واقعیت جدید اسرائیل: اثبات ارزش خود در خاورمیانه مرکانتیلیستی ترامپ
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «واقعیت جدید اسرائیل: اثبات ارزش خود در خاورمیانه مرکانتیلیستی ترامپ» که بهقلم لارنس هاس (Lawrence Haas) در مجله تحلیلی (19fortyfive) منتشر شده است، به بررسی تغییر رویکرد سیاست خارجی آمریکا در دوران ترامپ نسبت به خاورمیانه میپردازد؛ جایی که ارزشهای دموکراتیک جای خود را به منافع اقتصادی و امنیتی دادهاند. نویسنده معتقد است که در این چارچوب، اسرائیل باید راهبرد جدیدی برای حفظ جایگاه خود در نظم منطقهای آمریکا اتخاذ کند. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
امروز شاهد تغییرات جدی و چشمگیر در سیاست آمریکا نسبت به خاورمیانه تحت ریاستجمهوری دونالد ترامپ هستیم و این امر پیامدهایی برای اسرائیل در بر دارد. اسرائیل با یک واقعیت جدید روبهرو است: دیگر نمیتواند بر نزدیکی ارزشی با آمریکا و روابط ویژهی سابق تکیه کند و باید در قالبی جدید، جایگاه خود را در سیاست سوداگرایانه (Mercantilist) ترامپ تثبیت کند.
برخی از اقدامات اخیر ترامپ، نارضایتی تلویحی اسرائیل را در پی داشته است. رئیسجمهور آمریکا بدون توقف در اسرائیل به منطقه سفر کرد، بهطور یکجانبه برای آزادی گروگان آمریکایی در غزه توافق کرد، با حوثیها بر سر توقف حملات به کشتیهای آمریکایی بهتوافق رسید، تحریمها علیه سوریه را برداشت، با رئیسجمهور سوریه که سابقه عضویت در القاعده دارد دیدار کرد، توافق تسلیحاتی بزرگی با عربستان امضا نمود بدون آنکه از محمد بنسلمان بخواهد روابطش را با اسرائیل عادیسازی کند، گفتوگوهای هستهای با ایران را از سر گرفت و در عین حال از یک هواپیمای اختصاصی جدید که از سوی کشوری حامی حماس اهدا شده بود، تمجید کرد.
در نتیجه، اسرائیل در مقابله با حوثیها تنها مانده است، عربستان به خواستههایش بدون امتیازدهی به اسرائیل رسیده است، ایران فرصت یافته است تا مذاکرات هستهای را بهداراز کشانده و از تحریمهای رو به انقضا فرار کند و حماس توانسته است شکاف بین واشنگتن و اورشلیم را عمیقتر کند.
اما چالش اصلی اسرائیل نه در دفع این بیمهریها، بلکه در تطبیق دادن خود با سیاست جدید آمریکاست. ترامپ، برخلاف رؤسای جمهور پیشین، به ارزشهایی چون دموکراسی و حقوق بشر در منطقه اهمیتی نمیدهد و صرفاً به معاملات اقتصادی، نظامی و منفعتمحور علاقهمند است. سخنان او در ریاض علیه ملتسازی و نهادهای لیبرال، و تمجید از ساختوسازهای امارات و عربستان، حاکی از همین تغییر بنیادین در رویکرد آمریکاست.
در این شرایط، رابطهی ویژه اسرائیل و آمریکا نیز دیگر استثنایی نخواهد بود، بلکه مانند هر کشور دیگری در منطقه بر اساس سؤال سادهای تعریف خواهد شد: «آمریکا از اسرائیل چه سودی میبرد؟» و در مقابل، اسرائیل نیز باید بپرسد: «چه چیزی میتواند به آمریکا عرضه کند؟».
با اینکه اسرائیل برخلاف کشورهای عربی حوزه خلیج فارس توان سرمایهگذاری صدها میلیارد دلاری در اقتصاد آمریکا را ندارد، اما برگهای برندهای در حوزه فناوری، امنیت و همکاریهای نظامی دارد که میتواند از آنها برای تثبیت جایگاه خود استفاده کند.
اسرائیل سالهاست با آمریکا در حوزه فناوری نظامی همکاری دارد، تبادل اطلاعات امنیتی انجام میدهد و از سال ۱۹۸۵ تحت یک توافق تجارت آزاد، با آمریکا تجارت میکند. بهعنوان نمونه، فناوریهای مقابله با تونلهای حماس و حزبالله که توسط اسرائیل توسعه یافتهاند، بعدها توسط ارتش آمریکا برای مقابله با داعش و همچنین در مرز مکزیک برای کشف تونلهای قاچاق مواد مخدر استفاده شدهاند.
از سوی دیگر، نقش اسرائیل در جلوگیری از اشاعه تسلیحات هستهای نیز قابل توجه است؛ از جمله حملات نظامی آن به تأسیسات هستهای عراق و سوریه و اقدامات پنهانش علیه برنامه هستهای ایران.
اگرچه دیگر ارزشهای مشترک با آمریکا تضمینی برای حمایت از سوی واشنگتن نیست، اما اسرائیل میتواند با تمرکز بر همکاریهای فناورانه و امنیتی، همچنان خود را بهعنوان یک شریک سودمند در چشم دولت ترامپ جلوه دهد. به این ترتیب، باید نوعی «معاملهگرایی فناورانه» را جایگزین «ارزشمحوری سیاسی» در روابط با آمریکا کند.
در پایان، باید دانست که جهان ترامپ، جهانی است که در آن نه وفاداری گذشته و نه ارزشهای مشترک، بهتنهایی نمیتوانند تعیینکننده باشند. بلکه هر کشوری باید بهطور مداوم ارزش خود را از نظر منافع ملموس اقتصادی یا امنیتی برای آمریکا اثبات کند. برای اسرائیل، این یعنی تداوم و حتی گسترش همکاریهای فناورانه، امنیتی و اطلاعاتی با آمریکا بهعنوان ابزار اصلی حفظ رابطهی راهبردی در نظم جدید. /منبع


