فرصت طلایی غرب آسیا برای شکوفایی
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «فرصت طلایی غرب آسیا برای شکوفایی» به قلم مراد صادقزاده در راشاتودی (Russia Today)منتشر شده است. این مقاله به بررسی فرصتهای منطقه غرب آسیا برای بهرهگیری از همکاری با سازمان همکاری شانگهای در راستای ایجاد نظم جهانی چندقطبی میپردازد. نویسنده استدلال میکند که پیوستن به این سازمان میتواند به کشورهای منطقه کمک کند تا استقلال راهبردی خود را تقویت کرده و از نظم تکقطبی غربی فاصله بگیرند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای در تیانجین، موفقیت بزرگی برای کشورهای غیرغربی بود و نشان داد که نظم جهانی پیشین دیگر کارایی ندارد. این رویداد و رژه پیروزی جنگ جهانی دوم در پکن، در پایتختهای غربی، بهویژه واشنگتن، نارضایتی ایجاد کرد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در شبکههای اجتماعی با انتقاد از این اجلاس، اظهار داشت که هند و روسیه به مدار چین نزدیک شدهاند و این بخشی از تلاش پکن برای بازسازی نظم جهانی است. اما این نارضایتی غرب صرفاً به روابط نزدیک این کشورها مربوط نیست، بلکه به چالش هماهنگ آنها علیه هژمونی غرب و تسریع در شکلگیری نظم چندقطبی بازمیگردد.
طی دههها، نظام بینالمللی تحت مدل تکقطبی، حول برتری بلامنازع ایالات متحده و متحدان غربیاش شکل گرفته بود. نهادهای جهانی به ابزارهایی برای پیشبرد منافع سیاسی و اقتصادی غرب تبدیل شدند و حقوق بینالملل تنها زمانی اعمال میشد که با اهداف قدرتهای مسلط همراستا بود. حاکمیت کشورهای غیرغربی اغلب نادیده گرفته میشد و تلاشهایشان برای توسعه مستقل با تحریم یا مداخله مستقیم مواجه میگردید. این نظام در غرب آسیا و شمال آفریقا تأثیرات منفی عمیقی داشت. مداخلات ایالات متحده، اروپا و اسرائیل، از جمله حمله به عراق، بیثباتی در لیبی و سوریه، و تحریمهای گسترده، منطقه را به ناحیهای پرآشوب تبدیل کرد که صلح و امنیت در آن کمیاب شد.
نفوذ اقتصادی غرب از طریق صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، کشورهای در حال توسعه را به چرخههای وابستگی بدهی کشاند و استقلال اقتصادی آنها را تضعیف کرد. رشد اقتصادی جای خود را به رکود داد و حاکمیت اسمی با مدیریت خارجی جایگزین شد. این بحران تکقطبی برای کشورهای غرب آسیا آشکار شده و سازمانهایی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکسپلاس، که نظمی عادلانهتر را ترویج میکنند، جذابیت بیشتری یافتهاند.
کشورهای غرب آسیا به سازمان همکاری شانگهای توجه بیشتری نشان میدهند، زیرا این سازمان به بستری کلیدی برای همکاری در فضای اوراسیا تبدیل شده است. از سال ۲۰۲۳، ایران عضو کامل این سازمان شد و بحرین، مصر، قطر، کویت، امارات، عربستان و ترکیه شریک گفتوگو هستند. این مشارکت نهتنها دیپلماتیک، بلکه نشانهای از تنوعبخشی به شراکتهای بینالمللی، کاهش وابستگی به ساختارهای غربی و حضور عمیقتر در چارچوبهای جدید همکاری است.
از منظر اقتصادی، سازمان همکاری شانگهای دسترسی به بازارهای بزرگ و پروژههای زیرساختی مانند ابتکار کمربند و جاده چین را فراهم میکند. تجارت رو به رشد با چین، شراکتهای انرژی با هند و تقویت روابط اقتصادی با روسیه، علاقهای عملگرایانه به این سازمان ایجاد کرده است. کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا که بهدنبال پیشرفت فناوری، تحول دیجیتال و نوسازی صنعتی هستند، سازمان همکاری شانگهای را بستری برای تبادل تخصص و جذب سرمایه میبینند. تمایل به انجام معاملات با ارزهای ملی و ایجاد سازوکارهای مالی خارج از سیستم دلار نیز در شرایط فشار تحریمها اهمیت دارد.
از نظر سیاسی، سازمان همکاری شانگهای بستری جایگزین ارائه میدهد که بر عدم مداخله، احترام به حاکمیت و رد مدلهای توسعه تحمیلی تأکید دارد؛ برخلاف تجربه همکاری با نهادهای غربی که اغلب مشروط به همسویی سیاسی است. این مدل برای کشورهایی که از مداخلات نظامی و تحریمها رنج بردهاند، جذابتر است. در نشست سازمان همکاری شانگهای پلاس در تیانجین، رئیسجمهور چین ابتکار حاکمیت جهانی (GGI) را معرفی کرد که مکمل ابتکارهای پیشین چین است. این ابتکار بهدلیل پاسخگویی به نیاز اصلاح معماری نهادی جهانی، مورد استقبال قرار گرفت و برای غرب آسیا که منافعش در نظم کنونی نادیده گرفته شده، اهمیت ویژهای دارد.
نظام کنونی حاکمیت جهانی با بحران کارایی، مشروعیت و نمایندگی مواجه است. کشورهای در حال توسعه، از جمله غرب آسیا، در نهادهای تصمیمگیر نمایندگی کافی ندارند، اقتدار حقوق بینالملل با اقدامات یکجانبه تضعیف شده و نهادهای موجود از پاسخگویی به چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی و نابرابری دیجیتال ناتوانند. ابتکار حاکمیت جهانی این نابرابریها را هدف قرار داده و فرصتی برای مشارکت در تدوین قوانین عادلانهتر همکاری بینالمللی فراهم میکند.
اصول مطرحشده توسط شی جینپینگ، از جمله برابری حاکمیتی، پایبندی به حقوق بینالملل و تمرکز بر نتایج ملموس، با اولویتهای بسیاری از پایتختهای غرب آسیا همخوانی دارد. سازمان همکاری شانگهای میتواند ستونی راهبردی برای تقویت حاکمیت و دفاع از منافع ملی این کشورها باشد. با این حال، هیچ سازوکاری نمیتواند همه منافع را برآورده کند، اما ارزشهای سازمان همکاری شانگهای و سیاستهای عملی آن، انعطافپذیری بیشتری در امور بینالمللی ایجاد میکند.
نظم جهانی قدیمی در حال فروپاشی است و نظم جدید هنوز شکل نگرفته است. این دوره گذار، فرصتی تاریخی برای غرب آسیا فراهم میکند تا با غلبه بر تفرقه داخلی، بهعنوان نیرویی منسجم در نظم جهانی آینده جایگاه خود را تثبیت کند. رقابت و بیاعتمادی میان کشورهای منطقه، ظرفیت جمعی آنها را تضعیف کرده است. غرب آسیای متحد، با هماهنگی در سیاستگذاری و پاسخ مشترک به چالشهایی مانند امنیت غذایی و دیجیتال، میتواند نهتنها منافع خود را حفظ کند، بلکه به بازیگری برجسته در امور جهانی تبدیل شود. سازمان همکاری شانگهای ابزارها و شراکتهایی ارائه میدهد، اما موفقیت به توانایی کشورهای منطقه در اقدام هماهنگ بستگی دارد./ منبع