مزیتهای مذاکره مستقیم با آمریکا
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان « مزیتهای مذاکره مستقیم با آمریکا» منتشرشده در اندیشکده دیپلماسی ایرانی و نوشته جلیل سازگارنژاد، به ارزیابی تجربیات مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا و تأکید بر کارآمدی و شفافیت مذاکره مستقیم پرداخته و تحلیل میکند که برگزاری گفتوگوهای رو در رو با رعایت ملاحظات حقوقی و سیاسی، میتواند مسیر حل اختلافات و رسیدن به توافقات پایدار را هموارتر سازد. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.
تجربه چندین دوره مذاکره غیرمستقیم میان ایران و آمریکا حاکی از آن است که با وجود برخی خوشبینیهای محتاطانه در خصوص پیشرفتهای محدود، دو طرف هنوز به درک مشترک و دقیقی از مسائل و موضوعات اختلافی دست نیافتهاند. دستیابی به حداقل آگاهی از دیدگاههای یکدیگر نیز به کندی صورت گرفته و همین امر سبب شده تا برخی مواضع، ناچار از طریق رسانهها اعلام شده و به اطلاع طرف مقابل برسد. این روند میتواند در فرایند مذاکرات اختلال ایجاد کرده و سرعت آن را کاهش دهد.
در دیپلماسی نوین و عصر ارتباطات پیشرفته، استفاده از مذاکرات غیرمستقیم کمتر نتیجهبخش و مؤثر واقع شده است. کشورهای مختلف برای حل اختلافات، غالباً دو مسیر حقوقی و سیاسی را برمیگزینند. در روش حقوقی، اختلافات به مراجع بینالمللی حقوقی نظیر دادگاه لاهه یا نظامهایی چون حکمیت و داوری ارجاع داده میشود. اما در چارچوب سیاسی، مسیرهایی چون مذاکرات دوجانبه یا چندجانبه، همچنین استفاده از میانجیگری به کار گرفته میشود. در این میان، برگزاری نشستهای مستقیم میان طرفین به عنوان سریعترین، شفافترین و مفیدترین راه در مذاکرات دوجانبه شناخته میشود.
در مذاکرات مستقیم، دو طرف بدون اتلاف وقت و در کوتاهترین مدت میتوانند به صورت شفاف از دیدگاههای یکدیگر مطلع شوند. از منظر روانشناسی نیز گفتوگو میان نمایندگان دو کشور با مشاهده زبان بدن، امکان ارزیابی بهتری از واکنشها به گفتهها و شنیدهها را فراهم میکند و کمک میکند تا مواضع واقعی طرفین به دقت بیشتری شناخته شود. اگر در چنین شرایطی یکی از طرفین برداشت نادرستی از دیدگاه مقابل داشته باشد، این فرصت پیش میآید که فوری نسبت به اصلاح و روشنسازی ابهام ایجاد شده اقدام شود و از شکلگیری سوءبرداشتها و سوءتفاهمها جلوگیری گردد.
در شرایطی که اختلافات میان کشورها شدید و عمیق میشود، حضور یک میانجیگر مطمئن و قابل اعتماد ضروری به نظر میرسد. همانند نقشی که عمان در ادوار مختلف بر عهده داشته، میتوان از کشورهایی با چنین موقعیت بهره برد. در این چارچوب، برگزاری نشستهایی با حضور، مدیریت و نظارت میانجی، و حضور همزمان هیئتهای مذاکرهکننده در یک اتاق میتواند به گونهای صورت گیرد که طرفین رو در رو تبادل نظر کرده و بتوانند سخنان یکدیگر را به صورت بیواسطه بشنوند و ارزیابی کنند.
برگزاری مذاکرات مستقیم نهفقط امری مغایر با عرف یا اخلاق دیپلماتیک نیست، بلکه روشی عقلانی و سنجیده برای پاسداری از حقوق ملت به شمار میرود که به صورتی شفاف و با رعایت مقتضیات حقوقی و سیاسی و انطباق بر فرهنگ و تمدن ایرانی به اطلاع طرف مقابل میرسد. این امر در شرایطی که سران دو کشور حتی بهصورت مستقیم مکاتبه داشته و محتوای نامههای خود را دریافت و امضا کردهاند، راهکاری منطقی و ضروری به نظر میرسد. تجارب گذشته نشان داده که هیئتهای مجرب مذاکرهکننده ایرانی با سابقه حضور در مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکا، بارها این مدل را آزمودهاند و لازم است بیتوجه به تبلیغات منفی و جوسازیها، از مؤثرترین شیوهها برای استیفای حقوق ملی بهره گرفته شود.
مزایای مذاکرات مستقیم قابل توجه است. در بازه زمانی سه ساعت که معمولاً صرف چندین دور مذاکرات غیرمستقیم میشود، میتوان در مذاکره مستقیم مباحث بیشتری را با دقت و شفافیت بالاتر مطرح کرد و در انتهای هر جلسه، جمعبندی مؤثرتری داشت. افزایش آگاهی متقابل و رسیدن به فهم مشترک در این قالب ارتقا مییابد و اتخاذ این رویکرد عقلانی ضرورتی بدیهی به نظر میرسد.
همانطور که در تجارب جهانی، پس از جنگها و بحرانهای سیاسی، سیاستمداران و حقوقدانان موفقیت را در مذاکره مستقیم یافتهاند، برای دیپلماسی ایران نیز لازم است با دوری از حواشی و تکیه بر دانش و مبانی سیاست خارجی کشور، مسیر مذاکرات آینده را مبتنی بر نگرشی مثبت، سازنده و منطبق بر حقوق و منافع ملی ادامه دهد. این مهم بهویژه با اتکا بر ظرفیت فرهنگ و تمدن ایرانی و انتخاب رفتار دیپلماتیک سنجیده و اتخاذ راهبرد نرمش قهرمانانه مقدور خواهد بود.
پیگیری مذاکرات آتی به شکل مستقیم، همسو با نقش حسن نیتآمیز عمان میتواند فرصتهایی برای ارتقای اقتصاد ایران فراهم سازد و کشور را از تهدیدها و تحریمها دور کند. در این الگو با مذاکره مستقیم و جلوگیری از رسانهای شدن جزییات جلسات، امکان دخالت و اعمال فشار مخالفان بزرگ و فعال مذاکره بهویژه لابی اسراییل، به حداقل میرسد. همچنین با کاهش فاصله زمانی بین جلسات مذاکره و افزایش سرعت گفتوگوها، شانس موفقیت دوچندان میشود.
نهایتاً، تحقق خواست ملی و صیانت از منافع ایران به درایت، تدبیر و حمایت هیئت مذاکرهکننده، قوای سهگانه و سایر ارکان نظام و همچنین پشتوانه افکار عمومی گره خورده است. اتخاذ دیپلماسی عقلانی، شفاف و مبتنی بر مذاکره مستقیم، به شرط رعایت اصول و ارزشهای نظام، میتواند فضای مناسبی برای گفتوگو و پیشبرد اهداف ملی ایران در تعاملات بینالمللی فراهم آورد./منبع



