پروژه حذف اسرائیل
سیاستهای اسرائیل، حضور و زندگی سیاسی فلسطینیان را بهتدریج محدود و حذف کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پروژه حذف اسرائیل» نوشته یولی نواک (Yuli Novak)، در نیویورک تایمز (New York Times)، روند چنددههای سلب مالکیت، جابهجایی اجباری و محدودسازی فلسطینیان در کرانه باختری را در چارچوب ساختار سیاسی و حقوقی اسرائیل بررسی میکند و بر تداوم الگویی تأکید دارد که برتری حقوقی و سیاسی یهودیان را بر فلسطینیان تثبیت کرده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
تحولات کرانه باختری در سالهای اخیر از نگاه حقوق بشری، از مجموعهای از اقدامات پراکنده فراتر رفته و به الگویی مستمر از محدودسازی، جابهجایی و اعمال خشونت علیه فلسطینیان تبدیل شده است. تخریب خانهها، آتشزدن اموال، اخراج جوامع، کشتهشدن کودکان، مسدودشدن راهها و گسترش خشونت شهرکنشینان از جمله اقداماتی هستند که در کنار گسترش شهرکسازی و محدودیتهای نظامی، شرایط زندگی فلسطینیان را بهشدت متزلزل کردهاند. استفاده از بمباران هوایی، تخریب گسترده مناطق مسکونی و جابهجایی جمعیت نیز به ویژگیهایی تبدیل شده که پیشتر در کرانه باختری کمتر مشاهده میشد.
یکی از محورهای اصلی این تحلیل، نقش زبان سیاسی در توضیح و مشروعیتبخشی به این وضعیت است. در روایت رسمی اسرائیل، مفاهیمی مانند «امنیت»، «شهرکسازی» و «دفاع از خود» میتوانند اقداماتی را که از منظر فلسطینیان به معنای سلطه، سلب مالکیت و خشونت است، ضروری یا طبیعی جلوه دهند. در مقابل، تجربه روزمره فلسطینیان بر ناامنی، بیپناهی، ترس، عدم اطمینان و محدودیت مستمر تأکید دارد. تفاوت میان این دو روایت نشان میدهد که زبان سیاسی صرفاً واقعیت را توصیف نمیکند، بلکه بر آنچه جامعه میتواند توجیه یا نادیده بگیرد نیز اثر میگذارد.
این وضعیت در بستر تاریخی طولانیتری شکل گرفته است. آوارگی گسترده فلسطینیان در جریان نکبت ۱۹۴۸، تداوم اشغال، توسعه شهرکها و ساختارهای تبعیضآمیز، در این چارچوب بهعنوان مراحل مختلف روندی توصیف میشوند که حضور سیاسی و اجتماعی فلسطینیان را شکنندهتر کرده است. هدف مشترک این سیاستها، از این منظر، تثبیت حاکمیت انحصاری یهودیان بر سرزمین و محدودکردن ظرفیت فلسطینیان برای حفظ حضور و حیات سیاسی مستقل بوده است.
در عین حال، این دیدگاه میان تاریخ یهودیان و سیاستهای معاصر اسرائیل تمایز قائل میشود. پیوندهای تاریخی، مذهبی و فرهنگی یهودیان با این سرزمین و تجربه طولانی آزار و سرکوب یهودیان در نقاط مختلف جهان، واقعیتهایی انکارناپذیر تلقی میشوند؛ اما این پیشینه تاریخی، از منظر مطرحشده، نمیتواند پیامدهای سلب مالکیت فلسطینیان را منتفی کند.
حادثه ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و حملات حماس نیز به افزایش ترس در جامعه اسرائیل منجر شده و به عامل مهمی در شکلدهی به گفتمان امنیتی تبدیل شده است. با این حال، تعمیم تهدید ناشی از اقدامات گروههای مسلح به کل جمعیت فلسطینی، میتواند زمینه توجیه کنترل و سرکوب گستردهتر را فراهم کند.
در مجموع، مسئله کرانه باختری صرفاً به چند رویداد امنیتی یا اختلاف بر سر زمین محدود نمیشود، بلکه به تعارضی ساختاری بر سر حقوق، حاکمیت، برابری سیاسی و امکان تداوم حضور فلسطینیان مربوط است. استمرار این روند میتواند شکاف میان دو جامعه را عمیقتر و چشمانداز دستیابی به ترتیبات سیاسی پایدار را دشوارتر کند./ منبع