آسیاامنیت و دفاعخاورمیانه

چگونه جنگ غزه به ویتنام اسرائیل تبدیل شد؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «چگونه جنگ غزه به ویتنام اسرائیل تبدیل شد؟» نوشته مهمت راکیپوغلو (Mehmet  Rakipoglu)، و منتشرشده در پایگاه خبری میدل ایست آی (Middle East Eye)، به تحلیل بن ‌بست راهبردی و پیامدهای سیاسی، نظامی و اجتماعی جنگ طولانی‌ مدت اسرائیل در نوار غزه می‌پردازد. نویسنده با مقایسه این جنگ با تجربه آمریکا در ویتنام، ناکارآمدی برتری نظامی در برابر مقاومت ایدئولوژیک را برجسته کرده است. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.


جنگ نوار غزه که اکنون بیش از ۱۹ ماه از آغاز آن می‌گذرد، به‌رغم حمایت همه‌ جانبه غرب و محاصره کامل منطقه از زمین، هوا و دریا، نتوانسته به هدف استراتژیک اسرائیل یعنی از میان برداشتن مقاومت فلسطینی، به‌ویژه جنبش حماس، دست یابد. با وجود تخریب وسیع زیرساخت‌ها و نابودی بخش‌های عمده‌ای از غزه، گروه‌های مقاومت همچنان فعال هستند و حملاتی همچون کمین اخیر در نزدیکی بیت‌ حنون را اجرا می‌کنند. در این عملیات، نیروهای حماس از تونلی خارج شده و با استفاده از موشک‌های ضد زره به خودروهای نظامی اسرائیل حمله کردند، چند سرباز را زخمی نمودند و سپس با انفجار بمب هنگام ورود نیروهای امدادی، یک افسر ارتش را کشتند. این عملیات نشان داد که حماس همچنان توانایی جمع‌آوری اطلاعات و اجرای عملیات‌های دقیق را دارد و می‌تواند خطوط دفاعی اسرائیل را دور بزند، حتی در مناطقی که ارتش ادعا کرده کنترل کامل دارد.

تشبیه جنگ غزه به ویتنام از این منظر برجسته می‌شود که همچون تجربه آمریکا، اتکا به قدرت نظامی برتر و حمایت خارجی، برای شکست یک نیروی مقاومت ریشه‌دار و متعهد کافی نیست. جنگ غزه اکنون به یک کارزار غیرقابل پیروزی برای اسرائیل تبدیل شده که با گسترش نظامی‌گری، اشتباهات استراتژیک و هزینه‌های فزاینده سیاسی همراه است.

ناکامی اسرائیل تنها به عرصه نظامی محدود نمی‌شود و بحران به درون نظام سیاسی و امنیتی این کشور نیز گسترش یافته است. دولت بنیامین نتانیاهو با موجی از استعفاهای مقامات ارشد و تنش‌های داخلی مواجه است. در تلاش برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی‌ها، نتانیاهو به دنبال مقصرانی در داخل دولت، از جمله وزیر دفاع سابق بوده که این امر موجب تشدید بحران سیاسی شده است.

ضربه بزرگ‌تر به ساختار امنیتی اسرائیل از رویداد ۷ اکتبر ناشی شد؛ زمانی که حمله بی‌سابقه حماس ضعف کامل سیستم‌های اطلاعاتی اسرائیل را آشکار کرد. ناتوانی موساد و شین ‌بت در پیش‌بینی و جلوگیری از این حمله، به‌رغم نظارت‌های گسترده در داخل غزه، بحث‌های جدی درباره کارآمدی دکترین امنیت ملی اسرائیل را برانگیخته است. این حمله تنها یک شکست نظامی نبود، بلکه نشانه‌ای از فروپاشی انسجام داخلی اسرائیل به ‌شمار می‌آید، تا جایی که نخست‌وزیر پیشین این کشور هشدار داده اسرائیل به یک جنگ داخلی نزدیک‌تر از هر زمان دیگری است.

اختلافات به درون ارتش نیز رسوخ کرده است. گروه‌های گسترده‌ای از نیروهای ذخیره از خدمت سر باز زده‌اند و بسیاری از کهنه‌سربازان نسبت به اهداف و مشروعیت اخلاقی جنگ ابراز نارضایتی کرده‌اند. از سوی دیگر، هزینه‌های مالی جنگ روزانه صدها میلیون دلار تخمین زده می‌شود که فشار سنگینی بر اقتصاد اسرائیل وارد کرده است. این فشارها در قالب کاهش سرمایه‌گذاری خارجی، سقوط صنعت گردشگری و بی‌ثباتی اقتصادی قابل مشاهده است. اگرچه بخشی از این هزینه‌ها از طریق حمایت‌های مالی آمریکا و بریتانیا جبران می‌شود، اما این حمایت‌ها نیز با افزایش فشار افکار عمومی در غرب، تحت بازنگری قرار گرفته‌اند.

رابطه اسرائیل با متحدان سنتی خود نیز دچار شکاف‌هایی شده است. برای مثال، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا با کاهش امتیازات اقتصادی به اسرائیل مخالفت کرده و از نحوه مدیریت جنگ انتقاد کرده است. اسرائیل که پیش‌تر از جایگاه استثنایی و مصونیت بین‌المللی برخوردار بود، اکنون با فروریختن این حفاظ سیاسی مواجه است. افکار عمومی در غرب، به ‌ویژه پس از ۷ اکتبر، تغییر محسوسی داشته و میلیون‌ها نفر خواهان آتش‌بس شده‌اند. این تغییر فضای اجتماعی، حمایت بی‌قید و شرط دولت‌های غربی از اسرائیل را دشوارتر کرده و وابستگی تل‌آویو به سیاست‌های واشنگتن را به عاملی منفی تبدیل کرده است.

در عرصه حقوق بین‌الملل، اسرائیل با پیگیری پرونده نسل‌کشی در دیوان بین‌المللی دادگستری روبه‌روست. هرچند این فرآیند زمانبر است و همه کشورها احکام این دادگاه را به رسمیت نمی‌شناسند، اما همین رسیدگی خود پیامدهای سیاسی قابل توجهی دارد. در صورت صدور رأی محکومیت، جایگاه بین‌المللی اسرائیل به ‌شدت آسیب خواهد دید و حتی رهبران ارشد این کشور نیز در معرض پیگرد قرار خواهند گرفت.

موج اعتراضات داخلی نیز ابعاد تازه‌ای یافته است. نزدیک به هزار تن از اعضای نیروی هوایی اسرائیل نامه‌ای در مخالفت با جنگ امضا کرده‌اند که ممکن است به اخراج آنان بینجامد. این سطح از نافرمانی در نهادهای نظامی نخبه بیانگر بحران عمیق در جامعه اسرائیلی است. در خارج از اسرائیل نیز، اعتراضات گسترده در دانشگاه‌های غربی به نفع فلسطین، با سرکوب نهادی مواجه شده‌اند که خود نشان‌دهنده گسترش سیاست‌های محدودکننده در برابر حامیان فلسطین در فضای مدنی غرب است.

مجموع این عوامل نشان می‌دهد که ادامه جنگ برای اسرائیل روزبه‌روز دشوارتر و پرهزینه‌تر می‌شود. همانند تجربه امریکا در ویتنام، اسرائیل نیز درگیر جنگی فرسایشی با نیرویی مقاوم و نامتقارن شده که نه‌ تنها پیروزی قاطع در آن ممکن نیست، بلکه تبعات آن برای مشروعیت، انسجام داخلی و جایگاه بین‌المللی اسرائیل به‌طور فزاینده‌ای خطرناک است. غزه اکنون به نماد بن‌بست راهبردی اسرائیل تبدیل شده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا