معضل انرژی ایران: محدودیتها، پیامدها و گزینههای سیاستی
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «معضل انرژی ایران: محدودیتها، پیامدها و گزینههای سیاستی» که بهقلم اومود شکری (Umud Shokri)، در اندیشکده کارنگی (Carnegie)، منتشر شده است، به بررسی دلایل بحران سوخت ایران، با وجود ذخایر عظیم نفت و گاز میپردازد و تأثیرات اقتصادی، ژئوپلیتیکی و اجتماعی آن را تحلیل میکند. همچنین، گزینههای سیاستی برای رفع این بحران و سناریوهای احتمالی آینده را ارائه میدهد. در ادامه گزیده این مقاله را میخوانید.
ایران با داشتن دومین ذخایر گاز طبیعی و چهارمین ذخایر نفت جهان، به دلیل ترکیبی از سیاستهای ناکارآمد داخلی، سوءمدیریت و تحریمهای بینالمللی، با بحران شدید سوخت مواجه است که زندگی روزمره، صنایع و اقتصاد را مختل کرده است.
علل بحران سوخت
سوبسیدهای سنگین سوخت: قیمتهای پایین سوخت (حدود ۰.۰۴ دلار در لیتر) مصرف بیش از حد و قاچاق روزانه ۱۰ تا ۲۰ میلیون لیتر بنزین (بیست درصد تولید روزانه) را به کشورهای همسایه با قیمتهای بالاتر (۰.۷۰ دلار در لیتر) تشویق میکند، که سالانه میلیاردها دلار ضرر اقتصادی بههمراه دارد.
زیرساخت فرسوده: حدود چهل درصد گاز و برق خانگی به دلیل شبکههای قدیمی و نگهداری ناکافی در تولید و انتقال هدر میرود. کمبود سرمایهگذاری، ظرفیت پاسخگویی به تقاضای فزاینده را محدود کرده است.
هزینههای ژئوپلیتیکی: تخصیص منابع نفتی به حمایت از متحدان منطقهای مانند سوریه بهجای نوسازی زیرساختهای داخلی، فرصتهای توسعه را از بین برده است.
تحریمهای بینالمللی: تحریمها دسترسی به فناوری، تجهیزات مدرن و سرمایه خارجی را محدود کرده و مانع توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و افزایش ظرفیت پالایش شده است. در سال ۲۰۲۳، ایران ۳۰ میلیارد دلار برای یارانههای برق و ۵۲ میلیارد دلار برای یارانههای فرآوردههای نفتی هزینه کرد که با کاهش درآمدهای نفتی، ناپایدار است.
حملات خارجی: حمله مخفیانه اسرائیل به خطوط لوله گاز در فوریه ۲۰۲۴، که منجر به کمبود روزانه ۳۵۰ میلیون متر مکعب گاز شد، آسیبپذیریهای ساختاری را برجسته کرد.
پیامدها
اقتصادی و صنعتی: خاموشیهای روزانه تا دو ساعت، کاهش ظرفیت صنایع فولاد، تولید و پتروشیمی به کمتر از نصف و هزینه سالانه ۱.۳ میلیارد دلار برای واردات سوخت، اقتصاد را تضعیف کرده است. یکسوم جمعیت زیر خط فقر قرار دارند.
سلامت عمومی و محیط زیست: استفاده از مازوت (نفت کوره که خود آلاینده است) در نیروگاهها، آلودگی هوا را تا بیست برابر حد مجاز سازمان بهداشت جهانی افزایش داده و هزینههای سالانه آلودگی (دوازده تا بیست میلیارد دلار) از یارانههای سوخت پیشی گرفته است.
ناآرامی اجتماعی: کاهش سهمیه بنزین در دسامبر ۲۰۲۴، یادآور اعتراضات مرگبار ۲۰۱۹، اعتماد عمومی به حکومت را کاهش داده و سرکوب به جای اصلاحات ساختاری، نارضایتی را تشدید کرده است.
ژئوپلیتیکی: کاهش صادرات گاز به ترکیه و عراق، نفوذ منطقهای ایران را تضعیف کرده و سقوط دولت بشار اسد در سوریه، موقعیت راهبردی ایران را متزلزل کرده است.
گزینههای سیاستی
کوتاهمدت: ممنوعیت استفاده از مازوت، جیرهبندی برق و تلاش برای کاهش قاچاق سوخت، راهحلهای موقتیاند که به دلیل فساد و نبود اصلاحات ساختاری، ناکارآمدند.
بلندمدت: حذف نفوذ سپاه پاسداران بر زیرساختهای انرژی، غیرسیاسیکردن قیمتهای سوخت و جذب سرمایه بینالمللی برای نوسازی پالایشگاهها و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر (با ظرفیت دوازده هزار مگاوات انرژی خورشیدی) ضروری است. ایران کمتر از یک درصد بودجه خود را به انرژیهای تجدیدپذیر اختصاص میدهد.
مدیریت تقاضا: فناوریهای شبکه هوشمند، مانند کنتورهای هوشمند و سیستمهای پاسخ به تقاضا، میتوانند مصرف را بهینه کرده و وابستگی به سوختهای اضطراری را کاهش دهند.
سناریوهای آینده
خوشبینانه: رفع تحریمها و جذب سرمایه خارجی، همراه با اصلاحات قیمتگذاری و زیرساختی، میتواند تولید انرژی را تثبیت کرده و ایران را به بازیگری رقابتی در بازارهای انرژی تبدیل کند.
بدبینانه: تداوم تحریمها و سوءمدیریت، به خاموشیهای طولانیتر، تورم فزاینده و ناآرامیهای اجتماعی منجر میشود و مشروعیت دولت را بیشتر تضعیف میکند.
محتمل: پیشرفتهای محدود با همکاری چین و روسیه و اصلاحات کوچک، بدترین پیامدها را کاهش میدهد، اما بدون تغییرات اساسی، ثبات بلندمدت بعید است.
نتیجهگیری
بحران سوخت ایران نتیجه یارانههای ناکارآمد، زیرساختهای فرسوده، هزینههای ژئوپلیتیکی و تحریمهاست. راهحلهای کوتاهمدت ناکافیاند و اصلاحات ساختاری، از جمله حذف نفوذ سپاه، اصلاح یارانهها و سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، ضروری است. بدون دیپلماسی برای رفع تحریمها و تغییرات داخلی، بحران عمیقتر شده و ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران را تهدید میکند./ منبع



