تیرگی روابط آمریکا و مصر؛ چین در قاهره قدرت میگیرد
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «تیرگی روابط آمریکا و مصر؛ چین در قاهره قدرت میگیرد» نوشته دانیل فاکس (Daniel Fox) در سایت مدیا لاین (The Media Line) منتشر شده و به بررسی روند فزاینده تعمیق روابط مصر و چین در زمینههای اقتصادی، زیرساختی و نظامی میپردازد. نویسنده با تحلیل تحولات اخیر، نشان میدهد که مصر در واکنش به سردی روابط با ایالات متحده، بهتدریج در حال گرایش بهسوی پکن است؛ مسیری که میتواند نظم ژئوپولیتیکی منطقه غرب آسیا را متأثر سازد. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
در شرایطی که مصر هنوز به اتحاد نظامی دیرینه خود با ایالات متحده پایبند است، تحولات اخیر در حوزههایی چون همکاریهای دفاعی و سرمایهگذاریهای زیربنایی حاکی از تعمیق روابط این کشور با جمهوری خلق چین است. در بستر رقابت جهانی میان واشنگتن و پکن، قاهره در حال حرکت بهسمت تنوعبخشی به مناسبات راهبردی خود است. طبق تحلیل والید قزیحه، استاد پیشین دانشگاه آمریکایی قاهره، مصریها احساس میکنند ایالات متحده به متحدی شرمآور برای آنان تبدیل شده و اکنون در حال چرخش بهسمت بازیگران جدید بهویژه چین هستند.
تنشها در روابط ایالات متحده و مصر جدید نیستند، اما برخی تصمیمات اخیر آمریکا، بهویژه سیاستهای دولت ترامپ که نقش دیپلماتیک سنتی مصر در غزه را کماهمیت جلوه میداد، به تقویت این برداشت انجامیده که همسویی راهبردی میان دو کشور کاهش یافته است. در مقابل، چین بهگونهای مستمر نفوذ خود را از طریق سرمایهگذاری اقتصادی و دیپلماسی نرم گسترش داده است. یکی از شاخصترین نمونهها، نقش چین در ساخت پایتخت اداری جدید مصر در شرق قاهره است؛ پروژهای بزرگمقیاس که از حمایت مالی و فنی گسترده چین بهرهمند شده است.
آلیسیا گارسیا-هررو، پژوهشگر ارشد در اندیشکده بروگل، تأکید میکند که در این پروژه، چین تنها به اعطای وام بسنده نکرده بلکه مستقیماً سرمایهگذاری کرده است؛ امری که الگوی معمول پکن را تغییر داده و نشان میدهد مصر برای چین صرفاً یکی از ایستگاههای ابتکار کمربند و جاده نیست، بلکه جایگاهی راهبردی دارد. او همچنین یادآور میشود که روابط مصر و چین به دوره بحران کانال سوئز بازمیگردد، زمانی که چین از مصر حمایت کرد و این سابقه بهویژه در سرمایهگذاریهای زیرساختی چین در اطراف کانال سوئز نمود یافته است.
در حالی که تعامل سنتی چین در مصر عمدتاً بر زیرساخت و تجارت متمرکز بوده، نشانههایی از گسترش همکاریهای امنیتی نیز پدیدار شده است. گرچه این موضوع بهطور رسمی تأیید نشده، گزارشهای ناظران منطقهای و اسرائیلی از آموزش خلبانان مصری با هواپیماهای چینی و حضور فناوریهای دفاعی چین در فهرست خرید مصر حکایت دارد. قزیحه نیز میگوید رؤیت خلبانان مصری در حال پرواز با جنگندههای چینی، موضوعی است که توجه اسرائیلیها را جلب کرده، زیرا این تحولات را بهدقت رصد میکنند.
به گفته دو تحلیلگر، جذابیت فزاینده چین برای مصر در رویکرد کمشرط و غیرمحدود آن در فروش تجهیزات نظامی نهفته است؛ رویکردی که با محدودیتها و شروط کشورهای غربی متفاوت است. قزیحه معتقد است غرب در ارائه تسلیحات موردنیاز مصر خساست بهخرج داده و اکنون چین با شرایط آسانتر وارد بازار خواهد شد.
اگرچه چین هنوز حضور نظامی دائمی در مصر ندارد، برخی تحلیلگران معتقدند جای پای اقتصادی و لجستیکی چین، بهویژه در منطقه اقتصادی کانال سوئز، میتواند بستر همکاریهای امنیتی آتی را فراهم کند. گارسیا-هررو تصریح میکند که هنوز نیروی نظامی مستقر نشده، اما منطقه آزاد تجاری اطراف سوئز به نقطهای راهبردی بدل شده است. این الگو که ابتدا بر حضور اقتصادی و سپس بر پیوندهای امنیتی استوار است، پیشتر در نقاطی دیگر از جمله کامبوج و جیبوتی نیز مشاهده شده، هرچند مصر هنوز میزبان پایگاه نظامی رسمی چین نیست.
این مدل با رویکرد گستردهتر چین در منطقه هماهنگ است؛ رویکردی که بر تعامل درازمدت، بیطرفی در منازعات محلی و صبوری راهبردی تأکید دارد. این راهبرد به چین اعتبار دیپلماتیکی بخشیده که آمریکا در بسیاری موارد از آن بیبهره مانده است. نمونه آن، نقش کلیدی چین در میانجیگری میان عربستان و ایران در سال جاری میلادی است؛ نقشی که به گفته قزیحه، از منظر بسیاری از بازیگران منطقهای، از توانایی آمریکا خارج است، زیرا ایالات متحده بهدلیل موضع خصمانهاش نسبت به ایران نمیتواند در چنین موقعیتهایی نقشآفرین باشد.
با وجود تقویت مناسبات، عدم توازن تجاری همچنان بهعنوان چالشی برجسته باقی است. صادرات مصر به چین کمتر از دو میلیارد دلار است، در حالی که واردات مصر از چین بهشکل چشمگیری افزایش یافته و کسری تجاری بیش از ۱۰ میلیارد دلاری را رقم زده است؛ امری که فشار سنگینی بر اقتصاد مصر وارد میکند.
با این حال، حضور چین در جامعه مصر بهطور محسوس افزایش یافته است؛ از رواج خودروها و لوازم الکترونیکی چینی گرفته تا بازسازی مناظر شهری از طریق پروژههای عمرانی با مشارکت چین. قزیحه اشاره میکند که دو سال پیش، هنوز بسیاری نسبت به نفوذ چین تردید داشتند، اما اکنون بازار خودروهای چینی همچون (MG) و (BYD) جای برندهای آمریکایی و اروپایی را گرفته است.
پیامدهای این تغییر جهت، تنها به روابط دوجانبه محدود نمیماند. مصر برای دههها رکن اساسی راهبرد آمریکا در غرب آسیا بوده و چرخش ولو نسبی آن بهسوی چین میتواند ساختار منطقهای را متحول کند؛ بهویژه در رابطه با کشورهای خلیج فارس و مسئله فلسطین. قزیحه هشدار میدهد که اگر مصر تغییر جهت دهد، کل غرب آسیا متأثر خواهد شد، زیرا بازیگرانی چون سوریه، عراق و فلسطین که از رهبری کشورهای خلیج ناراضیاند، بار دیگر ممکن است به مصر روی آورند و این میتواند زمینهساز بازگشت منازعات بزرگتر عربی-اسرائیلی شود.
در حال حاضر، مصر همچنان روابط خود را با هر دو قدرت حفظ میکند، اما بهگفته تحلیلگران، تعادل در حال تغییر است و تمایل بهسوی چین، بهدلیل رویکرد پیچیده و چندسویه آن، در حال افزایش است. قزیحه نتیجهگیری میکند که چین در حال تثبیت پیوندهایی پایدار در منطقه است و با صبر راهبردی، منتظر زمان مناسب است؛ نه با بمب، بلکه با پیشنهاد./ منبع



