حملات به ایران؛ نمایش قدرت و محدودیتهای نیروی هوایی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حملات به ایران؛ نمایش قدرت و محدودیتهای نیروی هوایی» به قلم رابرت فارلی (Robert Farley) در نشریه فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت با مقایسه کارزار هوایی اسرائیل و آمریکا علیه ایران با مناقشه روسیه و اوکراین، به بررسی موفقیتها و محدودیتهای نیروی هوایی در دستیابی به اهداف راهبردی میپردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
حملات هوایی اسرائیل و ایالات متحده به ایران، که در ماه ژوئن سال ۲۰۲۵ آغاز شد، برخلاف کارزار هوایی روسیه و اوکراین که به دلیل پدافند هوایی قوی، موفقیت محدودی داشته است، توانایی نیروی هوایی در واردکردن خسارات سنگین به اهداف نظامی، زیرساختی، هستهای و رهبری جمهوری اسلامی را نشان داد. رابرت فارلی با استفاده از مدل «پنج حلقه» جان واردن، که اهداف را به نیروهای نظامی، جمعیت، زیرساخت، ملزومات حیاتی و رهبری تقسیم میکند، این تفاوتها را بررسی میکند. این مدل پیشنهاد میدهد که حمله به حلقههای داخلی، مانند رهبری، تأثیر بیشتری دارد، اما دشوارتر است.
در جنگ اوکراین، پدافند هوایی قوی دو طرف، هواپیماهای سرنشیندار را از خطوط مقدم دور نگه داشته و حملات عمیق را خطرناک کرده است. روسیه از حملات دوربرد با موشکهای کروز و پهپادهای ساخت ایران یا تحت لیسانس آن علیه جمعیت و زیرساختهای اوکراین استفاده نموده، اما این حملات روحیه اوکراینیها را تضعیف نکرده است. اوکراین نیز با پهپادها به نیروهای روس خسارت وارد نموده، اما هیچیک به حلقههای داخلی مانند رهبری یا ملزومات حیاتی نفوذ نکردهاند و تأثیر راهبردی محدودی داشتهاند.
در مقابل، کارزار اسرائیل و آمریکا علیه ایران موفقیت چشمگیری داشته است. ترکیبی از هواپیماهای سرنشیندار و پهپادها به نیروهای نظامی، زیرساختها، برنامه هستهای و حتی رهبران ایران ضربه زدهاند. حملات آمریکا به برنامه هستهای ایران نیز خسارت وارد کرده، هرچند میزان دقیق آن نامشخص است. اسرائیل و آمریکا از دسترسی بیسابقه به اهداف حساس ایران بهره میبرند و هواپیماهایشان تقریباً آزادانه در حریم هوایی این کشور عمل میکنند. اسرائیل معتقد است که حملات به اهداف حکومت جمهوری اسلامی میتواند به تغییر نظام منجر شود، دیدگاهی که دونالد ترامپ نیز تأیید کرده است.
با این حال، این فرضیه اثبات نشده است. حملات به رهبری و زیرساختهای سرکوب در نظامهای سرکوبگر مانند آلمان نازی، صربستان یا عراق به فروپاشی منجر نشده است. بمبارانها معمولاً خشم مردم را علیه دشمن خارجی برمیانگیزد، نه دولت خودشان. موفقیت اسرائیل و آمریکا به عوامل فناورانه و سازمانی بستگی دارد. پدافند هوایی ایران در مقایسه با روسیه و اوکراین ضعیفتر است و هواپیماهای پیشرفته، مانند جنگندههای پنهانکار و تسلیحات سایبری و الکترونیکی، دفاع ایران را مختل کردهاند. خلبانان اسرائیلی و آمریکایی نیز برخلاف همتایان روس و اوکراینی، برای غلبه بر شبکههای پدافند هوایی آموزش دیدهاند. با وجود موفقیتهای فنی، نیروی هوایی محدودیتهایی دارد. هیچ کارزار هوایی نمیتواند دشمن را وادار به تسلیم کند؛ این هدف خود تصمیم میگیرد که چه زمانی تسلیم شود. ایران میتواند با ادامه مقاومت، این درگیری را طولانی کند و اسرائیل و آمریکا نمیتوانند تهران را مجبور به تسلیمشدن کنند. روسیه نیز با نیروی هوایی به اوکراینیها آسیب میرساند، اما برای تصرف قلمرو به پیادهنظام نیاز دارد. کارزاری که بتواند ساختارهای حکومتی را متلاشی کند، منطق این معادله را تغییر میدهد، اما این موارد همچنان گمانهزنی است./ منبع



