بنبست مذاکرات هستهای آمریکا و ایران؛ آیا خلیج فارس کلید حل بحران است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «بنبست مذاکرات هستهای آمریکا و ایران؛ آیا خلیج فارس کلید حل بحران است؟» نوشتهی سابنا صدیقی (Sabena Siddiqui) و منتشرشده در ال مانیتور (Al-Monitor)، به بررسی طرح تشکیل کنسرسیومی منطقهای برای نظارت بر غنیسازی اورانیوم ایران و موانع و فرصتهای این پیشنهاد در مذاکرات هستهای میان تهران و واشنگتن میپردازد. مقاله امکان تأثیرگذاری این طرح را بر روند مذاکرات پیچیده تحلیل میکند. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
پس از پنجمین دور مذاکرات میان تهران و واشنگتن که به میانجیگری عمان و در رم در تاریخ ۲۳ می برگزار شد، گمانهزنیها درباره طرح جسورانهای که ایران احتمالاً مطرح کرده افزایش یافته است؛ طرحی که شامل تشکیل یک کنسرسیوم منطقهای برای غنیسازی اورانیوم با مشارکت چند کشور خاورمیانهای است. هدف این پیشنهاد نظارت بر برنامه غنیسازی اورانیوم ایران و فراهم کردن راهحلی برای مذاکرات هستهای متوقفشده میان آمریکا و ایران است. در حالی که میانجیگران عمانی از پیشرفتهایی نسبی اما ناکافی در این دور مذاکرات سخن گفتهاند و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، آن را یکی از «حرفهایترین دورها» توصیف کرده، هنوز اختلافات عمیقی میان دو طرف، به ویژه درباره مسئله غنیسازی اورانیوم، وجود دارد که مانع پیشرفت مذاکرات شده است.
ایده تشکیل این کنسرسیوم، در صورتی که جدی گرفته شود، ممکن است در دورهای بعدی مذاکرات دوباره مطرح شود. ایالات متحده خط قرمزی دارد که حاضر به پذیرش حتی یک درصد از ظرفیت غنیسازی ایران نیست. از سوی دیگر، مقامات ایرانی تأکید دارند که برنامه غنیسازی «غیرقابل مذاکره» است و این روند «با یا بدون توافق» ادامه خواهد داشت. اختلاف در این موضوع اساسی است و به نظر میرسد مذاکرات به سمت بنبست پیش میرود.
اگر آمریکا به این کنسرسیوم رضایت دهد، این طرح میتواند برای ایران فرصتی دیپلماتیک و حفظ آبرو ایجاد کند و از سوی دیگر، حمایت کشورهای کلیدی شورای همکاری خلیج فارس مانند عربستان و امارات را جلب کند. با این حال، دولت ترامپ درباره این طرح اظهار نظر رسمی نکرده و هنوز مشخص نیست که این طرح بتواند در واشنگتن طرفدار پیدا کند. سخنگوی وزارت خارجه ایران این پیشنهاد را طرحی اعلام نکرده که منشأ آن تهران باشد، بلکه گفته است که این ایده قبلاً از سوی کشورهای دیگر مطرح شده و اگر دوباره مطرح شود، ایران آن را بررسی خواهد کرد، اما هرگز جایگزین برنامه غنیسازی داخلی نخواهد شد.
در گذشته نیز، ایران در سال ۲۰۰۸ طرح مشابهی ارائه داد که به دلیل غنیسازی روی خاک ایران از سوی غرب رد شد. ایران اخیراً غنیسازی اورانیوم را تا ۶۰ درصد انجام داده که بسیار بالاتر از سقف ۳.۶۷ درصد برجام است، ولی هنوز به سطح جنگافزاری (۹۰ درصد) نرسیده است. آمریکا این موضوع را دلیلی بر اهداف نظامی ایران میداند، اما تهران میگوید برنامه صلحآمیز است. ایران تا به امروز از رها کردن غنیسازی داخلی حتی به صورت موقت خودداری کرده است. این موضع در مذاکرات برجام نیز حفظ شده و همچنان پابرجاست.
تحلیلگران مستقل معتقدند ایران ممکن است به این ایده کنسرسیوم علاقهمند باشد زیرا میتواند تضمینهای لازم را برای آمریکا درباره صلحآمیز بودن انرژی هستهای و همچنین برای ایران درباره تأمین مطمئن سوخت هستهای فراهم کند و از تجربیات گذشته که منجر به بیاعتمادی شده، جلوگیری نماید. این ایده جدید نیست و پیش از این توسط رئیسجمهور سابق حسن روحانی در گفتگو با قدرتهای اروپایی مطرح شده بود. شرکت ایران در مذاکرات برجام ۲۰۱۵ نیز بر اساس حق غنیسازی ایران بود.
یکی از دلایل اصلی پیشنهاد کنسرسیوم، نیاز منطقه به انرژی هستهای برای ساخت نیروگاههای جدید و تأمین سوخت هستهای است. در این چارچوب، ارائه فناوری و سوخت هستهای از سوی تهران به کشورهای منطقه باعث میشود آنها ذینفعان پروژه باشند و این به عنوان عامل اعتمادسازی مطرح میشود. برای مثال، امارات اولین نیروگاه هستهای عملیاتی در جهان عرب را در باراکا دارد اما غنیسازی اورانیوم انجام نمیدهد. مقالهای در سال ۲۰۲۳ پیشنهاد کرده است که عربستان و امارات میتوانند نقش سرمایهگذار و شریک در این کنسرسیوم را ایفا کنند. به منظور رفع نگرانیهای آمریکا، سطح غنیسازی میتواند به سقف ۳.۶۷ درصد کاهش یابد و محدودیتهایی بر میزان و سطح غنیسازی برای مدت زمان مشخص اعمال شود. همچنین، نظارت دائمی از سوی کشورهای شریک و سازمانهایی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی میتواند شفافیت را تضمین کند.
با این حال، پذیرش این نقش از سوی کشورهای خلیج فارس هنوز روشن نیست. برخی تحلیلگران میگویند امکان دارد عربستان و امارات به عنوان ناظران در تأسیسات هستهای ایران حضور داشته باشند، زیرا این کشورها علاقهمند به جمعآوری اطلاعات درباره ایران و توانمندیهای فناوری آن هستند. از سوی دیگر، ایران امیدوار است که با دخالت بازیگران منطقهای، توافق با آمریکا مستحکمتر و قابل اطمینانتر شود؛ اما احتمال وابستگی این کشورها به ایران برای واردات مواد هستهای بسیار پایین است، زیرا هیچیک از این کشورها به اندازه کافی به جمهوری اسلامی اعتماد ندارند. اگر بخواهند برنامه هستهای مستقل خود را پیش ببرند، ترجیح میدهند ظرفیتهای غنیسازی داخلی توسعه دهند یا مواد را از آمریکا یا سایر کشورها وارد کنند.
اجرایی شدن این طرح به موانع زیادی برخورد میکند؛ از جمله اصرار ایران بر حفظ غنیسازی داخلی، ساختار سیاسی و امنیتی سختگیرانه و بیاعتمادی عمیق میان بازیگران منطقهای. حتی محل استقرار کنسرسیوم نیز محل اختلاف است، زیرا ایران حاضر نیست آن را خارج از خاک خود بپذیرد و دستگاه امنیتی قدرتمند ایران با هر گزینه جایگزین مخالفت خواهد کرد. با نزدیک شدن به زمان تهدید به فعالسازی مجدد تحریمهای برجام از سوی قدرتهای اروپایی، پنجره دیپلماتیک رو به بسته شدن است.
در نهایت، بدبینی نسبت به موفقیت مذاکرات افزایش یافته اما مسئله اصلی همچنان زمان است؛ اگر به زودی توافق حاصل نشود، فرصتها برای حل بحران به طور کامل از دست خواهد رفت./منبع



