگذاری محدود با شرکتهای بینالمللی اجرا شوند تا پس از بازگشت هزینهها، به دولت سوریه واگذار گردند. خدمات زیربنایی و صنعت هسته اصلی توسعه متوازن و سریع را تشکیل میدهند.
در عرصه صنعت، بازنگری و احیای صنایع و کارخانهها اهمیت زیادی دارد. سوریه سابقهای طولانی در صنعت نساجی دارد؛ کارخانههای معتبری چون خماسیه و دبش در دمشق و شرکتهایی در حلب و جبله، زمانی در منطقه سرآمد بودهاند و هنوز زیرساختهای باقیمانده آنها قابل بازسازی است. از دهه ۹۰ میلادی بخش خصوصی در صنعت نساجی و پوشاک پیشرفته و صادراتمحور شد. برخی از کارخانههای مواد غذایی نیز همچنان فعالاند یا نیازمند نوسازی هستند و بخش خصوصی میتواند در احیای آنها نقشآفرین باشد. در تولید لوازم خانگی، یخچال، ماشین لباسشویی و ظرفشویی، بخش خصوصی جایگزین دولت شد و موفقیت چشمگیری به دست آورد. صنایع دیگری مانند تولید شیشه و کاغذ که پیشتر متروکه یا ناکارآمد شده بودند، اکنون امکان احیا و سودآوری را دارند، چنانکه تجربه کارخانه کاغذ دیرالزور نشان داد. صنایع شیمیایی و دخانیات مبتنی بر کشت تنباکو دارای ظرفیت وسیع و تجربه صادرات موفق هستند، اما باید از مدیریتهای ناکارآمد و فساد پیشین فاصله گرفت. احیای صنایع دستی چون پارچهبافی، کفش، چرم، سفال و حکاکی، که زمانی به سبب سیاستهای دولت تضعیف شد، فرصت دیگر توسعه است.
در مسیر توسعه و نوسازی صنعتی، بازبینی قوانین سرمایهگذاری، فعالسازی مشارکت بخش خصوصی، و تشویق شرکتهای معتبر منطقهای و بینالمللی الزامی است. صنایع مبتنی بر کشاورزی و غذایی میتوانند ارزش افزوده و فرصتهای شغلی وسیع ایجاد کنند.
مردم سوریه همواره ظرفیت خلاقیت و نوآوری داشتهاند؛ شرط تحقق این قابلیت، فضای باز سیاسی و اجتماعی است که اکنون فراهم شده است. با تکیه بر این بستر، فرآیند توسعه بدون مرز قابل پیگیری است و سوریه نوین میتواند گام به گام با استانداردهای روز جهان به پیش رود و عصر جدیدی از رشد و شکوفایی را تجربه کند. توسعه پایدار باید هدف اساسی باشد، به طوری که هم فرصتهای شغل و درآمد ایجاد و هم سرمایه انسانی و زیرساختی کشور تقویت شود. بازسازی سوریه فرصتی بیبدیل برای حرکت به سوی آیندهای پایدار و شکوفا فراهم آورده است./منبع



