آیا ترامپ با حمله هوایی مسئله ایران را حل کرده است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا ترامپ با حمله هوایی مسئله ایران را حل کرده است؟» نوشته نشریه اکونومیست (Economist)، به بررسی تصمیم دونالد ترامپ برای حمله به تأسیسات هستهای ایران و پیامدهای دیپلماتیک، نظامی و نمادین آن میپردازد. این تحلیل نشان میدهد که چگونه اقدام نظامی آمریکا، در قالب یک راهحل نمایشی اما مؤثر، میتواند به بازتعریف نقش رهبری این کشور در جهان بینجامد. در ادامه، گزیده این مطلب آمده است.
در دهه ۱۹۷۰، همزمان با پیشرفت دونالد ترامپ در نیویورک، آمریکا دورهای از بحرانهای حیثیتی را از سر میگذراند؛ از واترگیت گرفته تا شکست در ویتنام و بحران گروگانگیری در تهران. ترامپ در همان سالها، در مصاحبهای با روزنامهنگاری آمریکایی، از نیاز کشور به رهبری قاطع سخن گفت و پیشنهاد داد که آمریکا باید ایران را بهخاطر نگهداشتن گروگانها اشغال میکرد؛ اقدامی که بهزعم او هم پیروزی آسانی به همراه داشت و هم احترام بینالمللی و ثروت نفتی. این نگاه به سیاست خارجی، یعنی اتکا به قدرت نظامی برای بازگرداندن احترام، به یکی از بنیانهای ذهنیت ترامپ تبدیل شد.
سه دهه بعد، در مقام رئیسجمهور آمریکا، ترامپ همین رویکرد را در قبال ایران پی گرفت. او از توافق هستهای اوباما خارج شد، توافقی که تحریمها را در ازای محدودیت بر برنامه هستهای ایران کاهش داده بود. با خروج آمریکا از این توافق، ایران نیز بهتدریج محدودیتها را کنار گذاشت و مسیر خود را بهسوی توانمندی هستهای شتاب داد. همزمان، آمریکا در برابر اقدامات ایران، از جمله سرنگونی پهپاد آمریکایی، واکنشهای محدودی نشان داد. ترامپ حتی یک حمله هوایی تلافیجویانه را در آخرین لحظات متوقف کرد و نگرانی از تلفات انسانی را عامل اصلی این تصمیم دانست. با این حال، در واکنشی دیگر، دستور ترور قاسم سلیمانی را صادر کرد؛ فرمانده ارشد نیروی قدس سپاه که نقش کلیدی در سیاستهای منطقهای ایران داشت.
در دوره دوم ریاستجمهوری، ترامپ بار دیگر رویکرد مذاکره با دشمنان را در پیش گرفت. او بهدنبال توافق جدیدی با ایران بود و برای آن ضربالاجل ۶۰ روزه تعیین کرد. اما با بیاعتنایی تهران به این ضربالاجل، اسرائیل وارد عمل شد. ابتدا نیروهای نیابتی ایران در لبنان و سوریه را هدف قرار داد و سپس مستقیماً حریم هوایی ایران را نقض کرد. در این فضا، ترامپ فرصت را برای بازگرداندن ابتکار عمل آمریکا مناسب دید و فرمان حمله به تأسیسات هستهای ایران را صادر کرد.
این حمله با مهارت و دقت بالا انجام شد و بلافاصله پس از آن، ایران و اسرائیل آتشبس را پذیرفتند؛ توافقی که با فشار مستقیم واشنگتن تثبیت شد. بلافاصله پس از آن، ترامپ در اجلاس ناتو از سوی دبیرکل سازمان بهخاطر «اقدام قاطع» که امنیت همه را افزایش داده ستایش شد. او نیز در شبکههای اجتماعی از چشمانداز «عشق، صلح و شکوفایی» برای ایران و اسرائیل سخن گفت. با وجود این، تجربه تاریخی در غرب آسیا نشان داده که امیدها برای صلح پایدار همواره در معرض تهدید واقعیتهای پیچیده هستند.
اگرچه اقدام نظامی ممکن است تنها چند ماه زمان خریده باشد و نسبت به توافق قبلی اوباما مزیت زمانی خاصی نداشته باشد، اما شاید همین زمان محدود نیز بتواند روند تصمیمسازی در ایران را تغییر دهد. در بهترین حالت، فشار مداوم ممکن است ایران را از ساخت بمب منصرف کند. یا شاید هم، مطابق با روال آشنای ترامپ، موضوع بهسرعت تغییر یابد و افکار عمومی به مسیری تازه کشیده شود./ منبع



